PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بیوگرافی نویسندگان معروف (همراه با آثارشون)



Senator 07
2008-04-20, 02:23 AM
آلکسی ماکسیمویچ پشکوف معروف به ماکسیم گورکی به سال 1869 در شهر نیژنی نوگورود یا گورکی گراد کنونی متولد شد. بیش از پنج سال نداشت که پدرش درگذشت و مادرش دوباره ازدواج کرد و او را با پدربزرگ پیرش تنها گذاشت.


گورکی چند سال نزد پدربزرگش بسر برد ولی چون دید که پیرمرد ناتوان از عهده خرج خویش نیز بر نمی آید خانه او را ترک گفت و تنها و بی ** به سوی سرنوشت نامعلومش رهسپار گردید. به ادسا رفت و در آنجا باربر شد، پس از آن به شهرهای دیگر روسیه ازقبیل تفلیس، نمازان و سایر شهرها سفر کرد و به کارهای مختلف: شاگرد نانوایی، پاسبانی و مستخدمی راه آهن تن در داد. در همین مدت با سواد کمی که داشت مطالعه می کرد و به ادبیات عشق می ورزید. به تدریج دست به قلم برد و اولین داستان خویش را در یکی از روزنامه های قفقاز نوشت. به زودی توانست نظر مردم را به سوی خویش جلب نماید. در این تاریخ گورکی که شهرت یافته بود شروع به نوشتن آثار معروف خود کرد و سپس کشور را به سوی اروپا و آمریکا ترک گفت. در خارج از کشور نیز دست از فعالیت بر نداشت و به فعالیت خویش افزود تا آنکه انقلاب 1917 به ثمر رسید و گورکی همانند سرداری فاتح به کشور بازگشت. مدتی سخنگوی دولت بود تا آنکه به شدت بیمار گشت و سفری برای معالجه به خارج نمود. در سال 1928 به روسیه بازگشت و بالاخره در سال 1936 هنگامی که 67 سال داشت جان سپرد.

کتاب های زیر از مهمترین آثار گورکی می باشند:

ولگردان
آنها که وقتی آدمی بودند
دانشکده های من
توفان
سه رفیق
نهم ژانویه
همسفر
بوران
نخستین عشق من
استادان زندگی
نگهبان شدم
خرده بورژواها
واسکا، فضول
زندانیان
یک اعتراف
مادر .




هدف ادبیات...!

Senator 07
2008-04-20, 02:25 AM
نيکلا واسيلويپ گوگول در سال 1809 در اوکرائين متولد شد و در سال 1852 در پترزبورگ در گذشت. او خود را هميشه در اين شهر غريبه حس مي‌کرد و روح صادق و ساده و روستايي او با اين پايتخت ظريف و آداب دان و سياست باز و پليس مآب سازگاري نداشت. گوگول کار ادبي خود را با نوشتن داستان‌هاي مردمي، مانند "شب نشيني‌هامو" (1831) آغاز کرد و سپس رمان تاريخي تاراس بولبا را نوشت. اما سبک ادبي او با خلق آثار انتقادي و نيشخندآميز: "دفتر خاطرات يک ديوانه"، "شنل" و "دماغ" تثبيت شد که در آن‌ها تاثيري از کارهاي هوفمند مشهود است و سال‌ها بعد کافکا از او تاثير مي‌پذيرد.



شرح مكمل :

نیکلای گوگول در 19 مارس سال 1809 در یکی از توابع «پولتاوا» واقع در «اوکرائین» روسیه چشم به جهان گشود. پدرش یکی از ملاکان کوچک ولی نجیب اوکرائین به شمار می رفت. گوگول تحصیلات مقدماتی خویش را در همین جا آموخت و چون پدرش در سال 1825 درگذشت او مادرش نتوانستند از عهده خرج خویش به تمام و کمال برآیند. در سال 1828 با مادرش به «سن پترزبورگ» آمد و در یکی از وزارتخانه ها به کار پرداخت. مدتی بعد دبیر تاریخ یک مدرسه دخترانه شد، لیکن هرگز فکر نویسندگی در سر نداشت. به تدریج وضع مالی آنها رو به وخامت رفت و او نیز مجبور گشت که چیز بنویسد. در سال 1831 اولین اثر جالب خویش را به نام: شب نشینی های مزرعه دیکانگا به رشته تحریر درآورد. در سال 1835 مجموعه داستانی به نام میر گورود انتشار داد و معروفیت بیشتری کسب نمود. پس از آن دو کتاب دیگر به نام های تاراس بولبا و بازرس نگاشت. این کتاب ها نشان داد که او نویسنده توانایی است. گوگول بعد از انتشار نمایشنامه بازرس به خارج از روسیه سفر کرد و مدت ها در آلمان، سویس، فرانسه، ایتالیا، اطریش و سایر کشورهای اروپا به سیاحت مشغول بود. او مدتی نیز به بیت المقدس رفت و در سال 1848 به مسکو بازگشت. گوگول در 21 فوریه سال 1852 درگذشت.

معروفترین آثارش عبارتند از:

نفوس مرده
تاراس بولبا
بازرس
شنل
آرابسک
بینی
یادداشت های یک دیوانه
افسانه ها
مناظر نوسکی
تصویر
راهزنان
عروسی
ایوان غسل دهنده
یک شب ماه مه.

Senator 07
2008-04-20, 02:27 AM
آرتور آدامف، نویسنده روسی الاصل، در قزلودسک، در ناحیه قفقاز به سال 1908 متولد گردید. آدامف در سنین کودکی با آثار بالزاک آشنا شد و به مطالعه رمان های فرانسوی پرداخت. مقارن آخرین سال های جنگ جهانی دوم (1945) آدامف شروع به نوشتن نمایشنامه کرد. به هرحال آدامف علاوه بر نوشته های خود ترجمه هایی از داستایوسکی، گوگول، بوخنر، گورکی و چخوف نیز از خود بر جای نهاده است.

آرتور آدامف در سال 1970 چشم از جهان فرو بست. برخی از آثارش عبارتند از:

اعتراف
سنگر
استلا
رژه بزرگ و کوچک
مسیر رهروی
استاد تاران
همان طور که بوده ایم
دوباره یافته شدگان
پینگ پونگ
پائولو پائولی
برچیلان
صمیمیت
شکوه مرد مسخره
من فرانسوی نیستم
اروپای مقدس
بهار هفتاد و یک
مانوور بزرگ و کوچک
حمله.

Senator 07
2008-04-20, 02:27 AM
الکساندر سرگه ایئویچ پوشکین در سال 1799 میلادی در مسکو به دنیا آمد و زیر نظر مادربزرگ و دایه ای که قصه های دلفریب می دانست بزرگ شد. پدر و عمویش شعر می ساختند و آثار تمام شاعران قرن هجدهم فرانسه در کتابخانه شان یافت می شد.

الکساندر که از همان عنفوان جوانی زبان فرانسه را کاملاً می دانست، هرچه زودتر به زبان فرانسه شروع به تقلید از آنها کرد. در 1811 در مدرسه ای که امپراتور الکساندر نزدیک قصرش در «تسارسکوئه سلوبنا» می کرد، پذیرفته گردید و در آنجا به فراگیری ادبیات پرداخت. هفت سال بعد به عنوان کارمند وزارت امورخارجه وارد این وزارتخانه گردید و با برخوردار گردیدن از خوشی های پایتخت، شعرهای فراوانی ساخت و در 1820 نخستین منظومه خود «روسلان ولودمیلا» را به وجود آورد که از لحاظ ذوق و ملاحت توصیفات از سایر منظومه های نظیر خود در قرن هجدهم بهتر بود.

پوشکین چون با سازمان های مخفی همکاری می کرد و همچنین چون شعر او به دست پلیس شاهی می افتد در بهار سال 1820 به عنوان کارمند به کیف و بعد به ادسا تبعید گردید. طی سال هایی که در جنوب گذرانید قریحه اش تقویت شد و چیزهایی جالب ملل متفاوت و خلاصه چیزهای غیربومی که رمانتیک ها از مشرق انتظار داشتند بر او آشکار گردید و در همین دوران بود که آثار بایرون را خواند و زندانی قفقاز و فواره باغچه سرای را به رشته تحریر کشید.

آزادمنشی طبع و حرکات و سکنات غیرمتعارف او دشمنی حاکم ادسا را بدو جلب کرد تا جایی که از حکومت مرکزی تقاضای تبعید او را کرد. عاقبت در 1824 او را به دهکده میخائیلوسکوئه که متعلق به خانواده شاعر بود و در حوالی ناحیه پسکوف قرار داشت گسیل داشتند تا تحت نظر باشد. مدتی بیش از دو سال در آنجا منزوی زیست تا بالاخره در شورش دسامبر 1825 با جلوس نیکلا مورد مرحمت او واقع شد و به مسکو آمد و شاه به او وعده داد که در آینده او را تنها منشی مطبوعاتیش خواهد کرد. پوشکین در 1831 با ناتالی گانچارووای زیبا که علی رغم او یک زندگی سراسر عیش و عشرت را بدو تحمیل کرد ازدواج نمود، بالاخره بعد از مدتی مردم پست با هم پیمان بستند و از طنازی خیره کننده زنش استفاده کرده و با ایجاد توهمات ناروا خواستند او را نسبت به زنش مظنون کنند، سرانجام شاعر یکی از آنها را که فرانسوی و به بارون آنته معروف بود به جنگ تن به تن خواند و در 27 ژانویه 1837 به طرز مهلکی مجروح گردید. پس از دو روز که درنهایت رنج بسر برد و مردانه آن را تحمل کرد جهان را بدرود گفت. جسد او را به کلیسا حمل کردند و از آنجا به دیر سن مونتانی که در جوار میخائیلوسکوئه واقع بود بردند و در آنجا به خاک سپردند. از میان آثار بی شمار او می توان اینها را نام برد: بوریس گودونف، سوار برنجی، پولتاوا، دختر سروان یا تاریخچه عصیان پوگاچف، تابوت ساز، غلام پست، ضربه آتشین، دوبروفسکی، دام سیاه، بی بی بیک، کولی ها و طوفان. تيرانداز- چندچامه و درام- داستانهاي ايوان پترويچ.

Senator 07
2008-04-20, 02:28 AM
بوريس پاسترناك Bouris Pasternak از نويسندگان و شاعران به نام روسيه است، كه در سال 1890 در مسكو متولد گرديد. او فرزند بزرگ خانواده‌اي بود كه پدرش «لئونيد پاسترناك» نقاش چيره‌دست و مشهور و مادرش «روزا كافمن» از پيانيست‌هاي زبردست بودند.

پدر پاسترناك خانواده‌اش را به انگلستان برد و خود نيز در هما نجا درگذشت، ولي بوريس پاسترناك در روسيه باقي ماند و به فرا گرفتن موسيقي مشغول گشت. به تدريج از موسيقي دست كشيد و به آلمان براي تحصيل فلسفه رفت و در آنجا نزد. پروفسور «كهن» به فرا گرفتن فلسفه مشغول گشت و چون جنگ اول جهاني آغاز شد، به روسيه مراجعت نمود و در يك كارخانه به كار مشغول گشت.

پس از مدتي فعاليتا دبي خويش را آغاز نمود و به سرودن شعر پرداخت و از سال 1917 به بعد به انتشار آثار، افكار و عقايد خويش پرداخت. سپس به ترجمه آثار گرانبهاي خارجي به زبان روسي دست زد و بيشتر آثار شكسپير به وسيله او بدين زبان ترجمه گشت.

در سال 1932 به علت عدم توافق فكري بين او و بعضي از افراد سرشناس، گوشه عزلت اختيار نمود و تا آخر عمر كمتر به اجتماعات سر مي‌زد. در سال 1958 برنده جايزه ادبي نوبل گرديد، ليكن از دريافت آن امتناع ورزيد. پاسترناك در سال 1962 درحالي كه كمتر با كسي معاشرت داشت چشم از جهان بربست.

معروفترين آثار پاسترناك عبارتند از:
«دكتر ژيواگو»
«بر فراز حصارها»
«****ي بي‌خطر»
«آثار برگزيده»
«اشعار منتخب».

Senator 07
2008-04-20, 02:29 AM
ايوان الکساندرويچ گنچارف، در سيبري، در ششم ژوئن 1812 به دنيا آمد و در 1891 در سن پترزبورگ درگذشت. و در همه عمر کارمند دولت بود. با اين وصف بين سال‌هاي 1855 و 1857 سفري به دور دنيا کرد که محصول آن داستاني بود و روايتي که مدت‌ها با تورگنيف که او را متهم به سرقت ادبي مي‌کرد بر سر آن بحث و مجادله داشت. جمعا گنچارف شخصيت عجيبي داشت که براي هيچ ** شناخته شده نبود. در داستان "سيل گاه" از گروهي از افراد زحمتکش و سرکش سخن مي‌گويد که زير بار زور نمي‌روند. اما خود او در اداره سانسور روسيه خدمت مي‌کرد. راستي گنچاروف چه کسي بود؟

Senator 07
2008-04-20, 02:30 AM
لئونید آندریف، از معروفترین نویسندگان روسی می باشد. وی در سال 1871 متولد شد و در سال 1919 درگذشت. برخی از آثار وی عبارتند از:

اندیشه
لبخند خونین
مغاک
در هوای مه آلود
تبسم سرخ
به سوی ستارگان
زندگی بشر
نقاب های سیاه
اقیانوس
هفت به دار آویخته
آنفیسا
یکاترینا ایوانوونا
پروفسور استوریتیسن
کسی که سیلی می خورد
به دار آویختگان
محکوم شدگان
هفت نفری که به دار آویخته شدند
یکی بود یکی نبود
گرداب
در مه جناب آقای فرماندار
زندگی بشری
سیلی خورده.

Senator 07
2008-04-20, 02:30 AM
هارولد لمب، نویسنده روسی که کتاب چنگیزخان اثر مشهور او می باشد.

از دیگر آثار او می توان موارد زیر را نام برد:

شعله اسلام
کورش کبیر
جنگ های صلیبی
سرکرده قزاق ها
تئودور امپراتور.

Senator 07
2008-04-20, 02:31 AM
نیکولای سمینوویچ لیسکوف، رمان نویس معروف روسی در سال 1831 میلادی به دنیا آمد و در سل 1895 در سن 64 سالگی فوت نمود و آثار او به شرح زیر می باشد:

بن بست
تا پای خنجر
جزیره نشینان
لیدی ماکبت
کشیشان
در ته دنیا
کوهستان
آزادی زیبا
فرشته دست و پا بسته
زن پرخاش جو
عشق گرامی
خنجرهای آخته
روحانیان
فرشته موم اندود
قصه ای مصری
خانواده ورشکسته
طاووس
زن هرزه گرد
لیدی مکبث اهل متسنسک
ماجرای یک زن.

Senator 07
2008-04-20, 02:32 AM
گئورگی والنتینوویچ پلخانف، نویسنده روسی در سال 1856 به دنیا مد و در سال 1918 فوت کرد.


آثار نویسنده بدین شرح می باشد:

استنباط و یا تعبیرهای مادی تاریخ
درباره بسط و اعمال نظریه مونیستیک در تاریخ
درباره ماتریالیسم تاریخی
درباره اهمیت فرد در تاریخ
تاریخ از نظر مادی
مقدمه تاریخ اجتماعی روسیه.

Senator 07
2008-04-20, 02:33 AM
سرگئی فیئیویچ آکساکف، از نویسندگان قرن 19 روسیه می باشد. وی در سال 1823 چشم به دنیا گشود. او آثار زیادی از خود برجای گذاشته است. آکسانف در سال 1886 در سن 63 سالگی فوت کرد.


این آثار از وی می باشد:

یادگارهای ماهیگیر
یادگارهای شکارافکن
تاریخ خانواده
سال های کودکی نوه باگرو
یادگارها.

Senator 07
2008-04-20, 02:33 AM
بانو نينا يميليانووا از سال ۱۹۳۱ به عالم ادبيات گام گذاشت . قبل از شروع به كارهاي ادبي او سالهاي متمادي در هيات هاي مامور اكتشاف معادن خدمت كرد و به شمال سلسله جبال اورال ، به مناطق زر خيز يني سئي وبه جنگلهاي سرزمين او سورييسكي مسافرت نمود.


او سال هاي درا ز براي گرد آوري مطالب وموضوعا تي از زندگي حقايق و وقايع و همچنين غني ساختن زبان و خامه خود زحمت كشيد . نخستين اثر بانو يميليا نووا به نام ((زاما نشچينا )) در سال 1931 در مجله ((سيبير سكيه او گني )) منتشر گرديد . رمان (( جراح )) نام او را مشهور ساخت . از آثار او (( چشمه ها)) و (( خانه پدري )) به كودكان اختصاص دارد .

داستا نهاي بانو يميليا نووا به كرات در مجموعه بهترين داستانهاي سالهاي ا خير به چاپ رسيده و داستان ((عاشقان )) يكي از آنهاست .

Senator 07
2008-04-20, 02:34 AM
آلکسی نیکلای ویچ آربازف، یکی از نمایشنامه نویسان قرن بیستم روسیه می باشد. وی در سال 1908 چشم به جهان گشود.

آثار این نویسنده بدین شرح می باشد:

شش عاشق
جاده طولانی
طبقه
تانیا
جاویدانان
خانه در اطراف شهر
در شهر شفق
ساعت 12
سال های مسافرت
ملاقات با جوانی.

Senator 07
2008-04-20, 02:34 AM
سركئي الكساندرويچ اسنين در 1895 در كنستانتينوفه به دنيا آمد. خانواده‌اش از كشاورزان طبقه سوم روسيه بودند و او به واسطه فقر تحصيلات زيادي نكرد و اجتماع به خودي خود معلم او گرديد. نخستين كتاب او «شورش» به سال 1916 انتشار يافت در 1919 گروه ايماژيست را تشكيل داد و آرمان‌هاي اساسي آن را به عنوان عوامل اساسي خلق شعر اعلام نمود. انقلاب روسيه نتوانست روح سركش او را خرسند سازد و لذا راه نوميدي پيش گرفت و از اين شهر به آن شهر رفت، ولي هيچ جا آرامشي را كه در جست‌وجويش بود نيافت و حتي شعر هم نتوانست او را از شتافتن به سوي مرگ باز دارد. اسنين در 28 دسامبر 1925 در يك اطاق محقر واقع در لنينگراد خودكشي كرد. ماكسيم گوركي وي را بعد از پوشكين بزرگترين نابغه شعر غنايي روس خوانده است.

Senator 07
2008-04-20, 02:35 AM
واسيلي يان در سال 1898 پس از پايان دانشگاه سن پطر بورگ كوله باري بدوش انداخت و در روسيه به سياحت پرداخت . پس از دو سال سياحت بعنوان خبرنگار روزنامه به انگلستان رفت و تمام بخش جنوبي آن كشور را با دو چرخه پيمود. زبانشناس جوان با استعداد پس از باز گشت به روسيه در يكي از شهرهاي كوچك آسياي ميانه ساكن شد و با شغل بازرس چاه هاي آب بكار پرداخت . در سال 1901 اسبي خريد و سواره از صحراي قره قوم گذشت و از شهرهاي خيوه وبخارا ديدن كرد. سپس عازم ايران شد و از طريق سيستان و بلوچستان به مرزهاي هندوستان ( پاكستان كنوني ) رسيد ... ظاهرا در يكي از همين نقاط بود كه با چوپان كوير لوت كه از سرنوشت غم انگيز وطن خويش با او سخن گفت ملاقات كرد. آنجا نخستين بار به فكر نوشتن كتابي درباره سايه هاي مهيب دوران گذشته افتاد ولي اين فكر سالها بعد يعني پس از انقلاب اكتبر تحقق پذيرفت . واسيلي يان در سالهاي 1905- 1917 بعنوان مخبر روسي مشهور خبر گزاريهاي گوناگون بارها به آسياي ميانه ، منچوري ، كشورهاي بالكان ، مصر . تركيه و غيره سفر كرد.

او كمي پس از انقلاب اكتبر در سال 1918 به روسيه باز گشت . جمهوري جوان در تمام رشته ها به افراد با فرهنگ نياز فراوان داشت و يان از هيچ كار ي روي بر نمي تافت :دبير دبيرستان ، رداكتور روزنامه ها و مجلات ، اقتصاددان ، نمايشنامه نويس و كارگردان تاتر انقلابي جديد . واسيلي يان در هر يك از اين مشاغل نهايت كوشش خود را بكار مي برد..


در سال 1923 واسيلي يان به مسكو آمد و به كار خلاق تاليف رمانهاي تاريخي پرداخت . رمانهاي كشتي فينيقي ، اسپارتاك ، روبرت فولتون ، آهنگران اورال ، و آتش تپه ها يكي پس از ديگري انتشار يافت.

يان در سال 1939 تاليف رمان چنگيزخان را كه نخستين كتاب از رمانهاي سه گانه اوست بپايان رساند. در سال 1941 رمان ((باتو )) ودر سال 1954 رمان ((بسوي آخرين قلزم )) كه بخش نهايي رمانهاي سه گانه است ، از چاپ خارج شد . اين سه رمان تاريخي كه به ا ستيلاگران مغول اختصاص دارد ، هم از نظر حجم وهم از نظر اهميت ادبي مهمترين اثر نويسنده است . رمان هاي تاريخي واسيلي يان علاقه فراوان خوانندگان شوروي و كشورهاي ديگر را بخود جلب كرد . (( چنگيز خان )) بدريافت جايزه دولتي اتحاد شوروي نائل آمد و به بسياري از زبانهاي خارجي ترجمه شد و بارها تجديد چاپ گرديد، از آن جمله در انگلستان ، فرانسه ، فنلاند، آرژانتين ، ايالات متحده امريكا و كشورهاي ديگر. در سال 1965 مجله ((مسائل ادبيات )) چاپ مسكو در باره كتاب ((چنگيزخان )) نوشت : (( اين كتاب بدون ايجاد شيفتگي كاذب به زور و اقتدار و بدون هيچگونه گذشت در قبال گژي ها و ناراستي ها حق تعلق به ادبيات كلاسيك شوروي را بدست آورده است .

Senator 07
2008-04-20, 02:36 AM
بانو ورا اينبر از نويسندگان وشعراي معروف معاصر روسيه است . اينبر در سال 1912 نخستين ديوان اشعار خود را در پاريس انتشار داد . ولي قهرمانان دلخواه ونازنين ، مضامين وسبكهاي ويژه خود را بعدها يافت . ورا اينبر در سالهاي 20 و 30 به عنوان روزنامه نگار به مسافرتهاي متعددي در روسيه واروپاي باختري پرداخت و در اين سالها داستانها ونوولهاي فراواني نوشت و(( مايا و افسانه سريرا )) يكي از بهترين آثار اين دوره فعاليت اوست .

در اين نوول وضع زندگي يكي از شهرهاي كوچك جنوبي روسيه در آغاز سالهاي 20، در روزهاي استقرار حكومت روسيه تشريح گرديده است . ورا اينبر سالهاي جنگ كبير ميهني را در لنينگراد محصور به سر برد ودر آنجا منظومه ((نصف النهار پولكو )) را كه اكنون شهرت به سزايي كسب نموده و همچنين دفتر يادداشتهاي روزانه خود موسوم به (( تقريبا سه سال )) را نوشت وبه پاس آنها به اخذ جايزه دولتي نائل گرديد .

Senator 07
2008-04-20, 02:37 AM
پیلینیاک، نویسنده روسی در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. پدر و مادر او با درآمدی کم زندگی خود را می چرخاند. پلینیاک آثار نویسندگان فرانسوی را زیاد مطالعه می کرد. بعد از آن، کم کم روی به نویسندگی آورد و با اثر ولگا به دریای خزر می ریزد، معروفیت پیدا کرد.

Senator 07
2008-04-20, 02:38 AM
چرنیشفسکی، یکی از نویسندگان هم دوره تولستوی می باشد که آثار بسیاری دارد
و فقط می توان به یک اثر او اشاره کرد: چه باید کرد؟

Senator 07
2008-04-20, 02:38 AM
Babel - Issak

بابل - ايساك
ايساك بابل در 1894 در ادساي روسيه چشم به جهان گشود. بابل در جواني خانواده و زادگاهش را ترك گفت ؛ ابتدا به كيف رفت ، سپس بدون برداشتن پروانه اقامت به سن پترزبورگ پاگذاشت. در اين هنگام بيست و يك ساله بود . بابل در آنجا، در خيابان پوشكين ، در زيرزميني زندگي مي كرد و داستانهايي مي نوشت كه كسب بدانها اعتنايي نمي كرد . ماكسيم گروكي به ياري اوشتافت و داستان «ايساكويچ و مارگاريتا» را در نشريه خود به چاپ رساند. با اين همه ، به او گفت كه اين داستان او به طور تصادفي قابل چاپ درآمده و به اندرز دادكه ادبيات را رها كند و به ميان مردم برود. بابل درباره گوركي گفته است كه همه چيز خود را مديون او است . بابل سپس درارتش سرخ در جبهه روماني به خدمت پرداخت . در 1917 جانب بلشويكها را گرفت . بابل در 1921 در جنگ روسيه – لهستان شركت كرد و به لهستان اعزام گرديد . او پنج سال بعد با انتشار مجموعه داستان سواره نظام (1926) كه در واقع خاطرات او از اين سفر است، به شهرت رسيد . گزارشهاي منسجم ، دقيق و دوپهلوي اين كتاب غنايي تازه به زبان روسي بخشيد . آدم هاي بابل در اين داستان يا انسان هاي ساده و بي آلايشي‌اند يا روشنفكران ضعيف و حساس. سواره نظام گزارشي حماسي از تجربه هاي يك افسر است كه در يك هنگ قزاق به خدمت منصوب شده است . بي رحمي و خشونتي كه در اين داستانها ارائه مي شود حدو مرز ندارد اما با لحني غنايي بيان مي شود و از طنز و ابهام آكنده است ؛ به طوري كه خواننده در نظر اول نمي تواند تشخيص دهد كه روايتگر با ثبت بيرحمي برآن است كه جانب بي‌رحمي را بگيرد يا بر آن بتازد . سبك يگانه ، ايجاز، تصويرپردازي و مهمتر از همه مناظر غم انگيز و ترسناك تاثيري غريب به داستان هاي سواره نظام بخشيده اند .

ايساك بابل در بيست وشش سالگي در سرزمين بيگانه ، لهستان ، با اينكه بسيار ديده و بسيار تحمل كرده است ، اما همچنان خود را در آغاز راه مي بيند . او بر آن است تا توانايي خويش را به بوته آزمايش بگذارد . اين آزمايش ابزرا شجاعت نيست . ايساك بابل با استيفن كرين و ارنست همينگوي مشابهت هاي بسيار دارد؛ اما پرسشي كه با آن روبروست پرسشي نيست كه اين نويسندگان سرشناس امريكايي براي آن ارجي بسيار قائل بودند. بابل از خود نمي پرسد كه آيا مي تواند با افتخار با خطر روبه‌رو گردد ؛ به سخن ديگر ، آيا مي توان «كشته شدن» را تحمل كرد ؟

بلكه براي بابل اين پرسش مطرح است كه آيا مي توان«كشتن » را تحمل كند . در داستان كوتاه«پس از نبرد» ، روايتگر داستان از ماموريتي بازگشته ، اما دوست قزاقش از دست او عصباني است، نه بدين سبب كه ترسيده ، بلكه بدين سبب كه با تفنگي خالي سوار بر اسب بوده است . سرانجام ، داستان با اين درخواست روايتگر از سرنوشت پايان مي يابد كه «ساده ترين مهارت را به من عطا كن ، مهارت كشتن همنوعانم را .»

ضرورت تسليم شدن به آزمايش را در ديگرداستان هاي بابل مي بينيم . در داستان «غاز اول من» فرمانده پرزرق و برق ، قزاق تازه وارد را تحقير مي كند ؛ زيرا عينك بر چشم دارد ، روشنفكر است و نازدك دل و با خشونت و سنگدلي ميانه اي ندارد . سررشته دار مي گويد؛« ما اينجا براي آدمهايي كه فكر مي كنند جايي نداريم . بچه ننه ها بايد بروند تنگ دل مادرشان بخوابند . » پنج تن دوستان تازه وارد اين موضوع را روشن مي كنند كه او غريبه است و به دردشان نمي خورد . آن وقت بي درنگ سربه سرش مي گذارند و ناراحتش مي كنند . اما او با يك حركت دشمني آن ها را نسبت به خود و عينكش از ميان مي برد . گرسنه است و از زن صاحبخانه درخواست خوردني مي كند. زن غاز خود را به او مي دهد تا بكشد . مرد غاز را با بيرحمي سرمي برد و سپس شمشير خود را در تن آن فرو مي برد و به سوي زن دراز مي كند و به او دستور مي دهد براي خوردن آماده كند . بحران اكنون فرو نشسته ؛ بهاي جامعه پرداخت شده است . گروه پنج نفري اكنون شش نفر شده اند . همه چيز به خوبي و خوشي گذشته است. بحثي در مي گيرد ، سپس مي خوابند ، « خوابيديم ، هر شش نفر، زير سقفي كه از لابه لاي چوبهايش ستاره ها ديده مي شد ، پاهاي ما در هم فرو رفته بود ، همديگر را گرم مي كرديم ، خواب ديدم ، خواب زن ها را ديدم ، اما دست هايم خونين بود ، غرقه در خون .»

اثر ديگر او ، داستان هاي ادسا ، كه در 1930 در مسكو منتشر شد، ادساي پيش از انقلاب را نشان مي‌دهد. نمايشنامه هاي بابل ، غروب آفتاب (مسكو، 1928) و ماريا (مسكو ،1933) از شهرت چنداني برخوردار نيستند .

ايساك بابل در نخستين كنگره نويسندگان شوروي كه در 1934 برپا گرديد حضور داشت و سخنراني ساده اي كه بعدها ثابت شد بسيار طنز آميز بوده است ايراد كرد . از سال 1936 به بعد ديگر نامي از اين داستان نويس نابغه در هيچ يك از انتشارات شوروي به چشم نمي خورد . او ناپديد شده است .

Senator 07
2008-04-20, 02:45 AM
Dostoyevsky - Feodur , Michelaovich


داستايفسکي، فرزند دوم پزشک ويژه مستمندان، در مسکو به جهان آمد. ظاهراً نخستين سال هاي زندگيش در محيطي محصور و منزوي سپري شد. پدرش مردي تندخو و مستبد و مشروبخوار بود و با اين همه با توجه به معيارهاي زمانه از تحصيلات عالي برخورداري داشت؛ مادرش زني فرهيخته تر از پدر و از خانواده اي اصيل بود. خانواده داستايفسکي، به جز خواندن انجيل، به مطالعه ادبيات روسي و مهمترين نشريه هاي روز دلستگي داشت. احتمالاً برجسته ترين خاطرات دوران کودکي داستايفسکي تماشاي نمايش چپاولگران شيلر به سن ده سالگي است. کيفيت هاي نمايشي اين اثر و دعوي آزادي رمانتيک گونه آن معنايي ماندگار و عميق بر داستايفسکي نويسنده بر جا گذارد. مستغلاتي فقرزده نيز که پدر او در 1831 به چنگ آورد و شامل دو روستاي استان تولا بود و در آن خانواده داستايفسکي تعطيلات سالانه خود را مي گذراند تأثيري همسان بر او داشت. حضور در اين مستغلات نخستين آشنايي واقعي داستايفسکي با مردم روس بود که بعدها بسيار فصيح پيرامون آنها به نوشتن پرداغخت. از آثار شيلر و استان نکبت بار تولا درونمايه ها و رويدادهايي بيرون تراويد که ذهن داستايفسکي را در سراسر زندگي به خود مشغول داشت و تأثير عمده خود را در آخرين رمان او، برادران کارامازف، برجا گذارد.


به سال 1837، دو سالي پس از مرگ پدر، که ظاهراً به دست دهقانان خود کشته شد، مادرش درگذشت. داستايفسکي در مؤسسه مهندسي نظامي سن پترزبورگ به تحصيل پرداخت و هرچند در آنجا به تحصيل رشته فني مشغول بود اما ظاهراً بيشتر وقت خويش را منحصراً به مطالعه آثار کلاسيک روسي و نيز آثار برخي نويسندگان گوناگون اروپايي (از والتر اسکات تا هوفمان و دوکوئينسي و بالزاک) اختصاص مي داد. در اين هنگام به مسائل فوق طبيعي و ترسناک دلبستگي داشت. پس از اتمام دوره مهندسي و فراغت از خدمت نظام يکسره به ادبيات روي آورد. داستايفسکي در 1846 بي درنگ به دنبال انتشار نخستين کتاب عمده خود، بيچارگان، ترجمه اوژني گرانده، اثر بالزاک، را منتشر کرد. بيچارگان با تحسين بسيار از جانب منتقد برجسته، و.گ.بلينسکي، مواجه شد و کمابيش يک شبه نويسنده آن در ادبيات روسي تثبيت گرديد. اثر دوم او به نام همزاد (1846) موفقيت اثر نخست را تجديد نکرد. داستايفسکي در همين زمان با به کار گرفتن درونمايه هايي همچون قدرت افسانه (ارباب، 1847) و قدرت رؤيا (شب هاي سفيد، 1848) به تجربه هاي ناموفقي دست يازيد. در اواخر دهه 1840 به گروه پتراشفسکي راه يافت و در بحث هاي آنان پيرامون سوسياليسم آرماني و انقلاب شرکت جست. او به يقين از چنين عقايد زمانه تأثير پذيرفت، هرچند آثارش عاري از موضوع هايي است که نشان دهد او صادقانه به آراي انقلابي پرداخته است. داستايفسکي همراه با ديگر اعضاي گروه پتراشفسکي دستگير شد، به زندان افتاد و در دادگاه نظامي به اعدام محکوم گرديد. اتهام عمده او اين بود که نامه معروف بلينسکي را به گوگول به صداي بلند در يکي از نشست هاي گروه خوانده است. منتقد در «نامه به گوگول»، به سبب شيفتگي مذهبي گوگول، بر او تاخته و اعلام داشته است که مردم روسيه عميقاً به زيبايي گرايش دارند. حکم مجازات مرگ که به دستور تزار، نيکلاي اول، صادر شده بود به زندان با اعمال شاقه و تبعيد تبديل گرديد و بنابراين داستايفسکي در آغاز سال 1850 با دست و پاي زنجير شده به سيبري فرستاده شد. تجربه اي را که داستايفسکي در اردوگاه کيفري امسک از سر گذراند خردکننده بود. در اينکه بيماري صرع داستايفسکي، که بعدها خود را نشان داد، حاصل اقامت او در اين اردوگاه است يا نه ترديد وجود دارد، اما در اينکه داستايفسکي تا پايان عمر از بيماري صرع رنج بسيار برد ترديدي نيست. گزارش او از چهار سال زندان در اردوگاه کيفري (يادداشت هاي خانه مردگان، 2-1861) اثري کلاسيک در ادبيات زندان به شمار مي آيد. هنگامي که در 1854 آزاد گرديد هنوز حق خروج از سيبري را نداشت اما از زندگي نسبتاً آزادي برخوردار بود، به ويژه که به عنوان افسر مشغول خدمت شد. پس از چندي با بيوه يکي از همکاران ازدواج کرد و سرانجام در 1859 اجازه يافت به بخش اروپايي روسيه بازگردد.


ازدواج داستايفسکي روي هم رفته با شادکامي همراه نبود. از اين گذشته، او در جامعه اي با تجديد شهرت و اعتبار روبه رو بود که همه جا از اصلاح و دگرگوني هاي انقلابي سخن به ميان مي آمد. تجربه هاي او سبب تحکيم احساسات مذهبي در او گرديد که در دهه 1840 در وجود او نهفته بود و هنگامي که به ياري برادرش روزنامه زمان را در 1861 پايه ريزي کرد، در زمينه عقايد سياسي، فردي محافظه کار، ميهن پرستي تجاوزگر و کمابيش توده گرا بود؛ بدين معني که به طبقه دهقان روسي دلبستگي داشت و از جامعه روشنفکر مي خواست که از آنان بياموزد. داستايفسکي در روزنامه زمان بود که نخستين رمان خود را به نام تحقيرشدگان (1861) انتشار داد و نيز گزارش نخستين سفر خود را به اروپا با عنوان يادداشت هاي زمستاني پيرامون برداشت هاي تابستاني (1863) در همين روزنامه به چاپ رساند. سرمايه داري کلان شهر غرب، به ويژه آنچه او در لندن به چشم ديد، براي او تکان دهنده بود و آراي ضد غربي و ضد اصلاحگرانه را در او برانگيخت.




به دنبال افزايش بدهي هاي داستايفسکي روزنامه او نيز به سبب چاپ مقاله اي پيرامون شورش سال 1863 لهستان از سوي مقامات توقيف گرديد؛ و با آنکه اجازه انتشار روزنامه ديگري را با عنوان دوران به دست آورد، مرگ همسر، مرگ برادر و مرگ آپولون گريگورف، صميمي ترين همکارش در انتشار روزنامه، ضربه هايي کاري بر او بود. داستايفسکي هرچند برجسته ترين اثرش را تا آن زمان، به نام يادداشت هاي زيرزمين (1864)، در روزنامه دوران به چاپ رساند، ديري نگذشت که اين روزنامه به تأخيرهايي مواجه شد و سپس به کلي متوقف گرديد و بدهي هاي زيادي براي او بر جا گذاشت. او در ويسبادن، در آغاز پاييز 1865، به سبب روبه رو بودن با تنگناهاي خردکننده، نوشتن رماني را با عنوان جنايت و مجازات (1866) طرح ريزي کرد، اما به سبب بستن قرارداد نوشتن رمان ديگري به نام قمارباز (1867)، و تعهد اتمام آن در مدت يک سال، موقتاً نوشتن اثر عمده خود را رها کرد. رمان قمارباز را داستايفسکي براي زن جوان تندنويسي، به نام آنا اسنيتکين، تقرير مي کرد و او مي نوشت. داستايفسکي يک سال بعد با اين زن ازدواج کرد و با اينکه يک رب قرن با يکديگر اختلاف سن داشتند ازدواج آنان با شادکامي و موفقيت همراه بود.




زن و شوهر سپس براي فرار از دست طلبکارها به تبعيدي اجباري در اروپا دست زدند و چهار سالي را در درسدن گذراندند. داستايفسکي در اين مدت دو رمان عمده خود، ابله (1868) و جن زدگان يا شيطان ها (2-1871) را نوشت. در بازگشت به روسيه، همسر داستايفسکي نقش ناشر آثار شوهر را برعهده گرفت و زندگي خانوادگي آرام و استواري را پي ريزي کرد. رسيدگي دقيق و فداکارانه او به مسائل مالي داستايفسکي، به تدريج، سبب پرداخت تمام بدهي هاي او گرديد. هرچند مرگ هاي زودرس برخي از بچه هايش و حمله هاي وخيم بيماري صرع او دهه آخر عمرش را بر او سخت ناگوار کرد اما در سايه فعاليت خاطرات نگاري (يادداشت هاي يک نويسنده، که در سال 1873 آغاز گرديد و با وقفه هايي تا هنگام مرگ ادامه يافت) و نيز در سايه مطالعه آثار خود در حضور مردم، روزنامه نگاري (ويراستاري روزنامه شهروند، 4-1873) و کارش در مقام رمان نويس (جواني خام، 1875) و سرانجام بر تارک همه اينها، با انتشار بزرگترين رمانش، برادران کارامازوف، در 80-1879 به شهرت ادبي کم نظيري دست يافت. شهرت او در طول جشن هايي که به مناسبت پرده برداري از پيکره پوشکين در مسکو، به سال 1880، برپا شد با ايراد سخنراني پيرامون پوشکين، که ستايش همگان را برانگيخت، به اوج رسيد. و آنگاه تشييع جنازه او در اول فوريه 1881، پس از مرگش در 28 ژانويه، قلب هاي بسياري را از اندوهي بي حد آکند.



بيچارگان ، نخستين اثر داستايفسکي ، ممکن است در نظر اول به شيوه کهنه مبادله نامه ميان دو تن ( کارمندي تهديست و ميانسال ، به نام دووشکين ، و دختري بسيار جوان تر ) نوشته شده باشد ، اما اين شيوه ساده از عميقي روانکاوانه برخوردار است و نامه هاي شخصيت داستايفسکي گونه ويژه آن به صورت اعترافات پيچيده اي در مي آيند که نه تنها عشق بي حد او را به دختر افشا مي کنند بلکه او را به آگاهي مي رسانند و هويت شخص او ، جاي او در جامعه و معناي فقر او را به او نشان مي دهند .


داستايفسکي هنگام رهايي از زندان براي خبرنگاری به تردیدها و ایمان خود اعتراف کرده است :
« من همين قدر مي توانم درباره خود به شما بگويم که من فرزند زمانم ، فرزند بي اعتقادي و ترديد و تا اين لحظه و حتي تا پايان عمرم بر اين باور خواهم بود ... ديگر بگويم ، اگر کسي براي من ثابت کند که مسيح از دايره حقيقت بيرون است و به راستي يقين حاصل کنم که حقيقت ها فرسنگ ها با مسيح فاصله دارد ، باز هم ترجيح مي دهم در کنار مسيح بمانم در کنار حقيقت . » اين گفته را يکي از برجسته ترين وصيت نامه هاي قرن نوزدهم به شمار مي آورند، قرني که روشنفکران آن رفته رفته به اين نتيجه مي رسيدند که بايد خود را از بندهايي که پدران ناآگاه آنان بر دست پاي ذهن شان بسته اند رها سازند.



اين وصيت نامه ، ده سال بعد ، مناسبت خاص ادبي خود را پيدا کرد و داستايفسکي در يادداشت هاي زيرزمين ترديدهاي خويش را پيرامون علم گرايي ، با عقيقده مرسوم که انسان را اساسا موجودي عقلاني مي پنداشت ، درک خود را از انسان به عنوان موجودي هوسباز ف شکاک و خودسر ارائه داد . راسکولنيکف در رمان جنايت و مجازات نمونه وفق ارائه چنين درکي است . او در اين رمان دانشجويي است که دست به جنايت مي زند تا ثابت کند که ناپلئون خودسري است اما سرانجام به خطا و بيهودگي انگيزه هايش پي مي برد . راسکولينکف خود او نيز دشواري سرگردان مي بيند که در حقيقت شخصيت دوباره خود او نيز هست . در اينکه او به تاثير سونياي ***** به تهذيب اخلاق مي رسد عمق عقايد مطرح شده در آن و تکريب کابوس گون واقعيت زندگي نکبت بار داستايفسکي ، به عنوان برترين رمان نويس قرن نوزدهم روسيه بر آن متکي است .



داستايفسکي در دومين رمان خود ، ابله ، تلاش مي کند تا درک خويش را از مسيح معاصر در قالب ابله کودک مانند ، يعني شاهزاده ميشکين ، که کتاب انجيل او ترکيبي از رستگاري به ياري قدرت زيبايي و مسيح گرايي ادبي است ، تجسم بخشد. هر چند بخش هاي پاياني کتاب درخشان است اما اين اثر به طور کلي تلنبار از طرح هاي فرعي و آدم هاي پرگو و طرفدار بحث و جدل است . اگر در ابله در سايه نويد مسيح روسي اميدي براي روسيه وجود دارد ، در رمان جن زدگان يا شيطان ها ، رمان بزرگ روشنفکر ، مسموم از عقايد غربي و تاثيرهاي پوچگرانه ، نه ايماني به خود پيدا کند نه به مردم خداپرست روسيه . استاورگين ، منجي فرضي جامعه روشنفکر ، ظاهرأ ميان بينش پوچگرايانه از آزادي ( که در قالب هواخواه اوکريلف ارائه مي شود ) و امکان ايمان مذهبي ( که در قالب شاتف ايمان جوي تجسم مي يابد ) سرگردان است . اما سرانجام تسليم عقايد ورخونسکي تروريست مي گردد تا هدف هاي ويران کننده خويش را تحقق بخشد . اين رمان از آنجا که استبداد سياسي را که در نتيجه انقلاب دامنگير روسيه مي شود تشخيص مي دهد تفسير آن براي منتقدان شوروي کاري سخت دشوار بود.


داستايفسکي پس از اين کمدي پر قدرت و سياه ، بر آن شد تا موقعيت روسيه را در شرايطي اصولي تر بيازمايد؛ اما از بررسي خود پيرامون يک «خانواده تصادفي » ( جواني خام ) چيزي به دست نياوردو تنهاي هنگامي که ، به سال 1878 ، در محاکمه ورا زاسوليچ تروريست حضور يافت ، چارچوب آخرين و بزرگ ترين رمانش ف برادران کارامازوف ، را به دست آورد.

خانواده کارامازوف همچون روسيه کوچکي تصوير مي شود که در آن روسيه معاصر و زميني در قالب دميتري ، نفوذ غرب در قالب ايوان ، و روسيه مذهبي در قالب آليوشا تجسم مي يابد و در اني ميان انتقاد ايوان از کليسا ( به ويژه در فصل معروف « بازجوي بزرگ ) همچون حمله اي پاسخ ناپذير به بي عدالتي جهان شمرده مي شود.

براداران کارامازوف به عنوان اوج دستاورد داستايفسکي بازتاب نگراني اوست پيرامون دستواري هاي انتخاب که پيوسته پيش روي بشر قرار دارد.

آدم هاي داستان هاي داستايفسکي در پي تغيير نيستند ، در پي اصلاح نيستند ، آنان تلاش مي کنند خويشتن را در برابر زشتي ها و پليدي ها ، که شمارشان اندک نيست ، همواره نيرومندتر و مجهزتر کنند.

"چنين گفت نيچه": "داستايوسکي تنها کسي است که از آثار او چيزهايي درباره روانشناسي آموخته ام."

Senator 07
2008-04-20, 02:45 AM
Kheraskof - Michael.M

میخائیل ماتویئویچ خراسکوف

میخائیل ماتویئویچ، از شاعران اهل روسیه می باشد که در سال 1733 به دنیا آمد و در سن 74 سالگی در سال 1807 دارفانی را وداع گفت.

این دو کتاب از او می باشد:

روسیاد، ولادیمیر، حماسه روسی و تجدید حیات ولادیمیر.

Senator 07
2008-04-20, 02:47 AM
Erenborg - ILLia

ایلیا ارنبورگ



ایلیا ارنبورگ نویسنده و داستان نویس روسی به سال 1891 دیده به جهان گشود و به سال 1967 چشم از جهان فرو بست.

برخی از آثارش عبارتند از:

سقوط پاریس
طوفان
سیزده پیپ
رویداد زمین
راه های اروپا
گوهر اسپانیا
بدون نفس گرفتن
بازگشت از اتازونی
آنچه را که شایسته مردان است
حوادث شگفت انگیز خولیو خورنیتو و پیروانش
پول پرست
دومین رزو خلقت
بدون نفس تازه کردن
نهمین موج
اندیشه هایی در مورد آینده
حکایات جنگی در آن سوی رودخانه
شیر در میدان
صلح
کار نویسنده
نورنبرگ.

Senator 07
2008-04-20, 02:47 AM
ناتالی ساروت Nathalie Sarraute ( زاده: 18 ژوئیه 1900 در ایوانووا روسیه – مرگ: 9 اکتبر1999 در پاریس فرانسه ) حقوقدان، رمان نویس و نظریه پرداز ادبی یهودی بود.

ساروت یکی از برجسته ترین نویسندگان مکتب رمان نو در فرانسه است. اثر تئوریک او عصر بدگمانی (1970) در کنار کتاب درباره رمان نو نوشته آلن رب گری یه مانیفست این مکتب شمرده می شوند.


زندگی
ناتالی در خانواده ای روشنفکر و یهودی در ایوانووا شهری در نزدیکی مسکو به دنیا آمد. پدرش شیمی دان و مادرش نویسنده بود. در 1909 همراه آن ها به پاریس رفت و در سوربن (حقوق)، آکسفورد (تاریخ) و برلین (جامعه شناسی) درس خواند. ناتالی در 1925 با وکیلی به نام رمون ساروت ازدواج کرد. در 1941 با اشغال پاریس توسط نازی ها او مجبور شد به طور مخفیانه زندگی کند و از همسرش جدا شود. با پایان جنگ او و همسرش زندگی خود را از سر گرفتند و ناتالی به شکل جدی تری نویسندگی را دنبال کرد.

سبک
ساروت در داستان های خود همواره به دنبال کشف واقعیت روان شناختی نهفته در ورای مکالمات و رویدادهای روزمره است. عدم استفاده از پیرنگ داستانی محکم و بی توجهی به شخصیت پردازی نوشته های او را دیر فهم و سنگین کرده است. در آثار او بینشی شاعرانه، طنزآمیز و رنجبار از زندگی به چشم می خورد.

آثار
تعدادی از مهمترین رمان های ناتالی ساروت:

تصویر مردی ناشناس ( Portrait d’un inconnu)1948
میوه های زرین les Fruits d'or) ) 1963
میان مرگ و زندگی (Entre la vie et la mort) 1968
صدایشان را می شنوید؟ Vous les entendez ?) ) 1972

Senator 07
2008-04-20, 02:49 AM
ورا فیودوروونا پانووا (روسی: вера фёдоровна панова) نویسنده روس در زمان اتحاد جماهیر شوروی بود. چند رمان او برنده جایزه استالین شد.

او نویسنده رمان همقطارها می باشد که آلک قازاریان آن را به فارسی ترجمه کرده است.

Senator 07
2008-04-20, 02:49 AM
Tromildore - Josef


یوسف ترومیلدور، از نویسندگان روسی الاصل یهودی مذهب است که در سال 1885 متولد و در سال 1921 فوت کرد. او زحمات فراوانی برای استقلال اسرائیل کشید.


این سه کتاب از او می باشد.

زندگی یهودیان
دلدادگان صیون
سرمشق کشاورزی.

Senator 07
2008-04-20, 02:50 AM
آنا اخما تووا، نویسنده روسی است. این نویسنده برجسته آثار متعددی دارد که فقط دو کتاب از او را می توان نام برد:

تسبیح و گریز زمان.

Senator 07
2008-04-22, 02:55 AM
در ادامه میپردازیم به برخی از نویسندگان مشهور آلمانی همراه با ذکر آثارشون
----------------------------------------------------


هرمان هسه در شهر کالو آلمان، در دوم ژوئیه 1877 زاده شد. در اوان جوانی در شهر توبینگن و بال به شغل کتابفروشی اشتغال یافت و در بیست و یک سالگی به سرودن و انتشار شعر پرداخت. پنج سال پس از آن با رمان هایی که درباره جوانان و جوانی و مسائل آموزش و پرورش نوشت از کامیابی بزرگی بهره مند شد. «پترکامن زیند» و سپس «زیر چرخ» (به انگلیسی «کودک بیتا») و از پس آنها «گرترود» (کتاب حاضر) «روسهالده» (مترجم فارسی این کتاب، آن را «اسپرلوس» برگردانده است)، دمیان (ترجمه به فارسی: خسرو رضایی) و چند تای دیگر. آنگاه در اعتراض به نظامی گرایی آلمان در جنگ بین الملل اول به طور دائم در سویس مقیم شد و به صورت یکی از بزرگترین افراد ادبی در دنیای آلمانی زبان درآمد. بشرگرایی و فلسفه جویای او بازهم در رمان هایی ازقبیل «گرگ بیابان» (ترجمه به فارسی: کیکاوس جهانداری) و «نرگس و زرین دهن» (ترجمه به فارسی: سروش حبیبی) پرورش یافت. درحالی که اشعار و نوشته های انتقادی او جای او را میان متفکرین معاصر پیشاپیش باز کرد حکومت آلمان نازی از کتاب های او در هراس بود و از نشر آنها جلوگیری می کرد.
سویسی ها با اعطای درجه دکترا در فلسفه بدو حرمت نهادند و دنیا درنهایت با اهداء جایزه نوبل ادبیات در سال 1946 پاس او را نگهداشت و این جایزه ای بود که رمان بزرگ وی به نام «بازی مهره شیشه ای» (به همین عنوان به وسیله مترجم این کتاب به فارسی برگردانده شده است). سخت سزاوار آن بود. اندکی پس از هشتادوپنج سالگی در 1961 درگذشت.
آنچه در بالا آمد شرحی است که ناشر انگلیسی کتاب گرترود در شناساندن نویسنده بر صفحه پیشاروی این کتاب به خوانندگان هدیه کرده است، ناشر فارسی گرترود آن را بسنده نیافت.
دنیای پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ که هرمان کوچک در آن بار آمد هم کوچک بود و هم وسیع. اوضاع و احوال برونی بسیار ساده بود. دارایی مادی برای خانواده ارزش زیادی نداشت. هرچند پول زیادی هم نداشتند و خانواده با زندگی دست تنگ آشنا بود. اما آنچه زندگی را در خانوار هسه از لحاظ کودکی با امن و امان آشنا می ساخت کیفیات بود. هم در این باره در سال 1946 هرمان به خواهش آدله (شاید به عین، به عین خوشتر آید) نوشت: «خرد آرام پدربزرگ ما، نیروی تصور و مهرورزی پایان ناپذیر مادر ما و وجدان حساس پدر ما و آشنایی او با رنج بردن ما را پرورش دادند» و جای دیگر می گوید: «اشعه دنیاهای متعدد در این منزل آباء و اجدادی با هم تلاقی کردند. در این منزل مردم دعا کردند، کتاب مقدس خواندند، مطالعه کردند، در قفسه اللغه هندی پژوهش کردند، موسیقی نواختند، بودا و لائوتسه نام های آشنا بودند، میهمانان از چندین کشور می آمدند و بوی خوش جاهای دور را با خود می آوردند و آواهای زبان های خارجی را به زبان می آوردند و هم در این منزل به فقیران غذا می دادند. جشن برپا می کردند، طلبگی و داستان های جن و پری دست درباره آغوش بودند».
اما درس درست نخواند و دو سه بار از مدرسه گریخت، تا شاگرد کتابفروشی شد و کامن زیند را نوشت. ناگزیر کله پوک پری داشته است. درباره کامن زیند می گوید: «مقصود آشنا ساختن انسان معاصر با زندگی سر ریز و خاموش طبیعت بوده است». می خواسته است انسان معاصر به ضربان قلب و زمین گوش فرا دهد و در زندگی طبیعت شرکت جوید، فراموش نکند که ما از خدایان نیستیم همه کودکانیم جزئی از زمین و کل کیهان.
در سال 1951 به دانشجویی که پتر کامن زیند را می خوانده است نوشت: «کامن زیند می کوشد از جامعه و جهان دور شود و به طبیعت بازگردد... کامن زیند به عنوان عضو گروه یا هم آوایی در دسته همسرایان بهترین حالت خود را ندارند. برای زندگی در گروه سخته نشده، بزرگمردی تنها در دنیای رؤیای آفریده خود بوده است». در همین نامه می گوید: «من همه عمر در برج عاج نهان شده ام، اما در درجه اول سر و کارم با فرد و شخصیت اوست نه با کلیسا و دولت».
در 1904 زن استد با هم از شهر گریختند و گوشه گرفتند. نخستین فرزندش «برونو» در سال 1905 در 9 دسامبر در همان گوشه نشینی زاده شد.
از پس پتر کامن زیند «کودک بیتا» (به فارسی «زیر چرخ» ترجمه قاسم کبیری) آمد که در سال 1906 منتشر شد. «گرترود» در 1909 انتشار یافت این داستان کوهن موسیقیدان شل است و از کف دادن معشوق به دوست. خود هسه درباره این کتاب می گوید: «شاید راست باشد که گرترود به عنوان یک شخص واضح نموده نمی شود. برای من، گرترود بیشتر از یک شخص یک نماد بود و درعین حال متحول کننده کوهن».
اضافه بر تصنیف و سرودن، هسه به کار انتقاد ادبی و انتشار جنگ اشعار دیگر شاعران نیز سرگرم بود. این کار قبل از آغاز جنگ بین الملل اول سر گرفت و به تدریج اهمیت یافت.
عزم سفر هند کرد. نخست به سر اندیب رفت (که اکنون سریلانکا است) و سپس به خود هندوستان رسید. ده سال بعد اعتراف کرد که آن سفر، که درواقع گریز از اروپا بوده است، آن آزادی درونی یا برخورد روحانی با هند را که آرزومند آن بوده است بدو ارزانی نداشته است.
«چین و هند را با سفر کردن با کشتی و قطار نمی یافتم. خود باید پل ها را علم می کردم».
پس از بازگشت از هند و تغییر محل زندگی «روسهالده» را نوشت که در سال 1913 منتشر شد. صحنه رمان پنداری است از بیماری و مرگ یک پسرک دوست داشتنی که نمودار پژمردگی و خشکیدن یک ازدواج است. 26 سال بعد هسه این کتاب را باز خواند و دریافت که از محک زمان بی زیان گذشته است.
در 3 نوامبر 1914 رساله معروفی با عنوان «ای دوستان، این بانگ ها!» منتشر کرد و با جنون ملی گرایی در افتاده مردم را به بشردوستی و خردمندی خواند. بودند شاعران و نویسندگان آلمانی دیگر که هم از آغاز ندای صلح سر می دادند اما حاصل آن رانندگی و نفرت بود. مطبوعات آلمان او را خائن و رذل خواندند.
در 1919 «دمیان» را با نام مستعار «سینکلر» منتشر کرد. دمیان بیشتر حاصل پسیکانالیز است که هسه به سبب اختلال روانی با سرپرستی دکتر لانگ شاگرد کارل گوستاو یونگ بدان تن داد. «دمیان» حاصل کوششی است برای تفسیر خود نزد خود. باپاکمردی تمام می تواند خود را باز شناسد و راه در خورد خود را بیابد و آن راه را سرنوشت خود بخواند. انسان استقلال دارد و مسؤول کردار خود است. دمیان می گوید: «تنها آن عقاید که با آن به راستی می زییم ارزشی دارند».
در 1922 در نقدی که در مجله نوشت سخت به قیام ضد سامی آلمان ها تاخته آن را از اشکال زشت و ابلهانه ملی گرایی خواند. اما این آغاز کار بود و با پیروزی حزب ناسیونال سوسیالیست در انتخابات 1933، قیام ضد سامی به صورت خاص آزار و دشنام یهودیان بدل شد. در سال انتشار آن نقد حملات شخصی به همه آغاز شده بود و همین حملات شخصی همه را ثابت قدم تر کرد.
«سیذهارتا» و یا به قولی «سیذارتا» که تاکنون چهار بار به فارسی در ایران به همین نام چاپ شده است به سال 1922 نشر یافت. کتاب در دو بخش است که بخش نخستین به رومن رولان اهدا شده است. این نام به سانسکریت یعنی «آن ** که به هدف خود رسیده است». این کتاب نشانه فرو شدن ژرف هسه در جهان معنوی هند است. سیذارتا مهر را بالاتر از دانش می داند. رسم را خرد می آورد و جای والا را به آزمون یگانگی می سپارد. این کتاب تاکنون به هشت زبان هندی ترجمه شده است.
به سال 1923 از زن خود جدا شد و همان سال شهروند سویسی شناخته شد. در 1924 زنی دیگر استد که دیر نپایید و در بهار 1927 کارشان به جدایی انجامید.
چند سال بعد «گرگ بیابان» درآمد که خوانندگان را به شگفتی آورد و هراساند. اندیشه پرتگاهی که زیر پای ما دهان گشاده و احساس خطر از مصیبت و جنگ، آرامش هسه را سلب کرده بود. در چنین حالی داستان «هاری هالر» گرگ بیابان را نوشت. هالر دچار بدبختی زمانی است که در آن می زیست. جانوری است که هیچ چیز او را از رفتار باز نمی دارد. می کوشد تنش درونی و تنش میان خود و جهان را حل کند. لیکن زندگی او به چند راه پاره شده است «نه تنها میان دو قطب غریزه و روح، یا قدیس ولات، که میان هزاران جفت بیشمار قطب تقسیم شده است». در جست وجوی میانه خود به دنبال معنی گریزان زندگی، تنها هنگامی وحدت از دست رفته را باز خواهد یافت که به رسوخ در نابهشیار خود جادویی توفیق یابد. بدین معنی سابقه حال هالر کوششی است برای ارائه بیماری زمان در بروز واقعی آن. هالر می آموزد (و کاش همه ** می آموخت) که برداشت های شگرف و از زمان بریده و از جرح درامان زیر و پس ظواهر نهفته اند. بالاتر و برتر از همه چیزها که غریزی و آشفته اند، جهان دوم و برتر و پایدار موجود است، جهان چیزهای امرتات، جهان ایمان مثبت، سلیم، برتر از انسان و برتر از زمان.
پس از «گرگ بیابان» که در 1927 انتشار یافت، هسه دست به نگارش «نرگس و زرین دهن» زد و همزمان با آن قطعه کوتاهی به نام «کار یک شب» نوشت، در این قطعه می نویسد: «اکنون دست به کار چیزی نو شده ام و شخصیتی سر برآورده که تا مدتی نماد و برنده تجربه و افکار و مسائل زندگی من خواهد بود. سر بر آوردن این موجودات متلی (پتر کامن زیند، کنولیب، دمین، سیذارتا، هاری هالر و جز ایشان) (کنولیپ با نام «داستان دوست من» به وسیله سروش حبیبی به فارسی درآمده است). مرکز خلاقی است که هر چیز دیگر از آن جریان می یابد. هر کتابی که نوشته ام تشریح حال روحی است، آنچه در هریک مرکزیت دارد داستان ها، گره خوردن ها و تنش ها نیستند. یکه گویی هایی هستند که در آن رابطه شخص، به خصوص با جهان و با خود او زیر ذره بین نهاده می شود».
«نرگس و زرین دهن» نیز به گونه کتاب های پیشین ترجمه حال معنوی است. یکی اهل خداست یکی اهل بلا، از هم می گسلند و به هم می پیوندند. در این یگانگی دوگانگی است و در آن دوگانگی یگانگی.
هسه همچنین قطعات کوتاهی به نام های «اندر خواندن»، «زندگی با کتاب ها»، «فریب کتاب» و جز آن نوشته است. جالب است که وی وظیفه خود می دانسته که شوری را که نسبت به کتاب و خواندن داشت به دیگران تسری دهد و مردم را با آثار نویسندگان بزرگ آشنا سازد. خواندن ادبیات جهانی را راه گریزناپذیر معنی دادن و تغییر گذشته و آماده کردن خود برای برخورد بدون ترس با آینده می دانست و می دید.
حد اعلای قدرت آفریننده هسه در «بازی مهره شیشه ای» یا «استاد بازی» بروز کرده است، که همه کار و تجربه اندوخته در طول عمر خویش را در آن بروز داده است. این کتاب را به مسافران شرق اهدا کرده است که می توان آن را اشاره ای به رابطه نزدیک آن به «سفر به شرق» (ترجمه به فارسی: سروش حبیبی) تلقی کرد. در «سفر به شرق»، شرق شرق جغرافیایی نیست قرون وسطی و عصر زرین نیز هست. گروه در ایتالیا و یا سویس مسافرند، ولیکن شب را در قرن دهم بسر می آورند و با اربابان قدیم و پری ها می نشینند.
موسیقیدانی به نام هسه نیز عضو دسته به هم پیوسته سفرکنان است و سفر او به صورت روز مثل گونه سفر خود هسه در خلال زندگی است. این سفر به گذشته و عصمت کودکی بازمی گردد. از آنجا پیش آمده و مراحل رشد خود را به مردی، به خطاکاری، شک و نومیدی طی می کند. پس از در بدری و تنهازدگی هسه هم کارش به دادرسی می کشد. دادگاه در حکم خود می گوید: «برادر هسه در آزمون خود به نومیدی راه برد و نومیدی نتیجه هر کوشش به جد است برای فهم و دفاع از زندگی بشری. نومیدی نتیجه هر کوشش به جد است برای عبور از زندگی به همراه عفت و عدالت و درک و برآوردن شرایط آنها. کودکان در یک سوی نومیدی می زیند، بیدارشدگان در سوی دیگر آن». این هسه برخلاف «گرگ بیابان» که هارلی هالر بود یا هسه دیگر، از آزمون خودشناسی پیروز بیرون می آید و بدین طریق به سطح جدید هستی بشری ارتقاء می یابد.
«بازی مهره شیشه ای» روز 29 آوریل 1942 به پایان رسید و نخسین بار نه در آلمان که در سویس انتشار یافت. هسه در نامه ای که در 1955 به دوستی به نام «رودلف پان ویتس» نوشته است خاطراتی را از زمان رستن و جان گرفتن این حکایت باز می گوید: «آن اندیشه که در اصل مرا برافروخت تصور تناسخ بود به صورت محملی که از طریق آن ثبات در تبدیل، دوام در سنت و زندگی روح به طورکلی بیان شود. آنگاه روزی، چند سال پیش از آنکه عملاً به نوشتن حکایت بپردازم، داستان زندگی خاص اما ابر زمانه را رؤیت کردم. انسانی را تصور کردم که طی چند حلول دوران های عظیم تاریخ بشری را می آزماید».
«برای ساختن آن زمان که بتوانم در آن پناه، نیرو و دلداری بیابم همین بسنده بود که هر زمان فرضی را در گذشته برانگیزم و عاشقانه تصویر کنم... دیدم که با رد زمان خیره سر باید اثبات می کردم که سلطان جان و روان وجود دارد و شکست ناپذیر است. با درک این نکته نقشه من به سوی تجلی ناکجاآباد، به تخیلی که در آینده افکنده شده باشد، تغییر جهت داد. چه سراسیمه شدم وقتی که ایالت کاستالیا سر بر آورد. نیازی نبود که در اندیشه جان بگیرد یا ساخته شود. بی آنکه خود بدانم از مدتی پیش درون من شکل گرفته بود. پس آن بست را که دنبالش می گشتم یافته بودم. کاستالیا را باید مفهومی بری از زمان درک کرد که واقعیت درونی خود را واجد است و هدف آن نشان دادن امکان زندگی روان است».
«بازی مهره شیشه ای» شیوه ای است از بازی کردن با مجموع محتویات فرهنگ ما. بدانگونه با آنها بازی می کند که گفتی در عصر شگرف هنرها، نگارگری با رنگ های روی شستی خود، با درون بینی ها، اندیشه های والا، آثار هنری که بشر در دروان های آفرینندگی خود پدید آورده است، همه آنچه مطالعات دانشمندانه به مفاهیم بدل کرده و به صورت ملک فکری درآورده است، با تمام این مجموعه عظیم ارزش های فکری، بازیکن بازی مهره شیشه ای به گونه ارگ نوازی که ارگ بنوازد، بازی می کند....».
سال ها تمرین باید تاکسی بازی را به شایستگی ببازد، تنها چند تنی این هنر را به غایت می رسانند و فقط یک تن می تواند «استاد بازی» شود و این مقامی است که بدو توان می بخشد تا بازی های بزرگ عمومی را طرح و هدایت کند.
اما بالاترین حالتی که از بازی کردن بازی مهره شیشه ای باید حاصل شود سلامت نفس است و این چیزی است که هسه در همه آثار خود، از رمان و شعر و مقاله و نقد به دنبال آن بوده است. «سلیم» و «سلامت نفس» در نامه ها و گفت وگوهای آخر عمر هسه فراوان به کار گرفته شده اند.
مجموعه اشعار هسه با نام «اشعار» منتشر شده است.
از اشتغالات عمده دوران آخر زندگی هسه پاسخ نوشتن به نامه هایی بود که هرساله از جاهای گوناگون بدو می رسید. شاید در سال به بیش از یک هزار نامه پاسخ می نوشت. این نامه ها خاص کسی بود که بدو پاسخ داده می شد، نه به قصد انتشار، چنان که معمول نویسندگان زمان ما است با نگاهی به آینده. نیز همه پاسخ های او دلنشین نبود، گاه به خشم می آمد، اما همواره راست و درست می نوشت.
در 1946 جایزه نوبل در ادبیات بدو اهدا شد که به سبب بیماری، خود به دریافت آن نرفت. در پیامی که برای آکادمی نوبل فرستاد نوشت:
«احساس می کنم که به شما همگان بسته ام. لیکن در درجه اول به برداشت اصلی و اساسی که بنیاد نوبل را الهام بخشید یعنی اندیشه ابر ملیتی و بین المللی بودن روان که می بایست نه در خدمت جنگ و تخریب که خادم صلح و آشتی باشد، دل بسته ام. درضمن اهداء این جایزه به من به منزله شناسایی زبان آلمانی و سهم آلمان در تمدن است و من همین را حرکت آشتی و حسن نیت می بینم...».
و جوایز دیگر از پی آمد. جایزه گوته از شهر فرانکفورت، دکترای افتخاری از دانشگاه برن، جایزه ویلهلم رابه از شهر برونزویک، جایزه صلح صنف کتاب آلمان....
سیل زائران خانه او چندان شدت گرفته بود که ناگزیر شد این پاره را از نوشته های «منگ هزیا» رونویس کند و بر در خانه بکوبد:
«هنگامی که مردی پیر شده و جنگ های خود را کرده است شایسته است که آرام گذارده شود تا خود را با مرگ خو بدهد. نیازی به مردم ندارد تا بدان هنگام ایشان را می شناخته و به اندازه بسنده ایشان را دیده است».
«آنچه بدان نیاز دارد آرامش است».
«نشاید چنان مردی را دنبال کردن، با او سخن گفتن، با پرگویی او را آزار دادن».
«راه درست آن است که چنان بر در خانه او بگذری که گویی کسی در آن نمی زیست».
هسه در تمام عمر گرفتار سرآغازها و بحران ها بود، اما با وجود این دگرگونی ها، آثار و اندیشه او پابرجایی شگرفی دارد. «من کنولیپ، دمیان، سیذارتا، کلیگزور، اشتپن ولف و گلدموند را برادران یکدیگر و هریک را حالت دیگری از معنای درونی کلام خود می بینم». و سال بعد باز گفت: «از کامن زیند تا اشتپن ولف تا ژوزف کنشت، همه شان را می توان دفاع (و گاه بدخواهی) از شخصیت و خرد تعبیر کرد». و این اندیشه برگزیده نوشته های او به عنوان نویسنده و اصل اساسی زندگی او بود.
شب میلاد مسیح سال 1961 شعری سرود با عنوان «زمانی هزار سال پیش» و در آن گفت:
بی امان و نگران سفری دیگر
برانگیخته از رؤیایی گسیخته
در دل شب می شنوم
خشاخش آشنای بامبوهایم را
خوش دارم بال هایم را بگسترم
و از حصاری که مرا فرا گرفته بگریزم.
شب میان هشتم و نهم اوت 1962 درگذشت.

Senator 07
2008-04-22, 02:57 AM
توماس مان در 1875 در لوبك آلمان به جهان آمد . او نويسندگي را بسيار زود آغاز كرد وبه دنبال رها كردن مدرسه صرفاً به ادبيات پرداخت . در هجده سالگي زاده گاه خودرا ترك گفت و به ايتاليا رفت ودر همان جا بودكه نخستين رمان با اهميت خود .خانواده بودن بروك ،را نوشت كه در 1901 در آلمان انتشار يافت . توماس مان در بيست وشش سالگي با انتشار اين رمان به شهرت رسيد .خانواده بودن بروك زوال يك خانواده سوداگر («بورژوا»)را در طولسه نسل نشان ميدهد . طرح مابعد الطبيعه اي اين رمان،‌كه در آن «ذهن» به عنوان دشمن «زندگي »معرفي مي شود .‌تغييرات جامعه سوداگر را در نيمه دوم قرن نوزهم باز مي نماياند . چاپ اين كتاب در آلمان به دستور هيتلر ممنوع اعلام گرديد . خانواده بودن بروك كه تقريباًبه تمامي زبانها ترجمه شده ،به تضاد ميان هنر و زندگي مي پردازد .

توماس مان به تاثير از افكار شوپنهاور معتقد بود كه تخيل دشمن سر زندگي حيات است ، موضوعي كه در بسياري از آثار نخستين او به ويژه در تونيوكروگر وتريستان (1903)ديده مي شود . برخي منتقدان داستانهاي كوتاه مان را بهترين آثار او مي دانند . «مرگ در ونيز » ،«ماريو و جادوگر»،«تصادف قطار» از جمله شاهكارهاي او در اين زمينه شمرده مي شوند .


اودر داستانهاي كوتاه خود فساد اخلاقي اروپاي ميان دو جنگ جهاني را باز مي نماياند . توماس مان در «مرگ در ونيز » موقعيت هنرمند نوگرا را بيان مي كند و نشان مي دهد كه تلاش براي آشتي ميان اخلاق و زيبايي شناسي به شكست مي انجامد . او در داستان كوتاه «ماريو و جادوگر » اعتراض خود را به حضور فاشيسم آشكار مي كند . مان در 1927 رمان كوه جادو را منتشر كرد . اين رمان كه رويدادهاي آن رد 1907 تا 1914 ،‌آغاز جنگ جهاني اول ،‌ در يك آسايشگاه مي گذرد ،‌شاهكار توماس شمرده مي شود. آكادمي سوئد در 1929 جايزه نوبل براي ادبيات را به او اهداكرد . مان د ر1933 براي ايراد چند سخنراني به خارج از آلمان سفركرد . در واقع ظهور فاشيسم ا و را به فرار از ميهن ناگزير كرده بود . مان ابتدا به سويس و سپس به آمريكا رفت ،‌دركاليفرنيا ساكن شد و خانه اش در آنجا به صورت نوعي زيارتگاه در آمد . پس از جنگ بار ديگر به سويس بازگشت و تا پايان عمر در همان جا ماندگار شد . مان پيش از تسلط فاشيسم بر آلمان اعتقاد داشت كه هنرمند مي بايد به مسائل معنومي بپردازد و از سياست دور بماند .اما هنگامي كه فاشيسم بر كشور او مسلط شد ديدگاهش تغيير يافت و فعالانه به سياست پرداخت و مدافع زندگي آزاد و خلاق گرديد . او با ارسال نامه اي سر گشاده به دانشگاهبن ،‌به طور رسمي ،‌رباطه خود را با آمان هيتلري گسست . رژيم نازي اموالش را مصادره كرد ، كتابهايش را سوزاند و تابعيت او را لغوكرد . مان د رطول جنگ جهاني دوم به عنوان نماينده آلمان «خوب»شناخته شد و با ايراد سخنرانيها و پيامهاي راديويي بيشماربه آلمان نازي تاخت . او در سال 1938 نخستين سخنراني سياسي و اخطار آميز خود را بر صد هيتلر با عنوان احترام بگذار ،‌اروپا از راديو پخش كرد .

مان رمان چهارگانه يوسف و برادران را در 1939 به پايان رساند. جلد اول و دوم اين رمان در برلين ، جلد سوم در وين وجلد چهارم در استكهلم منتشر شد . مان در اين رمان به رابطه ميان زمان واسطوره مي پردازد و اسطوره گرايي نژاد پرستانه نازيها را مورد حمله قرار مي دهد. مان دكتر فاستوس را در 1947 به چاپ رساند.منتقدان اين اثر را كه در آن به مسئله هنر وفضيلت پرداخته مي شود،‌شكستي براي توماس مان مي دانند .اثر ديگر او ،اعترافات فليكس كرول ،كه يك سال پيش از مرگ مان منتشر شد،‌ تلاشي است براي يافتن نيروهايي كه سلامت جامعه را تهديد مي كنند .

توماس مان كه سخنگويي پر قدرت ،‌طنز پردازي يگانه و داستانگويي ماهر بود در پاييز1955 در شهر زوريخ چشم از جهان فرو بست .

وي را بايد از برجسته ترين نويسندگان قرن بيستم ناميد . مان را بايد در زمره نويسندگان رئاليستي به حساب آورد كه تاثير به سزايي در ادبيات جهان داشت .
( آقاي فريدمان نيم وجبي ) - (تريستان ) - ( مرگ در ونيز ) - ( ماريو و ساحر ) - (پيام آلمان ) - ( گنجه ) - (سرخوردگي ) - ( سانحه قطار ) و بالاخره ( دكتر فاوستوس ) از آثار اين نويسنده متفكر مي باشد.

<< در ايامي كه مانند امروز ؛ سياست به مسئله بشر دوستي و بشريت تبديل شده است ؛ طفره رفتن از سياست عملي سالوسانه و خائفانه است >>( توماس مان )

Senator 07
2008-04-22, 02:58 AM
در سال 1917 در کلن به دنیا آمد،و در سال 1985 در گذشت.بُول از سال 1951 به بعد از قلم خود نان می خورد. و در سال 1972 جایزه ادبی نوبل را دریافت کرد.

در نخستین سالهای موجودیت جمهوری فدرال آلمان بعد از جنگ جهانی دوم،ادبیاتی پایه گذاری شد،که آن را "ادبیات ویرانه ها" نام داده اند،و هینریش بول از پدیدآورندگان آن بود. در آن هنگام بسیاری از کسانی که به تبعید رفته بودند،به وطن بازگشتند. جنگ به پایان رسید،و نازیسم شکست خورده بود،اما آلمان به ویرانه ای تبدیل شده بود.و برای تغییر این وضع آلمانی ها باید از گوشه ای،کار خود را آغاز می کردند. در عرصه ادبیات هم کسانی باید برای این آغاز قدم برمی داشتند. گروه 74،از سال 1967 تا سال 1987،یعنی بیست سال بر فضای ادبی آلمان تسلط داشت. بول با رمانهایش،" بچه های مردگان" (1954)،" شرافت از دست رفته کاتارینابلوم" (1947)،از نمایندگان برجسته این گروه بود.

" رمانهای بُول مفهوم خاصی از رآلیسم را در بر دارد: این رمان ها به واقعیات،آن گونه که هست نمی پردازند،بلکه واقعیت را که عموما ادراک می شود،در نظر می گیرند." بازشناسی حقایق و مباحث"،فرمولی بود که دیدرو پیشنهاد می کرد،و بُول نیز در رمانهایش از آن پیروی می کند."


شرح مكمل

هاینریش بل نویسنده آلمانی طی سالهای 1945_1939 در جبهه روسیه شرکت جست و این خود باعث شد که بل نظریاتی درباره جنگ و مصائب آن بدست آورد.

"نان آن سال ها" و "عقاید یک دلقک" از جمله رمان هایی هستند که "بل" در آن ها اوضاع و احوال اجتماعی جامعه امروزی آلمان را به تصویر می کشد و از آن انتقاد می کند. بل به طور کلی در آثار خود از امور انسانی جانبداری می کند و از هر کسی که در این زمینه گامی بردارد، سخنی به تحسین می گوید.

Senator 07
2008-04-22, 02:58 AM
( 1917_1965 )
براي بوبرفسکي نمي توان سير عادي تکامل ادبي قائل بود. او به شکلي ناگهاني به نويسندگي پرداخت و هر چند اين کار را بسيار دير اغاز کرد و ديگر جوان نبود ، به مقام نويسنده اي بزرگ رسيد. اما او مهلت زيادي نداشت تا به خوبي بدرخشد. بوبرفسکي که اواخر جنگ جهاني اول در ناحيه پروس شرقي ( آلمان) به دنيا آمده بود هنگام جنگ جهاني دوم در لهستان فرانسه و از 1941 در روسيه به خدمت نظام پرداخت و در اواخر جنگ بيشتر به نثر رو اورد در 1962 نخستين رمان خود را که آسياب لوين نام داشت نوشت.بوبرفسکي در 1961 جايزه سالانه گروه 47 به دنبال ان در سال هاي 1962 و 1965 جوايز ديگري را نيز دريافت کرد. بوبرفسکي که از همان زمان حکومت نازي ها مخالف حکومت هيتلر بود پس از آزادي از اسارت به سوسياليستي مصمم بدل شد با اين حال همواره مسيحي اي مومن نيز باقي ماند. کار زياد او را از پاي انداخت او دو روز پس از پايان دومين رمانش به نام کلاويه که تنها در مدت دوماه ان را نوشته بود بيمار شد و در دوم سپتامبر 1965 بر اثر حمله مغزي در 48 سالگي در گذشت.

Senator 07
2008-04-22, 02:59 AM
گوتفريد اوگوست بورگر از شعراي درجه اول قرن هجدهم آلمان است، كه به سال 1747 پا به عرصه وجود نهاد. از همان دوران جواني با انواع مصائب و حوادث دست به گريبان بود و تا روزي هم كه مرد سرنوشت شوم دست از گريبا نوي برنداشت و حتي عشق او نيز غيرعادي بود، زيرا عاشق همسر برادرش شد و پس از آنكه مدتي پنهاني با او عشق ورزيد بالاخره او را به زني گرفت و بسياري از اشعار خود را به خاطر او سرود.

پيش از آنكه گوته قدم به صحنه ادب آلمان گذارد، بورگر بزرگترين شاعر غزلسراي آلمان به شمار مي‌رفت. يك قطعه شعر او به نام «لئونور» از زمان خود او تا به امروز از معروفترين و عاليترين آثار شاعرانه زبان آلماني به شمار مي‌رود. چند قطعه ديگر او به نام «شكارچي وحشي» و «ترانه مرد دلير» و غيره نام بورگر را براي هميشه در زمره نوابغ ادب آلمان ثبت كرده است. وي به سال 1794 در 47 سالگي درگذشت.

Senator 07
2008-04-22, 02:59 AM
كارل بوسه نويسنده معروف آلماني در سال 1872 در «پوزن» منطقه لهستاني آلمان متولد شد. تحصيلات خود را در دانشگاه‌هاي برلن و «رستك» انجام داد و در 25 سالگي دكتر در ادبيات گرديد. از آن پس تا آخر عمر در شهر كوچك فريدريگسهاگن نزديك برلن به امور ادبي و نويسندگي اشتغال جست.

فعاليت ادبي كارل بوسه در دو رشته شعر و نوول منحصر شد. ديوان‌هاي اشعار او به نام «اشعار»، «اشعار نو» و «ولگردان» او را به شهرتي فراوان رسانيد و با آنكه اين موضوع براي ديوان‌هاي شعر كم‌سابقه است، در مدت كوتاه چند سال، اين كتاب‌ها دوازده بار تجديد چاپ شد. در اين اشعار حس جمال‌پرستي آميخته با ستايش طبيعت و زيبايي‌هاي آن و مخصوصاً عطش عشق خوب پيداست. از كارل بوسه چندين مجموعه داستان باقيمانده كه آنها را نيز مي‌توان نوعي شعر ناميد.

مهمترين اين مجموعه‌ها عبارتند از:
بازي قلم
دانش‌آموزان
پولايرو
در دهكده مرزي
باد لهستان.
بيشتر اين داستان‌ها به لهستان، سرزمين اصلي بوسه مربوط است.

Senator 07
2008-04-22, 03:00 AM
کارل اشترنهایم، منتقد، رمان نویس و نمایشنامه نویس آلمانی به سال 1878 در شهر لیپزیک متولد گردید و در سال 1942 چشم از جهان فرو بست. برخی از آثار او عبارتند از:

اولریش و وبرژیت
دون ژوان
زیرشلواری
گاوصندوق
پرمرعا
سال هزار نهصد و سیزده
ماسک فضیلت
شهروند شیپل
ذهن پاک
ماجراجو
شاه و ملکه
کاندیدا
رنج زن
خسیس
ملکه
ژان پیرپونت مورگان
یورپا
فایرفاکس
برلین یا محیط سالم
تاسو یا هنر محیط سالم.

Senator 07
2008-04-22, 03:01 AM
گونتر گراس، نویسنده و داستان پرداز آلمانی می باشد.

برخی از آثارش عبارتند از:

موش و گربه
طل حلبی
سال های سه گانه
کاملیا
سال های سگی
سواره رفتن و بازگشتن
سیل
آقا
آشپزهای شرور
فقط ده دقیقه تا بوفالو
سی و دو دندان
تقدم
تمرین توده ها برای قیام
بی حسی موضوعی
مزایای پرندگان
سه گوشه های راه آهن
پرسشگر
هدف
زونگ زایگن.

Senator 07
2008-04-22, 03:02 AM
کارل لبرشت ایرمان، شاعر و نویسنده قرن 18 و 19 آلمان، در سال 1796 متولد گردید و در سال 1840 در سن 44 سالگی فوت نمود. بعضی از آثار وی به شرح ذیل است:

فرزندان نسل سوم
آندره هوفر
مغازله ای روستایی
مون های ئوزن
اپیگون ها
مونشهاوزن
دادگاه عالی.

Senator 07
2008-04-22, 03:03 AM
هانس مگانس: نویسنده آلمانی می باشد.

از آثارش می توان به شرح زیر اشاره کرد:

خانه در دوردست
اندوه طبقه میانه حال
حوزکنامه.

Senator 07
2008-04-22, 03:04 AM
( 1916 ـ )

ولفگانگ هليد هس هايمر در 9 دسامبر 1916 در هامبورگ زاده شد. دوره دبيرستان را در مانهايم و سپس در انگلستان به پايان برد. با به قدرت رسيدن نازي ها در سال 1933 او و واليدنش به فلسطين گريختند و وي تا سال 1936 در آنجا مبل سازي و معماري داخلي منزل را فرا آموخت . او سپس از سال 1937 تا 1939 در لندن در رشته نقاشي و گرافيك به تحصيل پرداخت و با آغاز جنگ جهاني دوم به مدت پنج سال در مقام افسر اطلاعات ارتش انگلستان در فلسطين به خدمت نظام مشغول شد.

او در دادگاه معروف نورنبرگ به عنوان مترجم به كار گرفته شد. وي تا سال 1950 بيشتر به روزنامه نگاري و نقاشي پرداخت و از آن پس نويسندگي را پيشه اصلي خود قرار داد.

هيلد هس هايمر از اعضاي گروه ادب 47 (معروفترين گروه ادبي آلمان )، عضو فرهنگستان هنرهاي برلين و نيز عضو فرهنگستان زبان و ادبيات آلماني بود و جوايز ادبي و هنري فراواني دريافت داشت.

وي افزون بر تدريس در دانشگاه هاي آلمان ، به ترجمه آثار برگزيده ادبيات انگليسي به آلماني و ترجمه آثاري از زبان آلماني به انگليسي پرداخت.

از او آثار تحقيقي ارزشمندي درباره تئاتر معناباختگي (آبسورد)، يونسكو و بكت، ادبيات اگزيستانسياليستي ، طنز و ... نيز به جاي مانده است.

Senator 07
2008-04-22, 03:04 AM
ایوان اولبراخت که نام حقیقی او کامیل زمان است در ششم ژانویه سال 1882 در یکی از شهرهای کوچک بوهم شمال شرقی واقع در دامنه کوه های «کرکونوخه» (جبال غولن) پا به عرصه وجود نهاد. زادگاه اولبراخت سرزمینی است که روزگاری در آن دو ملیت مختلف و دو طبقه کاملاً متفاوت و مغایر در مقابر هم قرار داشتند، یکی طبقه سرمایه داران بزرگ که آلمانی بودند و دیگر طبقات متوسط و فقیر اجتماع که از نژاد «چک» به شمار می رفتند. خانواده اولبراخت از کوه نشینان قدیم و اصیل چک است که در میان افراد آن روح مبارزه علیه اشغالگری های آلمان در کشور چکوسلواکی و حس رحمت و شفقت نسبت به ستمدیدگان قوم یکی از سنن و شعایر ایلی و باستانی است. یکی از اعمام ایوان اولبراخت در سال 1848 به جرم شرکت در شورش هموطنان خود علیه اطریشیان به دار آویخته شد و عموی دیگرش در یکی از اعتصاب های اولیه کارگران کارخانه های نساجی چکوسلواکی به ضرب گلوله ژاندارم اطریشی از پای درآمد.

پدر ایوان اولبراخت، آنتال ستاچک که خود مردی ادیب و دانشمند بود، مؤلف یک سلسله داستان های ممتاز راجع به زندگی مردم و مبارزات ملت چکوسلواکی در آن گوشه از سرزمین اجدادی است.

زن اولبراخت، بانو هلنا مالیرژوا نیز مانند شوهر خویش نویسنده و روزنامه نگار است.

اولبراخت پس از اتمام تحصیلات خود که قسمت اعظم آن را در وین پایتخت اطریش انجام داد عضو حزب سوسیال دموکرات چکوسلواکی شد و پس از اشتعال نایره جنگ جهانگیر اول با وجود مخالفت سران حزب به صف مخالفین تسلط امپراتوری اطریش – هنگری بر سرزمین اجدادی چک پیوست و به مبارزه نهانی و جسورانه ای علیه عمال امپراتوری مزبور پرداخت. پس از خاتمه جنگ اول که اولبراخت به سبب بیماری قلبی عملاً در آن شرکت نداشت و اسلحه به دست نگرفت، در سال 1920 سفری به اروپای شرقی کرد و روح و فکرش برای نوشتن آثار برجسته ای که بعدها به رشته تحریر کشید غنی شد.

اولبراخت بعداً یکی از عمال مهم کشوری و یکی از روزنامه نگاران عالیقدر و به نام چکوسلواکی شد و درواقع شغل و حرفه او بیشتر روزنامه نگاری بود نه رمان نویسی و داستان سرایی. ایوان اولبراخت که بی شک یکی از اساتید مسلم نثر زبان جدید چکوسلواکی در سی ام دسامبر 1952 بدرود زندگی گفت.

اولبراخت کمتر می نویسد و به قول خود تا فکری به مغزش نیفتد و خواب و آرام بر او حرام نکند قلم به دست نمی گیرد.

شیوه نگارش اولبراخت محکم و شیوا و کامل است و بیشتر تحت تأثیر نوشته های بالزاک و داستایوسکی قرار دارد (چنانکه تأثیر آن دو نویسنده بزرگ در کتاب تاریکترین زندان او کاملاً محسوس است). اولبراخت در آثار خود که اکثر اجتماعی است محیط و شرایط مبارزات مردم را که خود نیز در آنها سهیم بوده است مجسم می نماید و آثار ادبی و روانی که فقط جنبه هنری آن مطمح نظر باشد کمتر دارد و شاید به همین دلیل باشد که او کتاب حاضر را که الحق زیبا و استادانه است از آثار دیگر خود کمتر می پسندد.

آثار دیگر اولبراخت عبارتند از: آوارگان وحشی (1913) که سرگذشت پر ماجرا و اندوهبار بازیگران ولگرد سیرک های سیار است و دوستی عجیب ژزنیوس بازیگر (1919) که شرح مبارزات مخفیانه مردم چکوسلواکی علیه اطریشیان در زمان جنگ جهانگیر اول است و سرگذشت آن دخترک مبارز (1928) که آن نیز داستانی اجتماعی است. دیگر از آثار او کتابی است به نام «نه قصه شادی بخش از دوران اطریش و جمهوری» که در سال 1928 نوشته است و کتاب دیگری به نام زندگی در زندان ها که تا حدی شرح حال خود اوست.

با آنکه بیشتر آثار اولبراخت اجتماعی است ولی در همه آنها به خصوص در «سرگذشت آن، دخترک مبارز» بحث های روانی بسیار دقیق و عمیق به زبانی بسیار ساده و روشن وجود دارد و اصولاً تحقیق روانی یکی از مشخصات برجسته آثار او به شمار می رود. این تحقیق روانی در کتاب تاریکترین زندان تقریباً عریان و بی پیرایه است و کم کم از صورت هزل و مطایبه به صورتی مؤثر و هیجان انگیز در می آید چنانکه می توان تاریکترین زندان را عمیقترین اثر هنری اولبراخت دانست.

Senator 07
2008-04-22, 03:05 AM
امیل لودویگ نویسنده برجسته و شهیر آلمانی در 25 ژانویه سال 1881 در شهر «برسلاو» آلمان چشم به جهان گشود. پس از مدتی تحصیل به دنبال تجارت و بازرگانی رفت و از مدرسه دست کشید. ولی به زودی بازرگانی را نیز رها کرده به تحصیل حقوق پرداخت و پس از آن کار وکالت را پیشه ساخت.

مطالعه آثار ادبی جهان او را برانگیخت تا در صحنه ادبیات فلم فرسایی کند. کارهای اولیه او چندین نمایشنامه ازجمله «تریستان وایزوت»، «برژیا» و «ناپلئون» بودند که موفقیتی برای او به ارمغان آوردند. پس از مدتی با شروع جنگ جهانی اول به انگلستان رفت و چندی بعد به عنوان خبرنگار سیاسی و جنگی در یکی از مجلات آلمان استخدام و به کشورهای آلمانی زبان اعزام گردید. بیشتر وقت خویش را در سویس گذرانید و بعد از اتمام جنگ نیز تا سال 1940 در کشور سویس باقی ماند.

لودویگ در این دوره از زندگی خویش، وقت خود را صرف نوشتن بیوگرافی شخصیت های برجسته جهان نمود و در این راه کسب شهرت و افتخار زیادی نمود در سال 1940 به آمریکا رفت و در تمام مدت جنگ جهانی دوم و همچنین تا به آخر عمر در همان کشور باقی ماند و عاقبت در سال 1949 در شصت وهشت سالگی در آمریکا بدرود حیات گفت. مهمترین آثار لودویگ به صورت بیوگرافی و شرح حال بزرگان جهان است. ولی نمایشنامه ها و داستان های او هریک به نوبه خود برجسته اند. آثار زیر از معروفترین نوشته های لودویگ می باشند: بتهوفن، ناپلئون، هلن، استالین، مانفرد، آبراهام لینکلن، آتلانتا، دیانا، بیسمارک، واگنر، گوته، فردریک ولیعهد پروس، روزولت، آزادی، نبوغ و شخصیت و مدیترانه.

Senator 07
2008-04-22, 03:05 AM
(1822-1776)
ارنست تئودور آمادئوس هوفمن ، نوازنده، شاعر، نمايشنامه نويس و افسانه سرا، شاد و پرشور بود و در عين حال غمگين و نوميد، و از دوستداران نوعي مشروب به نام پنج Punch) نوعي مشروب که آميخته اي است از رم و دارچين و ليموترش). و اطلاعات وسيعي در همه زمينه‌هاي ادبي و اجتماعي داشت. درباره آلمان و مشرق زمين چيزهاي زيادي مي‌دانست. تخيل بسيار نيرومندي داشت. و رمان‌ها و داستان‌هايي آفريد که جمعا نوعي هزار و يک شب مغرب زميني را به وجود آورده‌اند.

شار نوديه (Charles Nodier) (1844-1780) از نويسندگاني است که از هوفمن تاثير پذيرفته و در داستان‌هاي او نيز وهم و خيال نقش مهمي‌را بازي مي‌کنند. "ديوهاي شب" (1821) و "ذره‌هاي پري گونه" (1832) از رمان‌هاي خوب او هستند. بعضي از ديگر نويسندگان و از جمله پتروس بورل (Petrus Borel) (1850-1809) مولف رمان‌هاي "خانم پوتيفار" (1839) و چند رمان ديگر از همين دست، فانتاستيک و رمانتيک را به شکلي درآميخته‌اند که اصالت هر دو نوع را حفظ کرده‌اند. ژرار دونروال (1855-1808) نيز رمان‌هاي فانتاستيکي دارد که در آن‌ها رويا را به مرز جنون مي‌رساند.

"اکسيرهاي شيطان" (1816) رماني است که به داستان‌هاي سياه پليسي بي شباهت نيست و در رمان ديگر او "برداران مدارد"، نوادگان مجازات گناهان اجداد خود را متحمل مي‌شوند و معجون اسرارآميزي آن‌ها را از پا درمي‌آورد.

ماجراهاي غم انگيز "برادران مدارد" ما را به ياد بدبياري‌هاي "راهب" اثر "لويس" مي‌اندازد که به گونه مرموزي به سوي بدبختي و گناه پيش مي‌رود. و اين داستان مکملي هم دارد که در آنجا برعکس همه به سوي سعادت و کمال مي‌روند و اين مجموعه از بهترين آثار رمانتيسم فانتاستيک است.

داستان‌هاي "برداران سراپيون" (1819 تا 18219 در چهار جلد و شرح ماجراهاي شش دوست همدل و همراه است که در روز "سراپيون قديس" دور هم جمع مي‌شوند و داستان‌هاي پريان و حکايات خنده آور يا غم انگيز را براي همديگر نقل مي‌کنند. و اين داستان‌ها جنبه‌هاي گوناگون دنياي هوفمن را نشان مي‌دهند. اما داستان "شاهزاده خانم برامبيلا" (1820) آميخته اي است از حقيقت و خيال.

Senator 07
2008-04-22, 03:06 AM
کارل مارکس، نویسنده و فیلسوف قرن نوزدهم آلمان می باشد.
وی در سال 1818 متولد گردید و در سال 1883 چشم از جهان فرو بست.
اثر مشهور او کاپیتال یا سرمایه می باشد.

Senator 07
2008-04-22, 03:06 AM
گونتر آیش، ازجمله نویسندگان آلمانی می باشد.
دو کتاب از وی به نام کاملیا و موش و گربه می باشد که به زبان های مختلف دنیا منجمله ایران ترجمه گردیده است.

Senator 07
2008-04-22, 03:06 AM
پاول ارنست، رمان نویس و نمایشنامه نویس آلمانی به سال 1866 متولد و در سال 1936 درگذشت.

برخی از آثار وی عبارتند از:

اصول جامعه نوین
پولی متر
راهی به سوی قالب
دمتریوس
برونهیلد
نمایشنامه های رستگاری
آردیانه درناکسوس
کاسندر
یورک
شاهزاده خانم شرق
راه باریک به سوی خوشبختی
خوشبختی لائوتنتان.

Senator 07
2008-04-22, 03:08 AM
Optiman - G


گرهارد اوپتیمان، نویسنده و داستان نویس ناتورآلیسم آلمانی در سال 1862 پا به جهان گذاشت.
او به خاطر یکی از داستان هایش موفق شد جایزه ادبی نوبل را در سال 1912 دریافت کند.
درگذشت وی در سل 1946 می باشد.

بعضی از آثار وی به شرح زیر است:

تیسراند، فلوریان گایر، جشن صلح، ارواح منزوی، میشل کرامر، بری از پرومته، داستان کارناوال، تیل سوزنبان، پیش از طلوع خورشید، بافندگان، پوست سگ آبی، معراج هانل، هنشل گاریچی، رز برنت، مرد تنها، ناقوس گمشده، کماد اودیسه، آتریدن، دیوانه در کریستو امانوئل کوینت، کافری از زوانا، تیل اولن اشپیگل، رؤیای بزرگ، پیش از سپیده دمان، مصالحه، زندگی های تنها، همراه کرامپتون، نساجان، هانل، فرضیه هانل، بیورکت، ناقوس غرق شده، زنگ افسرده نوا، الگا، شلوک و جائو، مایکل کرامر، حریق بزرگ، ایفی ژنی در اولیس، مرگ آگامنون، الکترا، ایفی ژنی در دلفی، هنری بیچاره، رزبیرند، پی پا می رقصد، پرواز گابریل شلینگر، کریسیلدا، موش، تئاتر فستیوال، منجی سفید، یک مجموعه داستان، ویلاند، هاملت در ویتنبرگ، بهار در یونان، پیش از طلوع، نساجان، سفر آسمانی هانله، نیمتنه خز، فلوریاگیر، ناقوس گمشده، هاینزیش بینوا، پیش از شامگاهان، امانوئل کوینت، مسیح ابله، جشن صلح، مرد تنها و نساجان.

Senator 07
2008-04-22, 03:09 AM
Lenz - Siegfried


زيگفريد لنتس يکي از مشهورترين نويسندگان آلماني پنجاه سال اخير به شمار مي رود. در واقع پس از مرگ هايريش بل برخي از منتقدان وي را در کنار گونترگراس ؛ پتر هانتکه و مارتين والزر براي جانشيني تخت و تاج ادبيات آلماني پيشنهاد کرده اند. لنتس در 17 مارس 1926 در ليک شهرکي واقع در ناحيه پروس شرقي به دنيا آمد. پس از آنکه لنتس زندگي در حکومت نازي ها و جنگ جهاني دوم را تجربه کرد در دانشگاه هامبورگ به تحصيل زبان و ادبيات انگليسي و فلسفه پرداخت. او از سال 1948 تا 1951 سر دبير نشريه معروف دي دولت بود و از 1951 به بعد به عنوان نويسنده آزاد شناخته شد.

او در همان سال نخستين رمان خود(قوش ها درهوا بودند) را نوشت اما معروفترين اثرش بي شک ((ساعت درس آلماني)) است كه در سال 1968 منتشر شد . اين رمان يکي از پنج رمان برگزيده ادبيات معاصر آلمان شناخته شده است . لنتس در آثارش به مضامين اجتماعي توجه فراوان دارد در عين حال بويژه در داستان هاي نخستين او عامل طنز نقش مهمي ايفا ميکند.اين نويسنده به سبب نثر پخته و آثار باارزش ادبي خود جوايز متعددي از جمله جايزه ادبي برمر جايزه گريفوس جايزه توماس مان جايزه مانس اشپربر را دريافت کرده است.

ويلدنبرگ بزرگ يكي از نوول هاي وي مي باشد .

Senator 07
2008-04-22, 03:10 AM
Gan Pol

ژان پول

ژان پول، نام مستعار (نام اصلي يوهان پائول ريشتر) رمان نويس آلماني – به سال 1763 متولد و به سال 1825 درگذشت.

برخي از آثارش عبارتند از:

دعواي گروتلندي يا طرح هاي انتقادي
زندگي ماريا ووتس
آموزگار دلشاد
کليه نامرئي
زندگي کينتوس فيکسلاين
زيبنکيس
تيتان
آغاز کهولت
لوانا
سلينا يا جاودانگي روح
ديباچه اي بر زيباشناسي.

Senator 07
2008-04-22, 03:12 AM
ریشارد دمل شاعری بود از مریدان نیتیچه و اشعارش آمیزه ای است از واقع گرایی و رمانتیسم، عرفان و خردگرایی وی به سال 1863 در آلمان متولد گردید و به سال 1920 چشم از جهان فرو بست.

برخی از آثار وی بدین شرح است:

تنها عشق
زن و جهان
دو انسان
شهر ساکت
بساشب ها
سیره.

Senator 07
2008-04-22, 03:13 AM
Mayer - F


کنراد فردیناند ث – ف مایر، نویسنده و شاعر آلمانی در سال 1825 متولد شد. وی نویسنده رمانتیک به شمار می رفت ولی بعدها از این شیوه رو گردانید و به رئالیسم گرایید.

او در سال 1898 در سن 73 سالگی درگذشت.


برخی از آثار او عبارتند از:

یک انتقام
نوول های تعویض
شلیک در منبر
زن عدالتخواه
وسوسه پسکارو
یورگ یناج
قدیس
طلسم
گلوله ای از منبر
پلاوتوس در منبر
پیشخدمت گوستاو آدولف
غم های پسربچه
ازدواج راهب
قاضی زن
وسوسه پستارا
آنجل ابورجیا.

Senator 07
2008-04-22, 03:14 AM
Werfel - Franz

فرانتس ورفل


فرانتس ورفل یکی از بزرگترین نویسندگان آلمانی زبان قرن بیستم است. وی اصلاً یهودی بود و در سال 1890 در شهر پراگ متولد گردید. در فاصله دو جنگ جهانی، او و توماس مان و استفن تسوایک کانون ادبی معروفی داشتند که از مهمترین مراکز ادب آلمان به شمار می رفت و آثاری که مورد قبول این کانون قرار می گرفت در همه آلمان با استقبال فراوان مواجه می شد. در آغاز جنگ بین الملل دوم ورفل از راه فرانسه به آمریکا رفت و تا پایان جنگ در آمریکا ماند. یادگار ادبی این سفر او کتاب آواز برنادت است که تقریباً به تمام زبان های برجسته دنیا ترجمه شده و فیلم معروف آن که «هفت معجزه» لقب گرفته شهرت این کتاب را جهانگیر کرده. او در آمریکا به آئین کاتولیک درآمد و در سال 1945 در کالیفرنیا رخت از جهان بربست. وی از استادان بزرگ مکتب ادبی تحلیل و تجزیه است و بسیاری از آثار او از شاهکارهای ادبی قرن بیستم آلمان محسوب می شوند.
از رمان های او می توان اینها را نام برد.

مرگ یک خرده بورژوا
قربانی گناهکار است
گذشته زنده شده
باربارا
وردی یا رمان اپرا
چهل رو موسی
داغ
پاسکارلا
آسمان های از دست رفته
بازیافته.

Senator 07
2008-04-22, 03:15 AM
Fromm - Erich

فروم - اريك


اریک فروم روانکاو و اندیشمند معروف آلمانی – آمریکایی، به سال 1900 در شهر فرانکفورت متولد شده و تحصیلات خویش را در رشته جامعه شناسی و روانشناسی در دانشگاه های هایدلبرگ، فرانکفورت و مونیخ به پایان رسانیده است. سپس در مؤسسه روانکاوی برلین به تحصیل درباره روانکاوی پرداخته و از سال 1925 به بعد قسمت اعظم وقت و انرژی خود را به عنوان روانشناس مشاور برای پژوهش در نظریه های روانشناسی صرف کرده است.

او که پیش از دومین جنگ جهانی به تبعیت کشور آمریکا درآمده است، در دانشگاه کلمبیا، کالج بنینگتن و مؤسسه روانپزشکی ویلیام الانسن وایت و نیز در مدرسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه ملی مکزیکو و در دانشگاه ییل سمت استادی داشته است.

کتاب های معروف وی عبارتند از:

«گریز از آزادی»، «انسان برای خود»، «روانکاوی و دین»، «زبان از یاد رفته»، «جامعه سالم»، «هنر عشق ورزیدن»، «رسالت زیگموند فروید»، «آئین زن – بودا و روانکاوی»، «آیا انسان پیروز خواهد شد؟»، «برداشت مارکس از انسان»، «در آن سوی زنجیرهای پندار»، «شریعت مسیح»، «قلب انسان» و «شما باید به خدایان مانید».

Senator 07
2008-04-22, 03:16 AM
Engels - F


فردریک انگلس، نویسنده سوسیالیست در سال 1820 در آلمان متولد گشت.
اثر مشهور او کتاب مانیفست است. درگذشت وی در سال 1895 می باشد.

Senator 07
2008-04-22, 03:16 AM
لی لینگرون، نویسنده و شاعر امپرسیونیست آلمانی در سال 1844 متولد شد. او با انتشار کتاب سواری های یک نفر آجودان و مجموعه اشعار معروف گردید. وی مردی خوش گذران و خوش قریحه بود. وی در سال 1909 حیات را بدرود گفت.

Senator 07
2008-04-23, 02:45 AM
اینم از نویسندگان کشور ایتالیا
---------------------------

ويتوريو آلفيري Vittorio Alfieri، شاعر نامي ايتالياست كه در سال 1749 تولد يافت. وي جواني خود را در هوسبازي و ماجراجويي گذراند و بدون هدف خاص قسمت اعظم اروپا را سياحت كرد و در 16 سالگي شروع به نوشتن كرد و با روح هيجان و حرارتي كه داشت پياپي بيست تراژدي نوشت، كه لحن همه آنها به خلاف تراژدي‌نويسان ايتاليايي قبل از او، جدي و محكم بود. تراژدي‌هاي او مرودپسند فراوان مردم ايتاليا قرار گرفت و آنها را «طليعه تئاتر ملي» ايتاليا شمردند. در 1788 وي با يك كنتس بيوه ازدواج كرد و اين زن به خاطر آلفيري بنايي در كليساي سانتاكروچه فلورانس ساخت، ك هاز شاهكارهاي بزرگ حجاري ايتاليا به شمار مي‌رود. وي در ادبيات ايتاليا «شاعر تراژدي» لقب گرفته. او در سال 1803 درگذشت.
مهمترين آثار وي بدين‌قرارند:
پادشاه و ادبيات
فيليپ دوم
آنتيگون
آگاممنون
ويرجينيا
اوكتاويا
تاريخ زندگاني من.

Senator 07
2008-04-23, 02:46 AM
آلبرتو مراویا که نام اصلیش آلبرتو پین کروله است، داستانسرای معاصر ایتالیایی است که در 28 نوامبر 1907 در شهر رم پای به عرصه گیتی نهاد.

این نویسنده بزرگ در سال 1929 با انتشار اولین داستان خود به نام بی تفاوت ها که جنبه قوی روانشناسی دارد توجه مردم را ناگهان به سوی خود جلب کرد. این داستان که طرحی اعترافی و روش رئالیستی دارد در آن سال به وسیله ناشناس 22 ساله ای به رشته تحریر درآمد و از همان زمان انقلاب هنر برای هنر در ادبیات ایتالیا به وقوع پیوست.

مضمون تند داستان «بی تفاوت ها» گفت وگو از افرادی می کند که زندگی بی رحم و سنگدل با قساوت هرچه بیشتر اشتیاق و شور وفای به عهد را در آنان نابود می سازد.

مراویا عقیده دارد که روانشناسی و اهمیت مضامین روانی باید در ادبیات وجود داشته باشد.

آثار مراویا در خارج از ایتالیا به زبان های مختلف ترجمه شده است. نوول کانفورمیست و تنبل زمینه سینماتوگرافی و اثر دید سوررئالیستی قوی دارد. زنی از رم او را به اوج شهرت ر سانید. داستان دو زن که قویترین اثر مراویا شناخته شده است و آن را مخالف عقاید عمومی می دانند، داستانی است که از سرخوردگی های بعد از جنگ عمومی مردم گفت وگو می کند، که همه در جست وجوی دنیای بهتری هستند.

از میان آثار مشهور مراویا می توان اینها را نام برد: عشق و زناشویی لیدا، افسانه های رومی و سرکشی.

Senator 07
2008-04-23, 02:48 AM
هوراس بزرگترین شاعر روم قدیم است که 66 سال پیش از میلاد مسیح در ایتالیا به دنیا آمد. پدرش از غلامان آزاد شده بود و وی را در سن 18 سالگی برای آموختن فلسفه به آتن فرستاد، ولی هوراس در مراجعت از آتن حس آزاد منشی و دشمنی با استبداد را همراه آورده بود و در سپاه بروتوس قهرمان انقلابی رم نام نویسی کرد. در موقع بازگشت، پدرش مرده و اموالش از طرف دولت ضبط گردیده بود.

وی دوست صمیمی مسینوس شاعر رسمی دربار بود و بعد از مرگ مسینوس، او نیز در سن پنجاه وهفت سالگی بدرود زندگی گفت و طبق وصیت خود، در کنار گوردوست شاعرش به خاک سپرده شد.

از او چهار کتاب معروف به قصاید، مجموعه بزرگ غزلیات، مجموعه هجویات و مراسلات منظوم باقی مانده که همه جزو شاهکارهای ادبیات لاتین محسوب می گردند.

Senator 07
2008-04-23, 02:50 AM
فرانچسكو پترارك f.Petrarck يا پتراركوس از بزرگترين شعراي دوره رنسانس ايتاليا مي‌باشد كه به سال 1304 ميلادي در آرززو ديده به جهان گشود. افكار وي به كلي بر ضد افكار قرون وسطي بود. در بسياري از علوم مخصوصاً تاريخ و باستان‌شناسي مطالعاتي داشت و سبك خاصي كه آميخته با سبك نويسندگان قديم و معاصر بود به وجود آورد و غزلياتي به زبان عاميانه سرود. وي مورخي بزرگ و متتبعي عاليقدر و صاحب مطالعات زياد در كتب خطي قديم و يكي از مبرزترين افراد بشردوست در عصر تجدد بود. معتقد بود كه نبايد پيوسته به فكر رستاخيز و آخرت بود بلكه از زيبايي و لذت‌هاي زندگاني بايد بهره‌مند شد. وي مخالف سنن و عادات بود و مي‌گفت حقايق را بايد به وسيله مشاهده و پژوهش و استدلال كشف كرد. با داشتن اين عقايد پترارك قهراً وجه اشتراكي با دوره‌‌هاي درخشان يونان و روم پيدا مي‌كرد. به اين جهت كوشيد تا فرهنگ باستان را زنده كند و در ديوان خود و كتاب‌هايي كه در ادبيات و نقد شعر و اخلاق نوشت مانند مجموعه «سرود و مردمان نامي» اوج گذشته را ظاهر ساخت. در سال 1341 به سمت شاعري دانشگاه روم برگزيده شد و بالاخره در سال 1374 در سن 70 سالگي زندگي را بدرود گفت و در كاپيتول، معبدي بزرگ در روم كه خدمتگزاران بزرگ را تجليل مي‌كردند، مدفون گشت.

Senator 07
2008-04-23, 02:53 AM
در سال ۱۹۳۲ در شهر (الكساندرا) در ايتاليا متولد شد . نخستين رمان وي به نام (نام گلسرخ) در سال ۱۹۸۱ برنده جايزه (استراگا) در ايتاليا و (مديسي) در فرانسه شد .


از آثار ديگر وي مي توان به ( آونگ فوكو ) و ( جزيره روز پيشين ) اشاره كرد .

Senator 07
2008-04-23, 02:53 AM
دانته الیگیری به سال 1265 میلادی در فلورانس متولد گردید. هنوز کودک بود که مادرش مرد و پدرش زنی دیگر اختیار کرد. تحصیلات خود را در دانشگاه های فلورانس به اتمام رسانید. او به رشته های مختلف دانش و ادب علاقه مند بود و همه دانش های زمان خودش را آموخت و سرآمد اقران گردید. 9 ساله بود که چشمش به بئاتریس افتاد و باز چون در هجده سالگی او را دید عاشق و دلباخته او گردید و به خاطر این عشق که از تاریخ ترین عشق های دنیاست قطعه زیبای «زندگانی نو» را سرود و همین عشق مایه اصلی شاهکار بدیع «کمدی الهی» گردید.

بئاتریس در سال 1290 فوت کرد و دانته زنی به نام ژما از خاندان دوناتی گرفت. در این زمان دانته شاعر مشهوری بود و پیش از آنکه از فلورانس تبعید گردد به اتفاق عده ای دیگر از شعرا مکتب ادبی تازه ای بنیاد نهاد که «سبک تازه ملایم» نام داشت. شعار این مکتب آن بود که شعر ایتالیایی از حالت ابهام و پیچیدگی بیرون آید و ساده و روان باشد. در زمان دانته دو خانواده بزرگ اشرافی بر سر حکومت فلورانس با هم رقابت و نزاع داشتند چنانکه وی که خود یکی از آن خاندان ها بود در چندین زد و خورد بین آن دو دسته شرکت کرد.

در حدود سی سالگی به فعالیت سیاسی پرداخت، دو سال بعد به عضویت «شورای صد نفری» انتخاب شد و در سال 1300 یکی از شش تن حاکم فلورانس گردید. در سال 1302 بر اثر بروز اختلاف بین دو دسته سیاه و سفید در شهر فلورانس و دخالت پاپ در این قضیه نیروی «شارل دووالوا» برادر فیلیپ لوبل پادشاه فرانسه شهر فلورانس را اشغال کرد و سفیدها را از آن شهر راند. در 27 پانویه همان سال طبق حکم دادگاه به پرداخت پنج هزار «فیورینو» و دو سال تبعید از فلورانس و محرومیت ابدی از حقوق مدنی محکوم شد. این حکم غیابی بود و چون از محکوم خبری به دست نیاوردند حکم دیگری صادر کردند که اگر گیر بیفتد زنده زنده در آتش سوخته شود.

از آن پس دوران ممتد و آوارگی و دربدری دانته شروع شد و تا آخر عمر او ادامه یافت. سفرهای متعدد به بلاد اروپا کرد و مدت ها نیز در شهرهای ایتالیا سرگردان بود و اجازه بازگشت به فلورانس را به او نمی دادند عاقبت پس از بیست سال دربدری در شهر «راونا» از شهرهای ایتالیا به سال 1321 درگذشت. دانته در این شهر تا سال مرگش مهمان «کان گرانده دالاسکا» بود و او همان کسی است که شاهکار جاویدان کمدی الهی به او اهدا شده است. کتاب کمدی الهی در سه قسمت سروده شده است: دوزخ و برزخ و بهشت.

Senator 07
2008-04-23, 02:54 AM
پي ير آمبرداز شودر لو دو لاکلو، در آمي‌ ين در 18 اکتبر 1741 به دنيا آمد و هر چند نظامي‌بود، براي رهايي از محيط کسالت آور پادگان نظامي، مقاله و داستان مي‌نوشت. او در سال 1803 در ايتاليا در گذشت و بزرگترين روشنايي زندگي اش چاپ همين کتاب رابطه‌هاي خطرناک بود. در ايامي‌که در ايتاليا بود با استاندال جوان ديداري داشت.

Senator 07
2008-04-23, 02:58 AM
نیکولا ماکیاول، حکیم، سیاستمدار، مورخ و اندیشمند ایتالیایی در فلورانس، در سال 1469 به دنیا آمد. او پس از پایان تحصیلات و شروع خدمت دولت به سفرهای زیادی رفت. در سال 1506 به وزارت جنگ جمهوری فلورانس برگزیده شد اما پس از سقوط جمهوری در سال 1512، تبعید و زندانی شد و از سال 1513 که آزاد شد، پژوهش های علمی و اندیشه ای خود را آغاز کرد و مکتب جدیدی را به نام ماکیاولیسم بنیان نهاد.

وی در سال 1527 رخت از جهان بست. برخی از آثارش بدین شرح می باشد:

عبث درباره نخستین دهه تیت لیو
شاهزاده
هنر جنگ
پرنس
شهریار
ماندرا گولا
مهر گیاه
سلیزیا
بل فگور
تاریخ فلورانس.

Senator 07
2008-04-23, 02:59 AM
جيوواني وارگا نويسنده داستان Cavalleria Rusticana يكي از نويسندگان سرشناس ايتاليا است، ولي كمتر نويسنده‌اي در ادبيات معاصر مي‌توان يافت كه مانند او شهرتش را تنها مرهون يك اثر كوچك چند صفحه‌اي باشد.

شهرت وارگا از لحاظ بين‌المللي مرهون همين داستان كوتاه «كاوالريا روستيكانا» است كه مي‌توان آن را «غيرت روستايي» ترجمه كرد. اين داستان در مدت كوتاهي در سراسر ايتاليا شهرت يافت و بدين‌جهت mascagni موزيسين بزرگ ايتاليايي از روي آن اپرا و آهنگ معروفي تهيه كرد كه شهرت اين داستان راب ا خود به تمام اقطار جهان برد.

تاكنون اپرا، فيلم، تئاتر، اين قطعه به كرات در غالب كشورهاي جهان نمايش داده شده، قطعه موزيك آن در بزرگترين سن‌ها نواخته شده است.

با اين همه، مي‌توان گفت كه داستان «كاوالريا روستيكانا»، هيچ جنبه خاص و برجسته‌اي ندارد، جز اينكه معرف روح انتقام‌جويي و «غيرت» مردم جنوب ايتاليا است، و قطعاً همين تجسم روحيات مردم يكي از نواحي بزرگ اين كشور باعث موفقيت اين داستان در كشور ايتاليا شده است كه غالب آثار ادبي آن جنبه «محلي» دارد.

Senator 07
2008-04-23, 03:00 AM
لودوویکو آریوستو شاعر و کمدی نویس ایتالیایی به سال 1474 متولد و در سال 1533 درگذشت.

برخی از آثار وی عبارتند از:

صندوقچه
احضارکننده ارواح
لنا
دانش پژوهان
اورلاندوی خشمگین
رولان خشمگین
خشم های اورلاندو.

Senator 07
2008-04-23, 03:01 AM
كلمنس برنتانو اصلاً از يك خانواده ايتاليايي بود، ولي خاندان ا واز چند پشت پيش ازو ي در آلمان مي‌زيستند. وي به سال 1778 در فرانكفورت به دنيا آمد و نخستين سال‌هاي زندگي خود را نيز در آنجا گذرانيد، ولي زندگاني ادبي او در هايدلبرگ كه مركز يك دسته از رمانتيك‌هاي بزرگ آلمان بود شروع شد. آثار شاعرانه او به مراتب از آثار منظوم ساير شعرايي كه جزء دسته رمانتيك‌هاي هايدلبرگ بودند، عالي‌تر است. در اشعار او همه جا اثر ذوق بسيار لطيف و حس علاقه به زيبايي‌هاي طبيعت و احساسات دروني ديده مي‌شود. همين احساسات دروني بالاخره او را به حلقه روحانيت كشيد و ساليان آخر عمر را در خدمت كليسا گذرانيد. مهمترين اثر او كه منظومه حماسي و درعين‌حال عاشقانه مفصل به نام «تغزلات تاج گل» است بر اثر مرگش ناتمام ماند. رمان «گودوي» و چندين داستان و يك نوول موسوم به «كاسپرل و آنرال» از آثار دوره جواني وي به شمار مي‌رود. او به سال 1842 ديده از جهان فرو بست.

Senator 07
2008-04-23, 03:02 AM
در سال 1785 در ميلان به دنيا آمد و در سال 1873 در همين شهر جان سپرد. در دوران جواني روشنگري‌هاي انقلاب فرانسه بر او اثر گذاشته بود. اما هرگز از ايمام مسيحي اش دست برنداشت. زيرا اين اعتقادات از کودکي در جان او نشسته بود و اشعار او با اعتقادات مذهبي اش آغشته شده‌اند. مانزوني سعي مي‌کند که مسيحيت را با دموکراسي و استبدادستيزي با همديگي بياميزد.

"نامزدها" در سه جلد از سال 1825 تا 1827 منتشر شد و در سال 1842 با تصحيح و تجديدنظر خود مولف بار ديگر به چاپ رسيد.

Senator 07
2008-04-23, 03:03 AM
Pearandello - Luiji


لوئيجي پيراندللو در 1867 در سيسيل ايتاليا چشم به جهان گشود . او در دانشگاه ايتاليا و سپس دانشگاه بن به تحصيل پرداخت و پايان نامه درجه دكتراي خود را در رشته لهجه زادگاه خود نوشت . پيراندللو كار ادبي را با شعر آغازكرد اما لوئيجي كاپوئانا ،‌رمان نويس نام آور سيسيلي ،‌او را به نوشتن داستان تشويق كرد و پيراندللو نخستين مجموعه داستان خود را در 1893 انتشار داد . سال بعد رانده شده را نوشت . اين رمان داستان زني است كه شوهرش او را از خانه مي راند و پس از مدتي رفته رفته شخصيتي پيدا مي كند كه جامعه در ابتدا مي پنداشته است . درونمايه هاي نخستين داستانهاي او تقابل ظاهرو واقعيت است . او در اين داستانها به جنبه هاي غم انگيز جامعه اي مي پردازد كه تنها به ظاهرو انجام تشريفات ارج مي نهد . پيراندللو بسيار شوخ طبع بود اما شوخ طبعي او در داستانهايش بيشتر رنگي تلخ و غمخوارانه دارد.

هر چند پيراندللو در نخستين داستانهايش از ورگاوكاپوئانا رئاليستهاي سيسيل ،‌تاثيرپذيرفت امابسيار زود به كشف مضمون پرداخت . رمان مرحوم ماتيا پاسكال (1904) داستان مردي است كه روزي خبر مرگ خود را در روزنامهامي بيند .اوكه ازرنج زندگي به جان آمده از خواندن خبر مرگ خودشادمان مي شود و خانه و شهر خود را ترك مي گويد . پيراندللو اعتقاد داشت كه شخصيت آدم پديده اي ذهني است و به شيوه تفكر بستگي دارد و بارها عبارت «نسبيت شخصيت» را به كارمي برد . او اين عقيده را كه ازنظر فلسفي مردود شناخته شده از آلفرد بينه و هانري برگسون ، دو فيلسوف فرانسوي ، گرفته بود امابسيار روشن و با اطميناني هيجان انگيز بيان مي كرد .

لوئيجي پيراندللو در زبان محاوره توانابود همين امر او رابه طور طبيعي به جانب تئاتر كشاند. او نخستين نمايشنامه خود ،‌شرارت ، را در 1908 نوشت . در سال 1916 د رمدت يك سال نه نمايشنامه نوشت كه از ميان آنها اگر اين طور مي انديشيد حق با شماست براي او شهرت كسب كرد . او در نوشتن اين نمايشنامه ها شيوه هاي مالوف و قرار دادي را به كار گرفت . اماتماس با گروههاي پيشرو او را ياري كرد تا اهميت هماهنگي عناصر را در صحنه دريابد . پيراندللو «تئاترجامع» خود را بر نمايشنامه يك شخصيت پريشان پايه ريزي كرد كه بعد ها به نمايشنامه شش شخصيت در جستجوي نويسنده تبديل شد . اين نمايشنامه شهرتي جهاني براي پيراندللو به دنبال داشت . شش شخصيت در جستجوي نويسنده ، هر يك به شيوه خود وامشب از خود مي سازيم (1930) مجموعه نمايشنامه سه گانه پيراندللو را تشكيل مي دهندكه خود آنها را «نمايشنامه هاي سه گانه تئاتر در تئاتر» مي ناميد .اين سه نمايشنامه شناخت تئاترپيراندللو را امكانپذير مي سازند. پيراندللو تاكيدمي ورزيد كه تئاترخيال است ،‌چون صورت«فرم»دارد يا بهتر گفته شود صورت است ،‌«صورت كه حركت مي كند . »،‌ ونيز داراي اثباتي است كه زندگي از آن عاري است . نمايشنامه هاي پيراندللو از اعتبار جدلي برخور دارندو بر آن نيستندتا ارزشهايي را نشان دهند كه از عقايد تجريدي حاصل ميآيند. پيراندللو با نمايشنامه هاي خودانقلابي در شگردهاي تئاتر جديد پديد آورد . او قرار داد هاي ثابت تئاتر را مردود مي دانست ؛ چون معتقد بود كه آنهاتجربه نمايش را به جاي سازده بودن تاحد سرگرمي تنزل مي دهند و برا ي تماشاچيان جز تن آساني حاصلي ندارند. او در تئاتر خودقرار دادها را مورد پرسش قرار مي دهد .‌پرده هاي خيال را تك تك كنار مي زندتابه حقيقت عريان شرايط زندگي آدمي دست يادبد .زيرا اعتقاد داشت كه تنهابا شناخت اين حقيقت است كه مي توان به رستگاري آدمي دل بست . نمايشنامه هانري چهارم (1922) ،‌كه نخستين نمايشنامه تئاتر پوچي به شمار مي آيد .‌بيش از ديگرنمايشنامه هاي اوبه اجرا در آمده است . تراژدي هانري در اين است كه آن نقاب ديوانگي كه آگاهانه بر چهره مي آويزد ،‌در پايان نمايش ، با نيروي عواطفي كه بيرون از اختيار اوست ،جزيي از وجود اومي گردد. پيراندللو دراين نمايشنامه به نقابهايي اشاره مي كندكه جامعه بر چهره ما مي گذارد و جز ايفاي آن نقش ،انتظار ديگري ازماندارد. تجسم بي هويتي و تنزل شخصيت آدمي تاحد ايفاگر نقشي اجتماعي بزرگترين دستاورد تئاتر پيراندللو بوده است .

پيراندللو همراه با برتلد برشت،جان ميلينگتن سينگ و يوجين اونيل چهار تن نمايشنامه نويسان بزرگ قرن معاصر به شمار مي آيند. لوئيجي پيراندللو زندگي توانفرسايي داشت. ديوانگي همسر بسيار زيبايش از تراژدي هاي زندگي اوست . با اين همه .نكته درخور توجه اين است كه او بهترين آثارش را در دوران سراسر رنجباري به وجود آورد كه به نگهداري از او مشغول بود و فقر مادي آزارش مي داد . پيراندللو در عين حال زندگي ادبي پرباري داشت . به جز هفت رمان و پنجاه نمايشنامه ،‌دويست و پنجاه داستان كوتاه منتشر كرد . اونيمي ا زاين نمايشنامه ها براساس داستانهاي كوتاه خود نوشت . دروغين بودن ظواهر ؛عدم وجودعنصري يكپارچه در شخصيت كه به صورت حالات ، عقايد ،احساسات و كثرت «من» هاي گوناگون بروز مي كند ؛ جاودانگي آدمهاي داستاني در تقابل با آدمهاي واقعي كه مي ميرند و فراموش يم شوند؛‌و تظاهر نژاد انسان به زيستن بر اساس اصول عقلاني ، برخي از تشويشهاي ذهني پيراندللوي داستان نويس را تشكيل مي دهند .

ما پس از خواندن داستانها يا ديدن نمايشنامه پيراندللو به نتايجي دست مي يابيم كه اساسي تر از عقايدي است كه او خود در اين آثار ارائه كرده است و اين موضوع از نشانه هاي آثار نويسنده بزرگ است .

Senator 07
2008-04-23, 03:04 AM
Virgil - P

پابلوس ویرژیل

پابلوس ویرژیل را باید بزرگترین شاعر رومی در دنیای قدیم به حساب آورد. شرح زندگی او بیشتر از نوشته های خود وی به دست می آید. ویرژیل در 15 اکتبر سال 70 قبل از میلاد از خانواده ای روستایی در «آند» متولد شد. عشق و علاقه بی حد وی نسبت به زادگاه خود و مردمی که در آن به فلاحت و کشاورزی مشغول بودند، اساس الهامات اشعار ویرژیل را تشکیل می دهد. ویرژیل در کرمونا و میلان و بالاخره در رم به تحصیل پرداخت. در دوران تحصیل علاقه وافری به خواندن آثار نویسندگان به خصوص شعرای رومی و یونانی داشت و خود نیز در علم معانی و بیان فلسفه دانشی فراوان کسب کرد.

زندگی ویرژیل تماماً به شعر و شاعری اختصاص داده شده و مطالعات وی بیشتر در همین زمینه است. وی هیچگاه به کار سیاست و نظام نپرداخت، وی دوستانی داشت که همگی آنها در جریانات سیاسی و انقلابی مملکت دستی داشته و پیوسته مسائل را با وی در میان می گذاشتند.

«دکلوگ» اولین مجموعه شعر اوست که بین سال های 42 تا 37 قبل از میلاد سروده شده است و دیگری «انئید» می باشد.

Senator 07
2008-04-23, 03:09 AM
پلوتوس، شاعر و نمایشنامه نویس روم باستان قبل از میلاد بود. وی روستازاده ای بود که به زندگی شهری علاقه ای سرشار داشت، روی همین اصل به تشریح زندگی شهری پرداخته بود. این نویسنده و شاعر پس از نکه از راه تئاتر پولی به دست آورد، به تجارت پرداخت اما نویسنده درام کارش به تهیدستی کشید و دوباره به نوشتن دست زد. در آثار او شوق به دریانوردی و تجارت به خوبی به چشم می خورد و حدود 130 نمایشنامه نوشت که همه موفقیت آمیز بود. برخی از آثار وی عبارتند از:

آمفی تریون
سی کوان
اسیر
کمدی الاغ ها
تاج
جعبه جواهر
سربازان افازن
گلدان طلا
اسیران
پسودولوس
مناخموس
خانه افسانه شده
پارسیان
کارتاژیان
طناب
ترینوموس
دهاتی
استیکوس.

Senator 07
2008-04-23, 03:10 AM
Ougobety


اوگوبتی، نمایشنامه نویس، شاعر، داستان سرا و قاضی ایتالیایی در چهارم ماه فوریه 1892 در شهر کامرینو متولد گردید و در نهم ژوئن 1953 میلادی در اثر ابتلا به بیماری سرطان چشم از جهان فرو بست. برخی از آثار وی عبارتند از:

شاه با فکر، کدبانو، خانه روی آب، جزیره فوق العاده، سیل، مهمانخانه ای در بندرگاه، فروپاشی، شکار اردک، یکشنبه زبا در ماه سپتامبر، رؤیاهای ما، کمدی فصل تابستان، شب در خانه مدر ثروتمند، داستان کریسمس، باد شب، پرسش، زن و شوهر، جلسه در خانه قدیمی، جنایت در جزیره بزها، ملکه یاغی ها، فساد در محکمه قضاوت، نبرد تا پیروزی، آیرون بی گناه، باغچه کنگره دار، قمارباز، آب های آلوده، فراری، سنگ مرتفع، مرد و زن و آخرین غزل ها.

Senator 07
2008-04-23, 03:10 AM
Buzzati - Dino

دينو بوتزاتي

1972 ـ 1906

بوتزاتي از سال 1933 فعاليت ادبي خود را آغاز كرد. او با نوشتن دو كتاب بيابان تاتارها و هفت فرستاده در عرصه ادبيات ايتاليا و جهان به شهرت رسيد.

مضامين مورد علاقه بوتزاتي مرگ، زندگي و اضطراب‌هاي بشري بود. برخي از منتقدان، آثار وي را سوررئاليستي قلمداد كرده‌اند، اما داستان‌هاي او گرچه داراي رويدادها و حال و هوايي ناممكن است، ليكن آنها را مي‌بايد حاصل گونه‌اي گرايش به درون‌نگري و ماوراطبيعه دانست.

بوتزاتي در آثار خود رمز و راز را با نگاهي تلخ و بدبينانه درمي‌آميزد به گونه‌اي كه آثارش را با داستان‌هاي كافكا و ادگار الن پو نيز سنجيده‌اند.

گفتني است كه برخي از آثار بوتزاتي همچون بيابان تاتارها ـ فيلم‌برداري در ايران ـ وبارنابوي كوهستان‌ها به فيلم درآمده و در سراسر جهان به نمايش گذاشته شده است.

بوتزاتي افزون بر نويسندگي به نقاشي نيز مي‌پرداخت و مضامين بسياري از آثارش را خود نقاشي مي‌كرد. نام اصلي اين داستان ـ كه به شيوه آزاد ترجمه شده ـ پالتو است.

Senator 07
2008-04-23, 03:10 AM
جووانی گوارسکی (۱ مه ۱۹۰۸ در پارما - ۲۲ ژوئیه ۱۹۶۸ در ایتالیا) نویسنده، روزنامه‌نگار،کاریکاتوریس ? و طنزپرداز ایتالیایی است.

زندگی
او در خانواده‌ای از طبقهٔ متوسط در نزدیکی شهر پارمای ایتالیا به دنیا آمد. پس از ناکامی در تحصیلات دانشگاهی به مشاغل مختلف روی آورد تا این که سرانجام در ۱۹۲۹م. سردبیر مجله‌ای فکاهی به نام کوریره امیلیانو را به عهده گرفت و در سالهای ۱۹۳۶م. تا ۱۹۴۳م. سردبیری مجلهٔ فکاهی دیگری به نام برتولدو به عهدهٔ او گذاشته شد.

در طی جنگ جهانی دوم دولت موسولینی را مورد انتقاد قرار داد که همین انتقادات مشکلاتی را برای‌اش فراهم آورد در همین دوران برادرش در جبههٔ روسیه مفقودالاثر شد و او شبی از ناراحتی مست کرد و تا صبح در خیابان‌ها عربده کشید و به فاشیست‌ها ناسزا گفت که موجب دستگیری او شد و مدت‌ها در بازداشتگاه‌های آلمان‌ها به‌سر برد تا این که به سربازی رفت و به جبهه اعزام شد.

در سال ۱۹۴۳م.، هنگامی که ایتالیا با نیروهای متفقین پیمان متارکه جنگ را امضا کرد، او در جبههٔ شرقی بود و چون حاضر به همکاری با آلمان نشد دستگیر و تا پایان جنگ در اردوگاه اسراء در کشور لهستان به سر برد و توسط ارتش انگلیس آزاد شد. بعد از بازگشت به کشور به کاریکاتورکشی روی آورد و البته پیش از آن حتا دست به کار دربانی و نگهبانی هم زده بود. به میلان رفت و ابتدا سردبیر هفته‌نامه «برتولدو» و سپس ناشر و سردبیر روزنامهٔ فکاهی «کاندیدو» شد و طنزهای سیاسی او مخاطبین بسیاری یافت.در ۱۹۵۰م. با خلق دون‌کامیلو شهرتی جهانی پیدا کرد.

در سال ۱۹۵۴م. به اتهام افترا بازداشت شد. او نامه‌ای را انتشار داده بود که در آن از قول **** مقاومت ایتالیا د گاسپری که بعدها به نخست وزیری رسید، از متفقین خواسته شده بود رم را بمباران کنند. دادگاه او را به دوازده ماه زندان محکوم کرد اما به دلیل خوش‌رفتاری زودتر آزاد شد.

در ۱۹۵۶م. وضع سلامتی‌اش وخیم شد و برای درمان به سویس رفت. در ۱۹۵۷ از سردبیری کاندیدو کناره گرفت، ولی هنوز در آن مجله مطلب می‌نوشت. سرانجام در ۱۹۶۸م. در پی حملهٔ قلبی درگذشت.



رمان
شوهر مدرسه‌ای، ترجمهٔ جمشید ارجمند، ۱۳۷۹، ناشر: کتاب پرواز کارلوتا و عشق، ترجمهٔ جاهد جهانشاهی، ناشر: پاییز


مجموعه داستان
دنیای کوچک دن کامیلو، ترجمهٔ جمشید ارجمند، ناشر: شرکت تهران فاریاب دن کامیلو و پسر خلف، ترجمهٔ مرجان رضایی(۱۳۸۵)، ناشر: نشر مرکز زندگی‌ خانوادگی، ترجمهٔ منوچهر محجوبی (با نام «خانهٔ نینو»)


در ایران
منوچهر محجوبی در سال‌های اول دههٔ ۵۰ ه.خ. سریالی از روی کتاب «زندگی خانوادگی» با همین نام برای رادیو تلویزیون ملی ایران ساخت.
از روی کتاب شوهر مدرسه‌ای و دن کامیلو فیلمی به نام «نان و عشق و موتور ۱۰۰۰» به کارگردانی ابولحسن داودی و نویسندگی فیلم‌نامهٔ پیمان قاسم‌خوانی ساخته شد.
کوروش نریمانی نمایشنامه‌ای برگرفته از شخصبت دون‌کامیلو نوشت و کارگردانی کرد که روی صحنه رفت و جایزه‌ای تحت عنوان کارگردانان زیر چهل سال به او اهداد شد.

Senator 07
2008-04-23, 03:11 AM
Helilio - T.T

تی شی ین تسیانو حلیلیو

تی شی ین تسیانو حلیلیو، از نویسندگان و نمایشنامه نویسان به نام ایتالیایی می باشد. این چهار اثر از وی می باشد:

ونوس خفته
مسیح در باغ
مرگ سنت پطر
داوود و گولیات.

Senator 07
2008-04-23, 03:12 AM
Malaparte - Curzyio



کورتزیو مالاپارته نام مستعار نویسنده پر شوری است به نام «کورتزیو سوکرت» که در سال 1898 در شهر پراتو نزدیک فلورانس دیده بر جهان گشود. او در همان کالج معروفی به تحصیل پرداخت که «دانونزیو» نیز در آنجا درس خوانده بود.

به هنگام کودکی اش چون در همه سال های عمرش کنجکاو و ماجرادوست بود. وقتی که روز دوم ماه اوت سال 1914 نخستین جنگ جهانی آغیاز گشت و او بیش از شانزده سال نداشت از مدرسه و ایتالیای بی طرف گریخت و داوطلبانه به ارتش فرانسه پیوست. او در شانزده سالگی، جنگیدن در کنار نیروهای فرانسه را بر قرائت تاریخ فرانسه در کالج ترجیح داد و در رأس گروه خویش جانانه به نبرد پرداخت و در جنگ های شامپانی سخت زخمی شد و نشان «صلیب جنگ» بزرگترین نشان جنگی فرانسه را به دست آورد.

در سال 1918 مالاپارته را بدین سبب که ریه هایش در اثر گازهای سمی آسیب دیده بود «معلول جنگی» شناختند، بعد از سال 1918 مالاپارته به ایتالیا بازگشت و در 1921 خدمات دولتی را ترک گفت. مالاپارته، به زودی نسبت به اندیشه های موسولینی تمایلی پیدا کرد و در سال 1922 به حزب فاشیست پیوست. او مقالات آتشینی در روزنامه ها می نوشت و به دفاع از نظریه «انسان برتر» نیچه برمی خاست، با این همه مالاپارته عملاً در هیچ یک از فعالیت های حزب فاشیست شرکت نکرد.

وی کم کم به انتقاد از نظم و انضباط نظامی حزب فاشیست پرداخت و دامنه این انتقادات به هجو موسولینی انجامید. بعد که اوضاع سیاسی ایتالیا رو به وخامت گذارد به مسافرت در اروپا، آسیا و آفریقا پرداخت و در سال 1931 پس از بازگشت به ایتالیا از عضویت حزب فاشیست استعفا داد. در همان سال به تشویق دوستش دانیل – هاله وی به فرانسه رفت و در آنجا کتاب «تکنیک کودتا» را نوشت.

در سال 1931 دوران تبعیدش به پایان رسید و دوباره برم برگشت. در سال 1940 هنگام ورود ایتالیا در جنگ جهانی، مالاپارته کتاب زنی چون من را منتشر ساخت.

در جنگ به عنوان یک خبرنگار جنگی در جبهه کار می کرد. سایر آثار مهمی که این نویسنده بزرگ ایتالیایی از بعد از جنگ تاکنون انتشار داده است عبارتند از: «خورشید نابینا است» و «پوست».

Senator 07
2008-04-24, 02:28 AM
زندگی نامه نویسندگان مشهور اسپانیا

-------------------------------------

کامیلو خوزه سلا، رمان نویس و شاعر اسپانیایی به سال 1916 چشم به جهان گشود وی بعد از دوره ابتدایی و متوسطه در دانشگاه به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت، ولی بعدها به ادبیات روی آورد. وی در سال 1989 جایزه نوبل را دریافت نمود.
برخی از آثار خوزه سلا عبارتند از:
خانواده پاسکوال دو آرته
آسایشگاه
ماجراهای تازه و بدبیاری های لاساریودوتورس
کندو
از مینوتاییداسو
سفر به آلکاریا
خانم کالدول با پسرش سخن می گوید
کاتیرا
سان کاملیو
دفتر ظلمات
مازوکایی برای دو مرده
کریستو در برابر آریزونا
مازوکایی برای دو مرده
سان کامیلو 1936

Senator 07
2008-04-24, 02:29 AM
فدریکو گارسیا لورکا شاعر برجسته اسپانیایی در 5 ژوئن سال 1899 در دهکده «فوانتو کرو» در ایالت قرناطه به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در «آلمریا» به پایان رسانید و در همین شهر بود که در سال 1923 لیسانس خود را در رشته ادبیات و حقوق گرفت. در سال 1919 روانه مادرید شد و در آنجا با دالی، بونوئل و خوزه برگامتن آشنایی یافت. در سال 1921 «کتاب شعرها»ی او انتشار یافت. در بهار 1930 به نیویورک و کوبا رفت. در سال 1931 با ادوارد دو گارث که مدیر تئاتر دانشگاه «باراکا» بود همکاری کرد و در چند نمایشنامه شرکت نمود.

در سال 1933 – 1934 برای دومین بار به آمریکا رفت و در طی این سفر چندین سخنرانی ایراد کرد. در دسامبر سال 1934 به اسپانیا بازگشت. در ژوئیه 1936 در شورش فرانکو به دست ایادی او کشته شد.

Senator 07
2008-04-24, 02:30 AM
پيو باروخا Pio Baroja از نويسندگان و داستان‌سرايان معروف اسپانياست. او به سال 1872 متولد شد. پزشك بود ولي پزشكي را رها كرد و به نويسندگي پرداخت.

پيو باروخا، نويسنده‌اي آزاديخواه و شوخ بود، مانند اونامونو، نسبت به زندگي نظري بدبين داشت. نوشته‌هاي او شامل بحث درباره مسائلي است كه با قراردادهاي اجتماعي در تعارض است. تا پايان عمر ازدواج نكرد. آثار او هشتاد عنوان را شامل مي‌شود. «بيقراري‌هاي شانتي آنديا» از مهمترين آثار اوست.

Senator 07
2008-04-24, 02:34 AM
آنجل دساودرا، رامیرزدو باکدانو سیاستمدار و شاعر و نمایشنامه نویس اسپانیایی در نوزدهم مارس 1791 در کوردوبا متولد و در بیست ودوم ژوئن 1865 در مادرید درگذشت برخی از آثار وی عبارتند از:

آتولفو
آلیاتار
دونابلانکا دوکاستیلا
دوک آکیتین
دون آلوارو
تسکین خاطر یک زندانی
پیرامون عصر فرانسیس اول شاه فرانسه
آزمون وفاداری.

Senator 07
2008-04-24, 02:34 AM
آلفونس مازراس
آلفونس مازراس از نویسندگان برجسته اسپانیولی در آغاز قرن کنونی است. وی به سال 1884 در «کاتالونیا» متولد شد. از چهارده سالگی به سرودن اشعار و نوشتن داستان های کوتاه و مقالات انتقادی و ادبی پرداخت، که همه در روزنامه های محلی کانالونیا به چاپ رسید. در نوزده سالگی پس از ختم تحصیلات خود به پاریس رفت و دو سال در آنجا ماند سپس به بارسلون رفت و سردبیر یک روزنامه مهم یومیه شد.

اندکی بعد دست از روزنامه نویسی برداشت و صرفاً به ادبیات پرداخت. مجموعه اشعار او به نام «دلیریوم» با موفقیت مواجه شد، ولی موفقیت اصلی وی مربوط به انتشار رمان معروف «ادمون» بود که آن را آغاز تحولی در داستان نویسی اسپانیا دانستند. در سال 1909 رمان دیگر او به نام «تازه پسر» شهرتی فراوان یافت و او را در ردیف بزرگترین نویسندگان اسپانیا قرار داد. از میان آثار او می توان پایان یک ماجرای عشقی، گفتار و کردار استاد مارتی را نام برد.


از آثار وی را به شرح ذیل می توان ذکر کرد:

اشعار دلیریوم
رمان ادمون
تازه پسر
پایان یک ماجرای عشقی
گفتار و کردار استاد مارتی.

Senator 07
2008-04-24, 02:41 AM
خوان رامون خیمنز، یکی از نویسندگان و داستان نویسان قرن بیستم اسپانیا می باشد. وی به سال 1881 متولد و به سال 1958 درگذشت. خیمنز در سال 1956 جایزه نوبل ادبی را کسب کرد.

از آثار وی می توان به موارد زیر اشاره نمود:

من و پلاتو
روح بنفش
نینفیس
اشعار
پل اترو و من
اسپانی های جهان سوم
حیوان درون
تنهایی پرطنین
وحدت
ارواح بنفشه
نیلوفرها
دیوان نیلوفرها
آهنگ های غم انگیز باغ های دوردست
مرثیه های ناب
مرثیه های رقت بار
انزوای پر طنین
جاودانگی
سنگ و آسمان
پلاترو و من و من و خوک من.

Senator 07
2008-04-24, 02:43 AM
انریکه رودریگس لارتا، رمان نویس و نمایشنامه نویس به سال 1875 در خانواده اسپانیایی در بوتنوس آیرس زاده شد و به سال 1961 درگذشت.

برخی از آثارش عبارتند از:

افتخار دون رامیرو
گفتارهای ایام پیش از جنگ
زورگویی بی
لوسیر ناگا
دوره گرد
عشق روما.

Senator 07
2008-04-24, 02:45 AM
فرناندو آربال در سال 1923 در اسپانیا متولد گردید.

برخی از آثار او عبارتند از:

پیک نیک در میدان جنگ
گورستان اتومبیل
دود دژخیم
گورستان ماشین
دوچرخه مرد محکوم
فاندو ولیز
مناجات و دو جلاد.

Senator 07
2008-04-24, 02:45 AM
ميگل دو اونامونو Miguel de Unamuno به سال 1864 متولد شد. او از بزرگان پيشروان تجدد ادبي و فكري اسپانياست.

اونامونو در همه عصر با تعصب‌هاي بيجا و قيدهاي فكري و معنوي اجتماع خود به سختي مي‌جنگيد و بر ضد سازمان‌هاي سياسي‌اي كه آنها را منابع رشد فكري جامعه مي‌دانست شديداً مبارزه مي‌كرد. به همين جهت از رياست دانشگاه سالامانك كه از سال 1918 شاغل آن بود معزول و به جزاير كاناري تبعيد گرديد. وقتي بر اثر انقلاب ملي آوريل 1931 ديكتاتوري فاشيستي ژنرال «دوريورا» به دست ملت واژگون گرديد و شاه به اتهام خيانت به ميهن و مساعدت با ديكتاتوري، از سلطنت خلع شد.

اونامونو كه در مبارزه خود پيروز شده بود با مقام نمايندگي مجلس مؤسسان از تبعيد برگشت. اونامونا به زندگي بدبين بود و اساس فلسفه او را همين بدبيني تشكيل مي‌داد. توجه او بيشتر به «رابطه انسان با آفرينش» موضوع شاهكار او كه عنوان آن «احساس الم‌‌انگيز حيات» يا « درد جاودانگي » است معطوف گرديد. اونامونو در سال 1936 در منتهاي يأس جهان را بدرود گفت.

Senator 07
2008-04-24, 02:46 AM
ویسنته الکساندره، شاعر و سخنور اسپانیایی به سال 1898 متولد و به سال 1984 جان سپرد. نخستین دفتر شعر او در سال 1938 به چاپ رسید. در سال 1977 موفق شد جایزه نوبل را دریافت کند.

برخی از آثار او عبارتند از:

قضا
نابودی یا عشق
سایه بهشت
هوس زمین
تولد نهایی
داستان قلب
دیدارها
اشعار عاشقانه
پیکاسو
قلمرویی پهناور
اشعار مصرف.

Senator 07
2008-04-24, 02:47 AM
خوزه فرانسس نويسنده اسپانيايي قرن نوزدهم از جمله نويسندگاني است كه داستان هايش بيشتر درباره زن نگاشته شده است . اما داستان چهره هنرپيشه نوع ديگر است ؛ زيرا كه زن اساسا نقشي كه در آن ندارد .دراين داستان از هنر پيشه يي سخن به ميان مي آيد كه نمي داند چهره اش در ارائه نقش نمايشنامه بعدي چه حالتي بايد داشته باشد؛اما در پايان داستان به يافتن چنين حالتي بايد داشته باشد. اما در پايان داستان به يافتن چنين حالتي در چهره خود به گونه يي غير عادي توفيق پيدا مي كند.

Senator 07
2008-04-24, 02:47 AM
مانریک، نویسنده اسپانیایی می باشد.
اثر معروف وی با عنوان فناپذیر می باشد که به بیشتر زبان های دنیا ازجمله به زبان ایرانی چاپ و ترجمه گردیده است.

Senator 07
2008-04-24, 02:48 AM
سرافين استبانزكالدرون نويسنده اسپانيائي و استاد شعر ومعاني و بيان در كانادابه خاطر آشنائي با زندگي وطرز رفتار مردم آندالوزي سخت شهرت دارد واو رايكي از پدران رمان اسپانيا دانسته اند.

بهترين او صحنه هاي آندرالوزي است كه به زبانهاي زنده ديگر دنيا ترجمه شده است . در داستان كوتاه دوئل به سبك آندالوزي ؛ به رغم اسمي كه دارد؛ خوني ريخته نمي شود.

Senator 07
2008-04-24, 02:49 AM
یوسپ دی لامپه دوزا، یکی از نویسندگان و شاعران اسپانیایی می باشد.

اثر معروف این شخصیت ادبی با نام یوزپلنگ می باشد

Senator 07
2008-04-24, 02:49 AM
زوريلا

خوزه زوريلايي مورال شاعر و نمايشنامه نويس اسپانيايي در بيست ويکم فوريه 1817 متولد و در بيست وسوم ژانويه 1893 در مادريت چشم از جهان فرو بست.

برخي از آثار وي عبارتند از:

کفاش و پادشاه
خيانتکار اعتراف نکرده و شهيد
همه روزهاي جاندار
دون خوان
تينوريو.

Senator 07
2008-04-24, 02:49 AM
گریگوریو مارتینز سیرا شاعر، رمان نویس، کارگردان و نمایشنامه نویس اسپانیایی در ششم ماه مه 1881 در مادرید به دنیا آمد و در اول ماه اکتبر بر اثر بیماری سرطان در مادرید چشم از جهان فرو بست. آثار وی عبارتند از:

شعر کار
زندگی شیرین
سایه پدر
سرود گهواره
چوپان ها
معشوقه خانگی
بهار در پاییز
زنبق در میان خارها
عاشق
بانوی جوان رمانتیک سلطنت خداوند
دون ژوان اسپانیا
جادوگر را دوست بدار
شهردار
همسر آسیابان
ماما.

Senator 07
2008-04-24, 02:50 AM
لیندرو فرناندز (د) موراتین، نمایشنامه نویس اسپانیایی به سال 1760 در مادرید به دنیا آمد و در بیست و یکم ژوئن 1828 در پاریس چشم از جهان فرو بست.

برخی از آثار وی عبارتند از:

پیرمرد و دختر جوان
کمدی جدید یا کافه
زن دو چهره
بارون
وقتی که یک دختر بله می گوید
مدرسه شوهران.

Senator 07
2008-04-24, 02:50 AM
Blako - Eusebio

بلاسكو - اوسبيو


اوسبيو بلاسكو نويسنده اسپانيايي در فاصله سال هاي 1844 تا 1903 مي زيست.

بسياري از داستان هاي او سرگرم كننده است ؛ اما بعضي از آثار او از چنان تلخي گزنده يي برخوردار است كه در پايان آدمي را به تفكر وا مي دارد.داستان كوتاه روستايي ساده دل اين نويسنده حتي در اسپانياي امروزنيز بسيار معروف است.

Senator 07
2008-04-24, 02:51 AM
Perrez Galdos - Bennito


بنیتو پررزگالدوس
بنیتو پررزگالدوس، رمان نویس، نمایشنامه نویس و سیاستمدار اسپانیایی در دهم ماه مه 1843 در پلاسک واقع در جزایر قناری به دنیا آمد و در چهارم ژانویه 1920 در مادریت چشم از جهان فرو بست. برخی از آثار وی عبارتند از:

ایپیزودهای ملی
زن دیوانه خانه
پدربزرگ
الکترا
دوشیزه سان کوینتین
پدرو مینیو
سلیا در محلات فقیرنشین
سلیمان خسیس
نیروی اراده
ماریوشا
خواهر سیمونا
متهمین
روح و زندگی باربارا
اخراج قوم مور
چشمه طلایی
وقایع ملی
فورتوناتا
خاسینتا
رحمت
انخل گرا
واقعیت.

Senator 07
2008-04-24, 02:52 AM
Ibanez - Vicente.Blasco


وينسنت بلاسكو ايبانز Vicente Blasco Ibanez يكي از بزرگترين نويسندگان قرن بيستم اسپانيا و شايد بزرگترين اين نويسندگان است. وي به سال 1867 متولد شد و دوران جواني را در مادريد گذرانيد. پيش از آنكه تحصيلات خود را تمام كند به جرم افكار انقلابي از دانشگاه مادريد اخراج شد و در سال 1889 بر اثر شركت در نهضت شورش‌طلبي اسپانيا به فرانسه پناه برد. چند سال بعد به كشورش بازگشت و مجله مهم «ملت» را كه ارگان نهضت جمهوريخواهان بود تأسيس كرد و نخستين رمان‌هاي خود را به نام «گل بهار» و «آرزوي تارتانا» براي همين مجله نوشت. اندكي بعد دوباره ناچار به فرار از اسپانيا شد و با لباس ملاحي به ايتاليا رفت. در بازگشت به اسپانيا خود را به ستاد ارتش معرفي كرد و بازداشت شد و درنتيجه محاكمه به چهار سال زندان محكوم گرديد. نه ماه بعد بخشيده شد و به نمايندگي مجلس انتخاب گشت در همين سال بود كه كتاب معروف «سرزمين‌هاي نفرين شده» را كه بهترين اثر ادبي نيمه دوم قرن نوزدهم اسپانيا دانسته‌اند، انتشار داد. بلاسكوايبانز تا سال 1909 در عالم سياست بود. اما از آن پس از سياست كناره گرفت و به جهانگردي و فعاليت ادبي پرداخت و محصول اين فعاليتا دبي او، يكي از عاليترين گنجينه‌هاي ادبي زبان اسپانيا را تشكيل داد.

وي در آغاز كار رمان‌نويس ملي بزرگي محسوب مي‌شد، اما اندك‌اندك يا از دايره «ملي» بيرون گذاشت و رمان‌نويس «بشري» شد. يكي از آثار او «ميدان‌هاي خونين» كه در ايران به نام «خون و شن» معروف است، به قدري شهرت يافته كه تقريباً به تمام زبان‌ها ترجمه شده است. مهمترين آثار ادبي او بدين‌قرارند: سونيكا هرجايي، گل و ني، كليسا، مشرق و زمين و خون و شن.

Senator 07
2008-04-24, 02:54 AM
كارگوس ويلداسپينا نويسنده اسپانيايي در سال 1891 در آنيگوآ از پدر ومادري انگليسي وكلمبيايي زاده شد.

از اين نويسنده اشعار’ مقالات و رمان ها و داستان هاي كوتاه در دست است ويكي از رمان هاي او به چند زبان ترجمه شده است.

Senator 07
2008-04-25, 02:17 AM
حكيم ابوالقاسم فردوسي

--------------------------

برگرفته شده از تارنگار: تاريخ، جشنها و زبان پارسي


فردوسي استاد بي همتاي شعر پارسي و بزرگترين حماسه سراي ايران است. اهميت فردوسي در آن است چه با آفريدن اثر هميشه جاويد خود، نه تنها زبان ، بلكه كل فرهنگ و تاريخ و در يك سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ايراني را جاودانگي بخشيد و خود نيز برآنچه كه ميكرد و برعظمت آن ، آگاه بود و مي دانست كه با زنده نگه داشتن زبان ويژه يك ملت ، در واقع آن ملت را زندگي و جاودانگي بخشيده است .

بسي رنج بردم در اين سال سي
عجم زنده كـردم بديــن پــــارسي

فردوسي در سال 329 هجري برابر با 940 ميلادي در روستاي باژ از توابع طوس در خانواده اي از طبقه دهقانان ديده به جهان گشود و در جواني شروع به نظم برخي از داستانهاي قهرماني كرد. در سال 370 هجري برابر با 980 ميلادي زير ديد تيز و مستقيم جاسوس هاي بغداد و غزنين ، تنظيم شاهنامه را آغاز مي كند و به تجزيه و تحليل نيروهاي سياسي بغداد و عناصر ترك داخلي آنها مي پردازد. فردوسي ضمن بيان مفاسد آنها، نه تنها با بغداد و غزنين ، بلكه با عناصر داخلي آنها نيز مي ستيزد و در واقع ، طرح تئوري نظام جانشين عرب و ترك را مي ريزد حداقل آرزوي او اين بود كه تركيبي از اقتدار ساسانيان و ويژگيهاي مثبت سامانيان را در ايران ببيند. چهار عنصر اساسي براي فردوسي ارزشهاي بنيادي و اصلي به شمار مي آيد و او شاهنامه خود را در مربعي قرار داده كه هر ضلع آن بيانگر يكي از اين چهار عنصر است آن عناصر عبارتند از: مليت ايراني ، خردمندي ، عدالت و دين ورزي او هر موضوع و هر حكايتي را برپايه اين چهار عنصر تقسيم مي كند. علاوه بر اين ، شاهنامه ، شناسنامه فرهنگي ما ايرانيان است كه مي كوشد تا به تاخت و تاز ترك هاي متجاوز و امويان و عباسيان ستمگر پاسخ دهد او ايراني را معادل آزاده مي داند و از ايرانيان با تعبير آزادگان ياد مي كند؛ بدان سبب كه پاسخي به ستمهاي امويان و عباسيان نيز داده باشد؛ چرا كه مدت زمان درازي ، ايرانيان ، موالي خوانده مي شدند و با آنان همانند انسان هاي درجه دوم رفتار مي شد بنابراين شاهنامه از اين منظر، بيش از آن كه بيان انديشه ها و نيات يك فرد باشد، ارتقاي نگرشي ملي و انساني و يا تعالي بخشيدن نوعي جهانبيني است.

سي سال بعد يعني در سال 400 هجري برابر با 1010 ميلادي پس از پايان خلق شاهنامه اين اثر گرانبها به سلطان محمود غزنوي نشان داده مي شود. به علت هاي گوناگون كه مهمترينشان اختلاف نژاد و مذهب بود اختلاف دستگاه حكومتي با فردوسي باعث برگشتن فردوسي به طوس و تبرستان شد. استاد بزرگ شعر فارسي در سال 411 هجري برابر با 1020 ميلادي در زادگاه خود بدرود حيات گفت ولي ياد و خاطره اش براي همه دوران در قلب ايرانيان جاودان مانده است.

زبان ، شرح حال انسان هاست اگر زبان را برداريم ، تقريبا چيزي از شخصيت ، عقايد، خاطرات و افكار نظام يافته ما باقي نخواهد ماند بدون زبان ، موجوديت انسان هم به پايان مي رسد زبان ، ذخيره نمادين انديشه ها، عواطف ، بحران ها، مخالفت ها، نفرت ها، توافق ها، وفاداري ها، افكار قالبي و انگيزه هايي است كه در سوق دادن و تجلي هويت فرهنگي انسانها نقش اساسي دارد.همگان بر اين باورند كه واژه ها در كارگاه انديشه و جهان بيني انديشمندان و روشنفكران هر دوره در هم مي آميزند تا زايش مفاهيم عميق انساني تا ابد تداوم يابد. با وجود اين ، در يك داوري دقيق ، تمايزات غيرقابل كتمان و قوت كلام سخنسراي نام آور ايراني حكيم ابوالقاسم فردوسي با همتايان همعصر خود آشكارا به چشم مي خورد زبان و كلمات برآمده از ذهن فرانگر و تيزبين او، در محدوديت قالبهاي شعري ، تن به اسارت نمي سپارد و ناگزير به گونه شگفت آوري زنده ، ملموس و دورپرواز است فردوسي به علت ضرورت زماني و جو اختناق حاكم در زمان خود، بالاجبار براي بيان مسائل روز: زباني كنايه و اسطوره اي انتخاب كرده است ؛ در حالي كه محتواي مورد بحث او مسائل جاري زمان است بدين اعتبار، فردوسي از معدود افرادي است كه توان به تصوير كشيدن جنايات قدرت سياسي زمان خويش را داشته است پايان سخن آن كه انگيزه فردوسي از آفريدن شاهنامه مبارزه با استعمار و استثمار سياسي ، اقتصادي و فرهنگي خلفاي عباسي و سلطه اميران ترك بود .

آنچه كورش كرد و دارا وانچه زرتشت مهين
زنده گشت از همت فردوسي سحـر آفرين
نام ايــــران رفته بــود از يـاد تا تـازي و تـرك
تركــتــازي را بــرون راندند لاشـــه از كـمين
اي مبـــارك اوستـــاد‚ اي شاعـــر والا نژاد
اي سخنهايت بســوي راستي حبلي متين
با تـــو بد كـــردند و قــدر خدمتت نشناختند
آزمـــنـــدان بــخيـــل و تاجـــداران ضـنــيــن

Senator 07
2008-04-25, 02:20 AM
جلال آل احمد از نویسندگان معاصر ایران است اولین نوشته او در فروردین سال ۱۳۲۴ خورشیدی در مجله سخن با عنوان زیارت چاپ شد . آل احمد تحصیلات مقدماتی و عالی خود را در تهران به پایان رسانیده و از دانشسرای عالی به دریافت درجه لیسانس در زبان و ادبیات فارسی توفیق یافته و گویا به دریافت درجه دکتری ادبیات در دانشگاه تهران نیز نزدیک شده بود اما دانشگاه مردم را برای درس گفتن و درس خواندن مناسب تر می دید .


در نظر آل احمد فرهنگ و سنت ها و آداب ایرانی ارجی فراوان یافته بود و هر چه را شکننده این سنت ها بود خوار و ناچیز می شمرد . آل احمد دارای آثار زیادی است که از آن جمله می توان کتاب های : دید وبازدید ، از رنجی که می بریم ، زن زیادی ، هفت مقاله ، سرگذشت کندوها ، نون و قلم ، مدیر مدرسه ، خسی در میقات ، نفرین زمین ، اورازان ، تات نشین های بلوک زهرا ، خارک در یتیم خلیج ، سه مقاله ، غرب زدگی و غیره را نام برد .

آثاری که آل احمد به فارسی ترجمه کرده عبارتند از : قمار باز ، بیگانه سوء تفاهم ، دستهای آلوده ، بازگشت از شوروی ، کرگدن و مائده های زمینی ، کتاب طاعون از آلبر کامو که ترجمه آن را به پایان نرسانیده است .

آل احمد در تابستان ۱۳۴۸ خورشیدی چشم از جهان فرو بست .

Senator 07
2008-04-25, 02:22 AM
احمد آرام ، درسال ۱۲۸۱ خورشیدی در تهران متولد شد.

او نخست رشتۀ حقوق را برای تحصیل برگزید اما مدتی بعد به طب روی آورد و چون علاقه زیادی به آموزش و پرورش داشت طب را نیز در آخرین سال رها کرد و به فعالیت فرهنگی و ترجمۀ کتابهای برجسته و مهمی پرداخت .

از جمله ترجمه های او عبارتند از : « تاریخ علم » ، « اثبات وجود خدا » ، « مقدمه ای بر فلسفۀ مشرق زمین » ، « پیدایش و مرگ خورشید » ، « تکامل فیزیک » .

Senator 07
2008-04-25, 02:24 AM
هوشنگ ابتهاج فرزند میرزا آقا خان بسال ۱۳۰۶ خورشیدی متولد شده و از شعرائی است که بیشتر به شعر نو متمایل است . این شاعر در غزلسرایی نیز دست دارد و بعضی از غزلهای وی از شیوا ترین و بهترین غزلهای معا صر قرار دارد .
از اشعار او می توان از : نخستین نغمه ها ، سراب ، سیاه مشق ، شبگیر و زمین نام برد .

شرح مكمل :

هوشنگ ابتهاج در سال 1306 هجری شمسی در رشت به دنیا آمده است.مضامین گیرا و دلکش، تشبیهات و استعارات و صور خیال بدیع، زبان روان و موزون و خوش ترکیب و هم آهنگ با غزل از ویژگیهای شعر اوست و نیز رنگ اجتماعی ظریف آن یاداور شیوه دلپذیر حافظ است از جمله غزلهای برجسته اوست:" در فتنه رستاخیز"، "دوزخ روح"،" شبیخون"، "خونبها"،"گریه لیلی"، " چشمی کنار پنجره انتظار"،"نقش دیگر"، و بعضی غزلها که حالت غزلیات مولوی را به خاطر می آورد، مانند: " زندان شب یلدا"، "بیت الغزل"، " همیشه در میان".وی در زمینه نوسرایی نیز طبع آزمایی کرده است.آنچه از این نوع سروده درون مایه و محتوای آنها تازه و ابتکار آمیز ست و چون فصاحت زبان و قوت بیان سایه با آن همگام شده ترکیب این دو کیفیت با هم نتیجه مطلوب به بار آورده است.آنچه به زبان سایه درانتقال معانی و صورت ذهنی توانا یی می بخشد ترکیبات خوش ساخت و فصیح و رسایی است که از قلم او می تراود.

آثار او:
1.نخستین نغمه ها، 1325؛ 2. سراب،1330؛ 3. سیاه مشق، 1332؛ 4. شبگیر ، 1332؛ 5. زمین، 1334؛ 6. چند برگ از یلدا، 1344؛ 7. سیاه مشق،3-2-1 ،1369؛ 8. آینه در آینه،1369؛ 9.یادگار خون سرو،1370.

Senator 07
2008-04-25, 02:25 AM
مهدی آذر یزدی نویسنده معروف داستانهای کودکان بسال ۱۳۰۱ در خرمشاه حومه یزد متولد شد . در ۱۳۲۲ به تهران آمد و مقیم تهران گردید . تحصیلات او بیشتر در حوزه های علمی و دینی قدیم انجام شده است . قبل از آنکه به کار نگارش داستانهای کودکان به پردازد ، به مشاغل گوناگون و از جمله عکاسی و کتابفروشی اشتغال داشته است . وی از سال ۱۳۳۶ با توجه به زمینه و مطالعات وسیع قبلی اش شروع به نوشتن داستانهای گوناگون برای کودکان نمود و پنج کتاب در مجموعۀ « قصه های خوب برای بچه های خوب » و پنج کتاب کوچکتر در مجموعۀ « قصه های تازه از کتابهای کهن » انتشار داد .
وی با انتخاب سبک بخصوصی در تهیه و نگارش داستانهایش بصورت یکی از نویسندگان ورزیده و مطلع داستانهای کودکان در ادبیات معاصر ایران در آمده است . آذر یزدی ترجمه ای بنام « گربه ناقلا » و حکایت منظومی بنام « شعر قند و عسل » و همچنین دو کتاب آموزشی بنام «خود آموز عکاسی و خود آموز شطرنج » دارد .
یکی از مجموعه داستانهای او برنده جایزه یونسکو در ایران و دیگری برنده عنوان کتاب برگزیده سال از طرف شورای کتاب کودک گردیده است .

Senator 07
2008-04-25, 02:26 AM
مهدی اخوان ثالث (م . امید). فرزند علی در سال ۱۳۰۷ در طوس مشهد متولد شد . دوره هنرستان را در همان شهر تمام کرد ، و مدتی در اطراف تهران معلم بود سپس به تهران منتقل شد .
کار اصلی او در وزارت آموزش و پرورش بود ، و مدتی به عنوان مامور در وزارت اطلا عات نظارت بر برنامه های ادبی داشت ، و مدتی هم با مطبو عات همکاری داشت .
از آثار او می توان از : آن كاه پس از تندر,عاشقانه ها و كبود ؛ قاصدك , مرد جن زده ؛ منتخب 8 دفتر شعر اخوان ثالث , در حياط كوچك‌ زندان‌ در پاييز , درخت پير و جنگل, دوزخ‌ اما سرد , زندگي‌مي‌گويد بايد زيست، بايد زيست , ارغنون ، زمستان ، آخر شاهنامه ، از این اوستا و شکار نام برد .

شرح مكمل :

در سال 1307 شمسی دیده به جهان گشود و در سال 1327 از زادگاهش- خراسان – به تهران کوچ کرد، وی کار خود را با معلمی آغاز کرد.

آثار او:

1. ارغنون،1330
2. زمستان،1335
3. آخر شاهنامه ،1338
4. از این اوستا،1344
5. پائیز در زندان، 1348.

کارهای دیگر او عبارتند از:

بهترین امید
عاشقانه ها و کبود
درخت و جنگل
پیر و پسرش
نقیضه و نقیضه سازان ترجمه ادب الرفیع
کتاب مقالات (جلد اول)
بدعتها و بدایع نیما یوشیج
دوزخ اما سرد
اینک بهار دیگر
زندگی می گوید: اما باید زیست باید زیست باید زیست
عطا و لقای نیما یوشیج
در یکشنبه چهارم شهریور 1369 فوت کرد. مزارش در باغ توس در جوار فردوسی می باشد.

Senator 07
2008-04-25, 02:26 AM
محمد معين فرزند معين العلماء در سال 1293 شمسي در رشت در يک خانواده روحاني متولد شد. پدرش شيخ الولقاسم و همچنين مادرش در شش سالگي او فوت کردند، به همين جهت تحت تعليم و تربيت پدر بزرگش (که مرد دانشمندي بود) قرار گرفت که از روحانيون معروف بود. پس از پايان تحصيلات مقدماتي براي ادامه تحصيل در دارالفنون به تهران آمد و به تحصيل در دانشکده ادبيات پرداخت و دانشنامه دکتراي خود را در سال 1321 دريافت کرد. رساله خود را به زبان فرانسه نوشت. دکتر معين از چند دانشگاه خارجي درجه دکتراي افتخاري داشت و عضو فرهنگستان ايران شد که رياستش با ذکاءالملک فروغي بود. رياست کمسيون ادبيات سمينار جهاني تاريخ و فرهنگ ايران را بر عهده داشت. در سمينار بين المللي ( سومر ) دانشگاه هاروارد و کميته مجموعه کتيبه هاي ايران و کميته تاليف فرهنگ پهلوي و انجمن خاورشناسان پاريس و انجمن فلسفي عضويت داشت. دکتر معين حدود 23 جلد کتاب تاليف کرد. از فعاليت هاي پر اهميت وي همکاري با علامه دهخدا و تنظيم فيش هاي چاپ نشده بعد از فوت دهخدا ميباشد.

وي همچنين طبق وصيت نيما يوشيج بررسي آثار او را برعهده گرفت. از جمله تاليفات با ارزش وي "فرهنگ معين" در 6 جلد است که از منابع معتبر واژگان زبان فارسي است. دکتر معين که سرآمد فضلاي ايران معاصر بود به زبانهاي فرانسه، انگليسي، عربي و آلماني تسلط کامل داشت و زبان هاي پهلوي اوستايي و فارسي باستان و بعضي لهجه هاي محلي را خوب مي دانست.

دکتر معين به علت کارهاي زياد مطالعاتي و تحقيقي در سال 1345 در يکي از اتاق هاي دانشکده ادبيات بيهوش شد و به زمين افتاد و به حال اغماء فرو رفت. براي معالجعه او اقدامات زيادي شد و او را به کشورهاي مختلف بردند. اما سرانجام پس از چهار سال و پنج ماه که در حالت اغماء بود در 57 سالگي در 13 تيرماه 1350 از دنيا رفت. و در آستانه اشرفيه گيلان دفن شد.

دکتر معين از همکاران نزديک علامه دهخدا بود. خود او نقل کرده که وقتي براي همکاري با علامه دهخدا انتخاب شدم، علامه قزويني به من گفت کار کردن با دهخدا ظاهرا طاقت فرساست و بايد قسم بخوري که هيچگاه از تند خويي استاد رنجش به دل نگيريد و قطع همکاري نکنيد. من هم قول دادم. دو هفته قبل از فوت دهخدا ماجرا را به دهخدا گفتم، پاسخ گفت: « لغت نامه ديگر ماه من نيست. نيمي از آن به استاد علامه قزويني تعلق دارد». حدود هشتاد جلد از مجلدات دهخدا زير نظر دکتر معين بود.

دکتر معين در آبان ماه 1345 پس از برگزاري کنگره ايران شناسان در تهران، از طرف دولت مامور شد که به ترکيه برود و در آنجا به منظور شناساندن ايران به دانشمنداني که در آن زمان در ترکيه اجتماع کرده بودند سخنراني کند. متاسفانه دو نفر از همکاران وي که به ترکيه رفته بودند هر يک به علتي از مسئوليت شانه خالي کردند و کار کنفرانس ده روزه که بايد به زبان انگليسي و براي دانشمندان خارجي ايراد شود کلا بر دوش دکتر معين افتاد. وي شب و روز به اين کار ادامه داد به طوري که حتي شبانه روز فرصت يک استراحت چند ساعته هم نيافت.

سرانجام دکتر معين پس از اتمام کنفرانس و موفقيت چشمگير آن در روز هشتم آذر 1345 به تهران بازگشت و از آنجا که عاشق کار خويش بود، بدون هيچگونه استراحتي فرداي آن روز در حالي که احساس سردرد مختصري مي کرد با تني خسته روانه دانشگاه شد تا تدريس را ادامه دهد. گويا مقارن ظهر بود که در اتاق استادان گروه ادبيات فارسي در حالي که مي خواست موافقت خود را با تقاضاي يکي از دانشجويان دکترا اعلام کند، به زمين افتاد و بيهوش شد.
بلافاصله وي را به بيمارستان آريا منتقل و در آنجا بستري کردند. وي با وجود کسالتي که داشت تا چند روز قادر به صحبت بود. بعد از معاينات و مشاهده ضايعه مغزي بنا بر آن شد که از مغز وي عکسبرداري شود و براي اين که عکس درست گرفته شود بايست مغز را به وسيله نوعي تزريق رنگين مي کردند. به همين دليل تزريقي در ناحيه گردن انجام دادند که با کمال تاسف بر اثر بي دقتي در آزمايش، از همان روز دکتر معين به حالت اغماء فرو رفت.
سعي پزشکان ايراني به جايي نرسيد. بنا بر اين از شوروي دو پرفسور جراح مغز و از انگلستان پنج تن بر بالين وي حاضر شدند ولي پس از معاينات اعلام داشتند که ضايعات مغزي شديد است. دکتر معين ديگر هرگز لب به سخن نگشود.

Senator 07
2008-04-25, 02:33 AM
سيمين بهبهاني ، بسال ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران تولد یافت .
پدرش عباس خلیلی مدیر روزنامه اقدام است که در تهران منتشر میشد . سیمین زبانهای انگلیسی و فرانسه را میداند .
وی تاکنون در حدود ششهزار بیت از اشعار خود را جمع آوری کرده است . از متقدمین به فردوسی، سعدی ، مولوی و حافظ و از متاخرین به پروین اعتصامی و ملک الشعرای بهار علاقمند است .

از آثار او مي توان به :

از سالهاي‌ آب‌ و سراب
منتخب‌ هفت‌ دفتر شعر
جاي‌ پا
چلچراغ
مرمر
رستاخيز
با قلب خود چه خريدم
جاي‌ پا تا آزادي‌
كليد و خنجر
ياد بعضي‌ نفرات‌
يك‌ دريچه‌ آزادي‌
خطي ز سرعت
و از آتش, اشاره كرد .

Senator 07
2008-04-25, 02:45 AM
محمد حسين، بديع الزمان فروزانفر، فرزند شيخ علي بشرويه اي خراساني، در سال 1278 خورشيدي در بشرويه متولد شد. مقدمات علوم را در زادگاه خويش فرا گرفت و آنگاه براي تحقيق و تتبع در شعر و ادب و منطق و حکمت به مشهـد رفت و در محضر اديب نيشابوري به تکميل معلومات خويش پرداخت.

در سال 1306 به تهران مسافرت کرد و از سال 1307 بتدريس در دانشکده حقوق و دارالمعلمين مرکزي گماشته شد. در سال 1314 خورشيدي کرسي ادبيات فارسي دانشگاه تهران بوي محول گرديد.

او مدتها علاوه بر استادي دانشکده ادبيات، رياست دانشکده الهيات و علوم و معارف اسلامي را بعهده داشت و از اعضاي پيوسته فرهنگستان ايران بود.

آثار مهم او :
تصحيح معارف بهاءولد
تصحيح فيه ما فيه
سخن و سخنوران
فرهنگ تازي به فارسي
ماخذ قصص مثنوي
تصحيح ديوان شمس تبريزي

Senator 07
2008-04-25, 03:10 AM
سالشمار زندگي صادق چوبک

تولد: تيرماه 1295 در بوشهر. فرزند آقا اسماعيل بازرگان

همسر: قدسي(1296).

فرزندان: روزبه (1323 ش.) و بابک (1326 ش.)

آموزش ابتدايي: تا کلاس سوم در مدرسه سعادت بوشهر (1303)

نقل مکان به شيراز، تحصيل در مدارس شفاعيه، باقريه، سلطانيه و حيات شيراز و کالج آمريکايي در تهران

در سال 1316
ازدواج با قدسي، استخدام در وزارت فرهنگ و آغز تدريس در مدرسه شرافت خرمشهر، سال تحصيلي 17-1316

احضار به خدمت سربازي. سال اول سرباز معمولي مي شود و در سال دوم به دليل تسلط به زبان انگليسي به عنوان مترجم خدمتش را در ستاد ارتش به پايان مي آورد(1319).

در سال 1324 شمسي
چاپ اولين کتاب با عنوان خيمه شب بازي حاوي 11 قصه. به علت قصهً اسائه ادب ده سالي از انتشار اين کتاب جلوگيري مي شود. در اين مجموعه " اسائه ادب " به صادق هدايت و " بعدازظهر آخر پائيز " مسعود فرزاد هديه شده است.

در سال 1328 شمسي
انتشار دومين مجموعه قصه با عنوان " انتري که لوطيش مرده بود " حاوي سه قصه و يک نمايشنامه.

در سال 1329 شمسي
چاپ قصه ها در نشريات مختلف و از نخستين دوره مجله سخن به بعد.

در سال 1334 شمسي
انتشار چاپ دوم خيمه شب بازي پس از ممنوعيت ده ساله. در اين چاپ " اسائه ادب " حذف و به جاي آن " آه انسان " آمده بود. سفر به آمريکا براي شرکت در سميناري در دانشگاه هاروارد. سفر به مسکو، سمرقند، بخارا و تاجيکستان به دعوت کانون نويسندگان شوروي. ترجمه پينوکيو اثر کارلو کولودي به نام آدمک چوبي.

در سال 1336 شمسي
ترجمه انتري که لوطيش مرده بود توسط پيتر لوري و چاپ آن در مجله دنياي جديد نويسندگي شماره 11.

در سال 1338 شمسي
ترجمه شعر " غراب " ادگار آلن پو در نشريه کاوش

در سال 1341 شمسي
تهيه فيلم دريا بر اساس قصه " چرا دريا توفاني شده بود "، از مجموعه انتري که لوطيش مرده بود به وسيله ابراهيم گلستان و با شرکت فروغ فرخزاد که ناتمام ماند.

در سال 1342 شمسي
چاپ رمان تنگسير که به قدسي خانم چوبک هديه است. اين رمان به زبان هاي مختلف ترجمه شده است.

در سال 1344 شمسي
چاپ کتاب چراغ آخر که حاوي 8 داستان کوتاه و يک شعر است. انتشار کتاب روز اول قبر که به روزبه چوبک هديه شده است. حاوي ده قصه و يک نمايشنامه " هفتخط " است. اين نمايش توسط دانشجويان ژاپني دانشگاه شيراز به روي صحنه رفته است.

در سال 1345 شمسي
انتشار رمان سنگ صبور که آن را به زادگاهش بوشهر هديه کرده است.

در سال 1346 شمسي
مصاحبه صدرالدين الهي با پرويز ناتل خانلري ( درباره چوبک )

در سال 1348 شمسي
چاپ نوشته اي از نصرت رحماني با عنوان " درازناي سه شب پرگو " در روزنامه آيندگان.

در سال 1349 شمسي
تدريس در دانشگاه يوتا به مدت يک سال به عنوان استاد مهمان.

در سال 1351 شمسي
قبول دعوت براي شرکت در کنفرانس نويسندگان آسيايي و آفريقايي در آلماتا، قزاقستان شوروي. چاپ برگزيده آثار چوبک به زبان روسي در مسکو توسط کميساروف و بانو عثمانووا. انتشار ضميمه اي در روزنامه اطلاعات با عنوان ويژه صادق چوبک.

در سال 1353 شمسي
نمايش فيلم سينمايي تنگسير به کارگرداني امير نادري بر اساس نوشته چوبک. ترجمه " مسيو ايلاس " توسط پروفسور ويليام هناوي، استاد زبان فارسي دانشگاه پنسيلوانيا. چوبک در اين سال خود را بازنشسته مي کند؛ بعد از مدتي راهي انگلستان مي شود و سپس به آمريکا مي رود. آقا اسماعيل پدر چوبک در سن 79 سالگي در لندن فوت مي کند.

در سال 1358 شمسي
ترجمه سنگ صبور به انگليسي توسط محمد رضا قانون پرور. اين ترجمه در سال 1368 به وسيله انتشارات مزدا در کاليفرنيا انتشار يافت.

تر جمه روز اول قبر در سال 1359

در سال 1361 شمسي
ترجمه برگزيده اي از آثار چوبک.

در سال 1369 شمسي
بزرگداشت چوبک در دانشگاه کاليفرنيا(برکلي)(19 فروردين برابر با 8 آوريل).

در سال 1370 شمسي
انتشار کتاب مهپاره(ترجمه)، انتشارات نيلوفر، تهران.

در سال 1371 شمسي
اختصاص نشستي در کنفرانس مطالعات خاور ميانه در شهر پورتلند آمريکا، به قصه نويسي چوبک. سخنرانان: محمد رضا قانون پرور، فريدون فرخ، و محمد مهدي خرمي.

در سال 1373 شمسي
اختصاص بخشي از مجله ايرانشناسي به صادق چوبک.

در سال 1377 شمسي
خاموشي در بيمارستاني در شهر برکلي کاليفرنيا در 13 تيرماه 1377.


صادق چوبک، در سال 1295 هجري خورشيدي در بوشهر بدنيا آمد. پدرش تاجر بود، اما به دنبال شغل پدر نرفت و به کتاب روي آورد. در بوشهر و شيراز درس خواند و دوره کالج آمريکايي تهران را هم گذراند. در سال 1316 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اولين مجموعه و داستانش را با نام " خيمه شب بازي " در سال 1324 منتشر کرد. در اين اثر و " چرا دريا طوفاني شد " (1328) بيشتر به توصيف مناظر مي پردازد، ضمن اينکه شخصيت هاي داستان و روابط آنها و روحيات آنها نيز به تصوير کشيده مي شود. اولين اثرش را هم که حاوي سه داستان و يک نمايشنامه بود، تحت عنوان " انتري که لوطيش مرده بود " به چاپ سپرد. آثار ديگر وي که برايش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمانهاي " تنگسير " و " سنگ صبور " بود. تنگسير به 18 زبان ترجمه شده است. امير نادري، فيلمساز معروف ايراني، در سال 1352 بر اساس آن فيلمي به همين نام ساخته. در " سنگ صبور " جريان سيال ذهني روايت و بيان داستان از زبان افراد مختلف بکار گرفته شده است، اين اثر بحث زيادي را در محافل ادبي آن زمان برانگيخت. ديگر آثار داستاني چوبک عبارتند از: چراغ آخر ( مجموعه هشت داستان کوتاه )، روز اول قبر ( مجموعه ده داستان کوتاه).

چوبک به زبان انگليسي مسلط بود و دستي نيز در ترجمه داشت. وي قصه معروف " پينوکيو " را با نام " آدمک چوبي" به فارسي برگرداند. شعر " غراب " اثر " ادگار آلن پو " نيز به همت وي ترجمه شد. آخرين اثر منتشره اش هم ترجمه حکايت هندي عاشقانه اي به نام " مهپاره " بود که در زمستان 1370 منتشر گرديد.

چوبک از اولين کوتاه نويسان قصه فارسي است و پس از محمد علي جمالزاده و صادق هدايت مي توان از او بعنوان يکي از پيشروان قصه نويسي جديد ايران نام برد. فرم قصه هاي جمالزاده بيشتر حکايت گونه و شبيه نويسندگان فرانسوي قرن نوزدهم بود. قصه هاي صادق هدايت هم فراز و نشيب بسيار داشت، گاهي از نظر فرم کاملا استوار و بر اساس معيارهاي قصه نويسي جديد بود و گاهي هم در واقع همان حکايت نويسي، بود که با چاشني طنز همراه مي شد. در اين ميان البته " بوف کور " استثنايي و بي بديل بود و از جهات مختلفي مورد توجه قرار گرفت. گروهي آن را قصه اي روانشناختي و نو دانستند و پيشرفتي در فرم قصه نويسي ايران به سوي قصه نويسي غربي، محسوب نمودند. صادق چوبک متاثر از همين نظر بود و از همين جا آغاز کرد. وي در قصه هايش ذهن و روان قهرمانهايش را مورد توجه قرار داد و سعي کرد به شخصيت هايش عمق ببخشد. همين تلاش براي عمق بخشيدن به شخصيت ها، بر نحوه بيان وي تاثير گذاشت.

در سنگ صبور قصه را از زبان شخصيت هاي مختلف مي خوانيم، نحوه بياني که در قصه نويسي نوپاي ايران کاملا تازگي داشت. وي براي بيان افکار ذهني هر يک از شخصيت ها ناگزير بود به زبان هر يک از آنها بنويسد و اين خود به تغيير نثر در طول داستان منتهي شد که باز نسبت به ديگران پيشرفتي جدي محسوب مي شد. در آثار چوبک هر شخصيت داستان به زبان خودش، زبان متناسب با فرهنگ و خانواده و سن و سالش سخن مي گويد، کودک، کودکانه مي انديشد و کودکانه هم حرف مي زند، زن زنانه فکر ميکند و زنانه هم حرف ميزند و بدين ترتيب هر يک از شخصيت ها به بهترين وجه شکل مي گيرند و شخصيت پردازي موفقي ايجاد مي شود که در بستر حوادث داستان، زيبايي و عمق خوشايندي به داستان ميدهد.

وي در توصيف واقعيتهاي زندگي نيز وسواس زيادي داشت و اين نيز از ويژگي هاي آثار وي است. چوبک به سبب همين دقت نظر در جزئي نگري ها و درون بيني ها، رئاليست افراطي وگاهي حتا ناتوراليست خوانده اند.

آثار چوبک از سالها پيش مورد نقد و بررسي جدي قرار گرفته و در کتابهاي مختلفي از جمله " قصه نويسي " (رضا براهني)، " نويسندگان پيشرو ايران " (محمد علي سپانلو) و "نويسندگان پيشگام در قصه نويسي امروز ايران"(علي اکبر کسمايي)، نوشته هايش تحليل شده اند. صادق چوبک در اواخر عمر بينايي اش را از دست داد و در اوايل تابستان 1377، در آمريکا درگذشت و بنا به وصيتش يادداشتهاي منتشر نشده اش را سوزاندند.

Senator 07
2008-04-25, 03:12 AM
محمد حجازی « مطیع الدوله » نویسنده معروف معاصر بسال ۱۲۷۹ شمسی در تهران تولد یافت . پس از آنکه تحصیلات خود را در رشته ادبیات در تهران باتمام رسانید ، جزو محصلین اعزامی آن زمان به اروپا رفت ودر رشته تلگراف بیسیم مهندس شد . دوره علوم سیاسی را در فرانسه گذراند و در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شد .
او چون علاقه وافری به ادبیات داشت ، رشته تخصصی خود را کنار گذاشت و بنویسندگی پرداخت و در مدت کوتاهی آثارش محبوبیت فراوانی یافت .
محمد حجازی بزبان های فرانسه و انگلیسی تسلط کامل داشت .
از آثار او می توان کتابهای :

آرزو
آهنگ
آئینه
اندیشه
سرشک
ساغر
سخنان جاوید
پریچهر
پروانه
زیبا
نسیم
و هما را نام برد.

Senator 07
2008-04-25, 03:13 AM
بزرگ علوي در سال 1283 هجري خورشيدي در خانواده بازرگان و مشروطه خواه بدنيا آمد. پدرش ابوالحسن از مبارزان آزاديخواه دوران جنبش مشروطيت، پسر بزرگ حاج « محمد صراف » مشروطه خواه و نماينده دور اول مجلس شوراي ملي بود.
ابوالحسن در سال 1302 دو پسر خود ( مرتضي و آقابزرگ ) را براي تحصيل به آلمان فرستاد. بزرگ پس از پايان آموزش در سال 1307 به ايران مراجعت کرد و بکار تدريس در شيراز و تهران پرداخت. بزرگ علوي در دوران تحصيل و اقامت چندين ساله در آلمان با آثار نويسندگان اروپايي آشنا شد و از ادبيات اروپايي تاثير پذيرفت. آشنايي او از نوجواني با ادبيات و هنر آلمان و اروپا و از جمله تسلط به زبان آلماني در کنار استعداد در نويسندگي، زمينه اي بود که حدود يکسال پس از ورود به ايران با ترجمه کتاب " دوشيزه اورلان " اثر " شيلر "، شاعر آلماني و « کسب و کار خان وارون» اثر " برنارد شاو "، نمايشنامه نويس ايرلندي، گام در راه شناساندن نويسندگان بزرگ غربي به ايرانيان برداشت.
علوي در کار ترجمه، منتهاي رواني و سادگي را بکار برده است. ترجمه هاي علوي به ديد صاحبنظران دقيق است و زباني شيوا و دل انگيز دارد.
علوي پس از مراجعت به ايران با صادق هدايت، نويسنده برجسته مکتب جديد داستان نويسي ايران در سال 1309 آشنا شد. اين دو به اتفاق نويسنده ديگري به نام " ش. پرتو "، " انيران " را در سال 1310 نوشتند که شامل سه داستان بود. هدايت " سايه مغول " و علوي " ديو " را که درباره هجوم اعراب به ايران بود نوشت. بزرگ علوي در همان ايام، داستان " باد سام " را نوشت و با کمک صادق هدايت آن را توسط محمد رمضاني مدير کتابخانه شرق، در تهران به چاپ رساند.

بزرگ علوي نخستين چهره انتخابي دکتر اراني براي انتشار مجله " دنيا " بود. در اين مقطع حدود سه سال از ديدار و آشنايي جديدشان در ايران مي گذشت. پس از پيوستن ايرج اسکندري به آنان، نخستين شماره مجله " دنيا " را در يکم بهمن 1312 در تهران منتشر کردند.
علوي يکي از سه عنصر تحريريه اين مجله بود. هدف اساسي و عمده مجله دنيا که به صورت قانوني و علني منتشر مي گرديد، روشنگري و آشنا کردن دانشجويان و جوانان ايراني با آخرين دستاوردهاي دانش، صنعت، فن و هنر جهان آن روز بود. اين مجله نه تنها فاقد هر گونه سمت گيري حزبي بلکه هيچگونه موضع گيري صريح سياسي عليه حکومت وقت ايران نداشت.
بعد از انتشار چندين شماره مجله دنيا در ارديبهشت 1316 اداره شهرباني و امنيتي وقت ايران، اين جريان را به عنوان يک جريان کمونيستي وابسته به کمينترن تلقي کرد و با پرونده سازي که توسط رئيس شهرباني وقت سازماندهي شده بود،(بعد از سقوط حکومت رضا شاه اين موضوع روشن گرديد) همه فعالان اين گروه که بعدها به نادرست " گروه 53 نفر " ياد شد، تحت عنوان فعاليت کمونيستي و براندازي حکومت وقت متهم و به حبس هاي طولاني مدت از 3 تا 10 سال محکوم شدند. در اين جريان بزرگ علوي به 7 سال زندان محکوم شد، ولي در مهرماه سال 1320 با برکناري رضا شاه بعد از چهار سال و نيم از زندان آزاد گرديد.
او قبل از زنداني شدن مجموعه داستان خود را به نام " چمدان " که در بر دارنده شش داستان کوتاه است، منتشر کرد.
سالهاي زندان براي علوي اگر چه همراه با صدمات سنگين شخصي و خانوادگي بود، از آنسو نتايج تجارب و زندگي اين دوره، موجب آفرينش هاي ماندي در ادبيات معاصر ايران شده است. نخستين آن مجموعه داستان " ورق پاره هاي زندان " است که در سال 1321 به چاپ رسيد.
اين مجموعه نشان داد، زنداني شدن چند ساله علوي نه تنها استعداد وي را در داستان نويسي تضعيف نکرده بلکه او را شعله ورتر و چالاکتر ساخته است. پس از گذشت 43 سال از چاپ نـخـسـت ايـن کـتـاب در ايـران، اين اثر در سال 1364 توسط دانشگاه سيراکوس آمريکا به زبان انگليسي ترجمه و منتشر شد.
ورق پاره هاي زندان، يادها و يادداشت هاي دوران زندگي علوي است. او اين يادداشت ها را روي ورق پاره هاي کاغذ سيگار، ميوه، قند، و... مي نوشت و به بيرون از زندان مي فرستاد. او استبداد حکومت وقت و فضاي زندان را با بياني عاطفي و يا به گونه اي روايتي و داستاني توصيف کرده است.
دو سال پس از چاپ اين مجموعه در تهران، کتاب " پنجاه و سه نفر " را در سال 1323 نوشت که گزارش گونه اي است از رويدادهاي زندان.
اثر ديگر او در سالهاي پس از زندان، مجموعه داستان " نامه ها " است که در سال 1327 منتشر شده است. داستان " چشم هايش " که برخي ها آن را بهترين کار علوي مي دانند، داستان بلندي است که در سال 1330 به چاپ رسيد. اين کتاب در سال 1338 به زبان آلماني ترجمه و منتشر شد. سال هاي 1323 - 1320 اوج شکوفايي نويسندگي و آفرينش هاي ادبي علوي است. او در اين سالها مقالاتي در نشريات حزب توده و پيام نو مي نوشت و عضو شوراي سر دبيران پيام نو بود.

علوي در فروردين ماه 1332 به اروپا سفر کرد. در همين سال کودتاي 28 مرداد 1332 در ايران به اجرا درآمد و او ناگزير در اروپا باقي ماند. بعد از مدتي در دانشگاه همبولت آلمان شرقي به کار تحقيق و تدريس مشغول شد. در طول 15 سال اول زندگي در مهاجرت، مجموعه داستان " ميرزا " را نوشت که شامل پنج داستان کوچک است. اثر بعدي علوي به نام سالاريها در سال 1354 منتشر گرديد. رمان " موريانه " نيز در سال 1372 (1993) به چاپ رسيد.
علوي در مهاجرت آثار با ارزشي تدوين و منتشر کرد؛ از جمله « تاريخ ادبيات جديد ايران و پيشرفت آن » که به زبان آلماني تاليف و در سال 1338 در برلين شرقي چاپ شد.
او برخي از آثار فارسي را به زبان آلماني ترجمه کرده که مي توان از جمله ترجمه شعر هاي خيام و هفت پيکر نظامي گنجوي را نام برد.
يکي ديگر از تلاش هاي او در اين سالها، تدوين فرهنگ واژگان فارسي به زبان آلماني بود که به صورت گروهي نزديک به 5 سال روي آن کار کرد. علاوه بر تلاش ها و پژوهش هاي ياد شده، علوي در زمينه تاريخ معاصر ايران نيز کتابي دربارهً اوضاع سياسي و اجتماعي ايران به زبان آلماني نوشت و آخرين کار او تدوين و تاليف کتاب آموزش زبان فارسي به آلماني بود.
نزديک 65 سال زندگي بزرگ علوي در زمينه قلم و پژوهش بود. او در اين راه خدمات بسزايي به فرهنگ و ادب ايران انجام داد، و آثاري ماندني از خود بجاي گذاشت.

بزرگ علوي در سن 92 سالگي در تاريخ 17 فوريه 1997 برابر با 28 بهمن ماه 1375 بعد از دو هفته بيماري در شهر برلين آلمان درگذشت و بنا بر وصيت در قبرستان مسلمانان در کنار پدرش در شهر برلين دفن گرديد.

Senator 07
2008-04-25, 03:14 AM
غلامحسین ساعدی (تبریز1314- پاریس1364)

تحصیلات خود را تا سطح روانپزشکی در زادگاهش به پایان رساند.از اواخر دهه ی 30 به طور جدی به نویسندگی پرداخت.تا آنجا که این کار بر شغل پزشکی اش پیشی گرفت.او سالهای پایان عمر را در بیرون از وطن به سر برد ودر غربت نیز درگذشت.
ساعدی از بزرگترین نمایشنامه نویسان و داستان نویسان ومحققان زمان ماست ودر هر سه زمینه آثار ماندگاری دارد.از آن جمله:

- چوب به دست های ورزیل
- لال بازی
- بهترین بابای دنیا
- عزاداران بیل
- توپ
- اهل هوا
- ایلخچی

Senator 07
2008-04-25, 03:15 AM
مهرداد اوستا (محمدرضا رحمانی)

در سال 1306، در بروجرد متولد شد. دوره‌ی ابتدایی را همانجا فراگرفت و تحصیلات خود را در تهران ادامه داد و از دانشكده ادبیات در رشته‌ی فلسفه فارغ‌التحصیل شد.
اوستا، با نشان دادن قدرت بیان و قریحه‌ی سرشار خود، از سال پنجم ابتدایی به تشویق معلمان خود به سرودن شعر پرداخت، اما چون بیشتر به قصیده‌سرایی تمایل داشت و آثارش سنگین‌تر از نوع اشعار متداول بود، كمتر آنها را برای انتشار به مطبوعات سپرده است.
اوستا به پیشه‌ی تدریس مشغول شد، تا چراغی از نور دانش خویش فرا راه اندیشه و فكر دانش‌طلبان بیفروزد. كتابی نیز در باب فلسفه و منطق و روان‌شناسی برای دوره‌ی دوم دبیرستان نوشت. وی سیزده سال در «دانشگاه ملی» به تدریس هنر پرداخت.
سبك اوستا به شیوه‌ی شعرای خراسانی و بیشتر به ناصرخسرو، خاقانی و مسعود سعد نزدیك است. در اندیشه‌های شاعرانه‌اش غالباً دقایق فلسفی و تفكرات حكیمانه را می‌پروراند و به فلسفه نسبی نزدیك می‌شود. وی معتقد است كه «یك هنرمند باید فرزند زمان خود باشد و اگر احیاناً خود نیازمندیهای زیادی از نظر مادی ندارد باید آنقدر روحیه‌ی حساس و تأثیرپذیری داشته باشد كه دردها و نیازمندیهای اكثریت مردم را درك كند و آینه‌ی گویای رنج و شادی مردم زمان باشد».
اوستا، در سالهای پایانی عمر خود، به عنوان رییس شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایفای نقش نمود.
مهرداد اوستا، در بعد از ظهر روز سه‌شنبه 17 اردیبهشت ماه 1370، بر اثر سكته قلبی، بدرود حیات گفت.

آثار وی عبارتند از:
1. تصحیح دیوان سلمان ساوجی
2. تصحیح دو رساله از خیام، «رساله‌ی وجود» و «نوروزنامه»، با شرح حال خیام
3. كتاب فلسفه و منطق و روان‌شناسی برای دبیرستانی‌ها
4. از كاروان رفته- مجموعه‌ی شعر
5. شراب خانگی، ترس محتسب خورده
6. حماسه‌ی آرش
7. پالیزبان- مجموعه‌ی نثر، داستان
8. امام، حماسه‌ای دیگر
------------------
منبع : تذكره‌ی شعرای معاصر- سید عبدالحمید خلخالی

Senator 07
2008-04-25, 03:16 AM
ابراهیم پور داود در روز جمعه ۲۰ بهمن ماه ۱۲۶۴ شمسی در رشت متولد شد .
تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در رشت بپایان رسانید ، ودر سال ۱۲۸۴ برای آموختن طب به تهران آمد . قبل از آمدن به تهران مدتی در مدرسه طلاب رشت تحصیل کرد ، در ابتدای مشروطه با آرزوی تحصیل به بیروت رفت ، و بسال ۱۳۱۷ شمسی بتهران بازگشت .
پورداود تالیفات و آثار متعددی دارد ، که از آنجمله است :

گاتها و یشتها در دو جلد
خرده اوستا
یسنا در دوجلد
ایرانشاه
گفت و شنود پارسی
یادداشتهای گاتها
هرمزدنامه
ویسپرد
سوشیانس
پوراندخت
فرهنگ ایران باستان .

Senator 07
2008-04-25, 03:16 AM
رسول پرویزی
شیراز 1298 -1356

نویسندهٔ معاصر ایرانی نویسندگی را با چاپ داستانهایش در مجله ی " سخن " آغاز کرد.موضوع داستان های وی اغلب برگرفته از ماجرا های ایام کودکی خود نویسنده است.از او دو مجموعه داستان به نامهای شلوارهای وصله دار و لولی سرمست به چاپ رسیده است. بعدها به علت تصدی مناصب حکومتی (سناتور بود) نوشتن را ادامه نداد.

Senator 07
2008-04-25, 03:17 AM
دکتر صادق رضازاده شفق بسال ۱۲۷۲ خورشیدی در تبریز متولد گردید . او دارای درجه دکترا از دانشکده برلن است . شفق از اساتید و ادبای مشهور زبان است و با سمت استادی در دانشگاه تهران تدریس میکرد .
وی زبانهای فارسی ، عربی ، انگلیسی ، آلمانی ، فرانسه ، روسی ، ترکی ، عثمانی و ترکی آذربایجانی را بخوبی میدانست و با ادبیات این زبانها آشنایی کامل داشت . از تألیفات و آثار عمده وی میتوان کتابهای : تاریخ ادبیات ایران ، تاریخ مختصر ایران ، فرهنگ شاهنامه و ترجمه تاریخ ادبیات فارسی تألیف هرمان انه را نام برد .

Senator 07
2008-04-25, 03:24 AM
استاد صادق هدايت
صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك)‌ فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد.

در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.

در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.

در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد.

سال‌شمار تفصيلي آثار
1302
«رباعيات خيام» : كتاب مستقل 1303
«زبان حال يك الاغ به وقت مرگ»: مجله وفا سال دوم شماره 6 صفحه 164 تا 168
«انسان و حيوان»: كتاب مستقل - انتشارات بروخيم 1305
«جادوگري در ايران»: La Magie en Perse : به فرانسه در مجله فرانسوي لووال ديسيس Le Voile dIsis شماره 79 سال 31 چاپ پاريس
داستان «مرگ» در مجله ايرانشهر دوره چهارم شماره 11 چاپ برلن صفحه 680 تا 682 1306
«فوايد گياهخواري»: كتاب مستقل- چاپ برلين 1308
«زنده به گور»
«اسير فرانسوي» 1309
«پروين دختر ساسان»: كتاب مستقل- كتابخانه فردوسي
مجموعه «زنده به گور» مشتمل بر داستانهاي:
زنده به گور
اسير فرانسوي
داود گوژپشت
مادلن
آتش پرست
آبجي خانم
مرده خورها
آب زندگي 1310
«سايه مغول» در مجموعه انيران - مطبعه فرهومند
«كور و برادرش: ترجمه از آرتور شينسلر Arthur Schnitzler نويسنده اطريشي، مجله افسانه، دوره سوم، شماره 4 و 5
«كلاغ پير»: ترجمه از الكساندر لانژكيلاند Alexandre Lange Kielland نويسنده نروژي، مجله افسانه، دوره 3، شماره 11، صفحه 1- 5
«تمشك تيغ دار»: ترجمه از آنتوان چخوف روسي Anton Pavlovitch Tchekhov ، مجله افسانه، دوره 3، شماره 23، صفحه 1 -51
«مرداب حبشه»: ترجمه از كاستن شراو نويسنده فرانسوي Gaston Cherau ، مجله افسانه، دوره 3، شماره 28
«درد دل ميرزا يداله»: مجله افسانه، دوره 3، جزوه 28، صفحه 1- 2 كه بعدا به نام داستان محلل چاپ شد
«مشاور مخصوص»: ترجمه از آنتوان چخوف، مجله افسانه، سال سوم، شماره 28
«حكايت با نتيجه»: مجله افسانه، دوره 3، شماره 31، صفحه 2 -3
«شب هاي ورامين»: مجله افسانه، دوره سوم، شماره 32، صفحه 10 -15
«اوسانه: قطع جيبي» - نشريه آريان كوده
«جادوگري در ايران»: ترجمه از فرانسه، مجله جهان نو، سال دوم، شماره اول، صفحه 60 -80
1311
«اصفهان نصف جهان»: كتاب مستقل-كتابخانه خاور
مجموعه «سه قطره خون» مشتمل بر داستانهاي:
سه قطره خون
گرداب
داش آكل
آينه شكسته
طلب آمرزش
لاله
صورتك ها
چنگال ها
محلل
«چطور ژاندارك دوشيزه اورلئان شده؟» مقدمه صادق هدايت به كتاب «دوشيزه اورلئان» اثر شيلر - ترجمه بزرگ علوي - صفحه الف تا خ 1312
مجموعه «سايه روشن» مشتمل بر داستانهاي:
س.گ.ل.ل
زني كه مردش را گم كرد
عروسك پشت پرده
آفرينگان
شب هاي ورامين
آخرين لبخند
پدران آدم
«نيرنگستان»- كتاب مستقل
«مازيار»- كتاب مستقل با همكاري مجتبي مينوي
«علويه خانم»- كتاب مستقل 1313
«وغ وغ ساهاب»- كتاب مستقل با همكاري مسعود فرزاد
«ترانه هاي خيام»- كتاب مستقل - مطبعه روشنايي
«البعثه الاسلاميه في البلاد الافرنجيه» - كتاب مستقل
« شرط بندي» ترجمه از آنتوان چخوف در مجموعه گل هاي رنگارنگ 1315
«بوف كور» كتاب مستقل - چاپ پلي كپي شده
«كارنامه اردشير پاپكان» ترجمه از متون پهلوي ضمنا شامل « زند و هومن يسن» ترجمه از متون پهلوي 1318
«ترانه هاي عاميانه» - مجله موسيقي، سال اول، شماره هاي 6، صفحه 17 - 19. 4 و 7 صفحه 24 و 28.
«متل هاي فارسي» - مجله موسيقي، شماره 8
قصه هاي «آقاموشه»، «شنگول و منگول» - مجله موسيقي، سال اول، شماره 8
قصه «لچك كوچولوي قرمز» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 2 1319
«چايكووسكي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 3، خردادماه، صفحه 25 - 32
«پيرامون لغت فرس اسدي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 31 - 36
«شيوه نوين در تحقيق ادبي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 19 - 30
«گجسته اباليش» - ترجمه از متن پهلوي 1320
«داستان ناز» در مجله موسيقي سال سوم شماره دوم، صفحه 38-30
«شيوه هاي نوين در شعر فارسي» در مجله سوم شماره 3، صفحه 22
«سنگ صبور» مجله موسيقي سال سوم، شماره 6 و 7، صفحه 18-13 1321
مجموعه «سگ ولگرد» شامل داستانهاي
سگ ولگرد
دن ژوان كرج
بن بست
كاتيا
تخت ابونصر
تجلي
تاريكخانه
ميهن پرست
«شهرستانهاي ايران»: ترجمه از متن پهلوي، مجله مهر، سال هشتم، شماره اول، صفحه 47 - 55، شماره دوم، صفحه 127 - 131 و شماره سوم،صفحه 168 - 175
داستان «آب زندگي»: انتشارات فرهنگ تهران
بخش هايي از «بوف كور»: مجله ايران
«بن بست»: چاپ فرانسه 1942 Limpasse 1322
«علويه خانم»: كتاب مستقل
«گزارش گمان شكن» - ترجمه از متن پهلوي
«يادگار جاماسب» - ترجمه از متن پهلوي، مجله سخن، سال اول، شماره 3،صفحه 161 - 167، شماره 4 و 5،صفحه 217- 220
ترجمه «گورستان زنان خيانتكار»: از آرتور كريستين سن خاورشناس دانماركي، مجله سخن، سال اول، شماره 7 و 8
«جلو قانون»: ترجمه از فرانتس كافكا Frantz Kafka در مجله سخن، شماره 11 و 12
«كارنامه اردشير پاپكان» - ترجمه از متن پهلوي
«چگونه نويسنده نشدم» - مجله سخن 1323
«آب زندگي» - روزنامه مردم
«اوراشيما» - قصه ژاپوني - ترجمه در مجله سخن، سال دوم، شماره اول، صفحه 43 - 45
نقد «بازرس»: اثر گوگول، ترجمه در مجله پيام نو، سال اول، صفحه 52
«ملا نصرالدين در بخارا»: مجله پيام نو،سال اول، شماره اول،صفحه 57
«زند و هومن يسن» - ترجمه از متن پهلوي
«ولنگاري» مجموعه داستانهاي:
قضيه مرغ روح
قضيه زير بته
قضيه فرهنگستان
قضيه دست بر قضا
قضيه خر دجال
قضيه نمك تركي 1324
«حاجي آقا» - كتاب مستقل
نقد «خاموشي دريا»: اثر وركور - مجله سخن، سال دوم،شماره سوم،صفحه 227 - 228
«چند نكته درباره ويس و رامين» - مجله پيام نو،سال اول،شماره نهم،صفحه 15 - 19 و شماره 10، صفحه 18 - 26 - 31
«طلب آمرزش» - از كتاب سه قطره خون، مجله پيام نو، سال اول، شماره 12، صفحه 20 - 24
«شنگول و منگول»: مجله پيام نو،سال دوم، شماره سوم، صفحه 54 - 55
انتقاد بر ترجمه رساله «غفران» ابوالعلاء معري، مجله پيام نو، سال دوم، شماره 9، صفحه 64
«فلكلر يا فرهنگ توده» - مجله سخن،‌سال دوم، شماره 3، صفحه 179 – 184 و شماره 4، صفحه 339 – 342
«طرح كلي براي كاوش فلكلر يك منطقه» - مجله سخن، سال دوم، شماره 4، صفحه 265- 275
«شغال و عرب» - ترجمه فرانتس كافكا،‌مجله سخن،‌سال دوم، شماره 5، صفحه 349
«آمدن شاه بهرام ورجاوند» - ترجمه از متن پهلوي، مجله سخن، سال دوم، شماره 7، صفحه 540
«خط پهلوي و الفباي صوتي»- مجله سخن، سال دوم، شماره 8، صفحه 616 – 760 و شماره 9، صفحه 667- 671
«ديوار» - ترجمه از ژان پل سارتر Jean Paul Sartre نويسنده فرانسوي، مجله سخن، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 833 – 847
«سامپينگه» Sampingue به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
لوناتيك Lunatique - «هوسباز» - به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران 1325
«افسانه آفرينش» - چاپ پاريس، آدرين مزون نو
«آبجي خانم» - از مجموعه زنده به گور، مجله پيام نو، سال دوم، شماره 6، ارديبهشت 1325، صفحه 31 – 36
«فردا» - مجله پيام نو، سال دوم، شماره 7 و 8، صفحه 54 – 64
ترجمه داستان «فردا» - به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
«گراكوش شكارچي» - ترجمه از فرانتس كافكا، مجله سخن،‌سال سوم، شماره 1، صفحه 48 – 52
«قصه كدو» - مجله سخن، دوره سوم، شماره 4
«ترجمه هنر ساساني در غرفه مدال ها» - اثر «ال مور گشترن» در مجله سخن، سال سوم، شماره 5، صفحه 318 – 382
«بلبل سرگشته» در مجله سخن، سال سوم، شماره 6 و 7، صفحه 432 – 443
مقدمه كتاب «كارخانه مطلق سازي» نوشته كارل چابك، نويسنده چك اسلواكي، با ترجمه حسن قائميان 1327
«پيام كافكا» - مقدمه اي بر كتاب «گروه محكومين» فرانتس كافكا
«توپ مرواري» - كتاب مستقل 1329
«مسخ» - اثر فرانتس كافكا، ترجمه با همكاري حسن قائميان 1378
مجموعه «فرهنگ عاميانه مردم ايران» مشتمل بر بخش هاي:
نيرنگستان
ترانه ها، متل ها، اوسانه و غيره
تحقيقات صادق هدايت (چاپ براي بار اول) 1379
«انسان و حيوان» به انضمام مجله هاي صادق هدايت (چاپ براي بار اول)
«حسرتي، نگاهي و آهي» - آلبوم نفيس عكس هاي صادق هدايت به مناسبت نود و هشتمين سالگرد تولد صادق هدايت با ترجمه انگليسي (28 بهمن 1281) 1380
آلبوم«از مرز انزوا» آلبوم نفيس كارت پستال هاي صادق هدايت - نشر چشمه ‏، نشر ديد 1381
«36روز با صادق هدايت » نشر سالي 1382
« نيمه پنهان سرگذشت صادق هدايت» نشر ورجاوند 1383
« ياد هدايت 81 » مجموعه داستان هاي مسابقه سال 1381 صادق هدايت - نشر ورجاوند

Senator 07
2008-04-25, 03:26 AM
یکی از مهمترین مترجمان ایرانی ذبیح الله منصوری است که در زیر شرح زندگی و آثار او می آید :

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.
پرش به: ناوبری, جستجو
ذبیح‌الله منصوری ( زاده ۱۲۷۴ش - درگذشته ۱۳۶۵ش) روزنامه‌نگار و مترجم ایرانی بود.

آثار ترجمهٔ وی به دلیل اقتباس از منابع دیگر و تغییر و افزایش متن اثر (در قیاس با متن زبان اصلی) مشهور است.

او با نام اصلی «ذبیح الله حکیم الهی دشتی» در سال 1274ش دیده به جهان گشود.

ذبیح الله منصوری دارای تحصیلات قدیمه بود و خدمت مطبوعاتی خود را از سال ۱۲۹۲ آغاز نمود. منصوری طی ۷۰ سال روزنامه نویسی خویش بامجلات و مطبوعات بسیاری همکاری نمود از جمله: کوشش، ایران ما، داد، ترقی، تهران مصور، روشنفکر و سپید و سیاه. عمده کارهای او در مجله هفتگی خواندنیها منتشر می‌شد.

وی در طول عمر خود به کشورهایی نظیر هند ، شوروی و چندین کشور اروپایی سفر نمود.

در ترجمهٔ آثار به جای وفادار ماندن به متن کتاب به زبان اصلی، تغییرات و اضافاتی را در متن اصلی اعمال کرده است. بعضی منتقدان کتاب‌های ادبی و تاریخی این صفت وی را نکوهیده و خلاف نظریهٔ «وفاداری به متن در ترجمه» می‌شمارند [نیاز به ذکر منبع] در حالی که استقبال خوانندگان عام از آثار او چشمگیر بوده است و این آثار به احتمال، پرخواننده‌ترین رمان‌های تاریخی به زبان فارسی هستند. وی آثار بسیاری را ترجمه کرده (حدود ۱۴۰۰ اثر) که حتی ذکر نام آنها هم کاری دشوار است.

ذبیح الله منصوری متاهل و صاحب دو فرزند بود وی در 19 خرداد ماه 1365ش در بیمارستان شریعتی درگذشت.

آثار

غرش طوفان (1336) - الکساندر دومای پدر
سه تفنگدار (1336) - الکساندر دومای پدر
شاه جنگ ایرانیان در چالدران و یونان (جون بارک واشتن فنو) - 1343
عشاق نامدار (1346) -
خواجه تاجدار (1347) - ژان گور
امام حسین و ایران (1351) - کورت فریشلر
مفز متفکر جهان شیعه "امام صادق " (1354) -
سقوط قسطنطنیه (1359) - میکا والتاری
خداوند الموت (حسن صباح) (1359) - پل آمیر
ملاصدرا (1361) - هانری کورین
عارف دیهیم دار (1362) - جیمز داون
غزالی در بغداد (1363) - ادوارد توماس
جراح دیوانه (1364) - ژارگن توروالد
سرزمین جاوید (1370) - رومن گیرشمن
سینوهه پزشک فرعون - میکا والتاری
من کنیز ملکه مصر بودم - میکل پیرامو
سفرنامه ماژلان - پبگافتا دی لومباردو
اسپارتاکوس (؟) - هوارد فاست
ژوزف بالسامو (؟) - الکساندر دومای پدر
محبوس سنت هلن یا سرگذشت ناپلئون - اوکتاو اوهری
شاه طهماسب و سلیمان قانونی - آلفرد لابی ار
دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری (؟) - ژان یونیر
مکاتبات چرچیل و روزولت - وارن اف . کمبل
پطر کبیر - رابرت ماسی
عايشه بعد از پيغمبر - كورت فريشلر
ایران و بابر - ویلیام ارسکین
ملکه ویکتوریا - الیزابت لانفورد

Senator 07
2008-04-25, 03:40 AM
رينوسوكه آكوتاگاوا نويسنده نامدار ژاپني به سال 1892 به دنيا آمد. درسال 1914 آغاز به نوشتن داستان هاي كوتاه كرد واز آن پس تازماني كه دست به خود كشي برد (1927) داستان هاي ؛ مقالات؛ ترجمه ها ونمايشنامه هايي به رشته تحرير در آورد.

آكوتاگاوا به دوره مسيحيت ژاپن (اواخر قرن16) يعني زماني كه تعداد از دين برگشتگان تقريباً به دو هزار تن مي رسيد؛ سخت گرايش پيدا كرد ودرباره آن دست هاز دين برگشتگان سرسختي كه مي گفتنمد در قرن هفدهم بر اثر تحريم مسيحيت در كوه هاي جنوب ژاپن پنهان شده وبه مذهبشان را دزدانه ترويج مي كرده اند ؛ به تفحص پرداخت و به افسانه هايي كه از اين گروه بر سر زبان ها بود دلبستگي خاصي در خود احساس كرد.

در ميان آثار متعدد وپرمايه آكوتاگاوا قطعاتي وجو دارد كه به فورم وقالب سناريو نوشته شده است .اين قطعات جنبه ادبي دارد وگويا نويسنده قصد داشته از آن ها سناريوي كوتاه سن سباستيان يكي از همين قطعات است كه داستان يك روستايي ژاپني را بازگو مي كند كه پس از مرتد شدن خود به وسيله مبغلين كاتوليك ؛ پدر سباتيان وگاه نيز سن سباتيان نام مي گيرد . مردي كه هرگز رسما در زمره قديسان شمرده نشده است.

ماجراي داستان به سال 1634 يعني چندي بعد از نهي مسيحيت كه سباتيان در غاري كوهستاني پنهان شده وآن جا را به نمازخانه يي تبديل كرده است رخ مي دهد.

سناريوي سن سباتيان در حقيقت تمثيلي است از مجادله ميان روج وماده ويا همان حقيقت تمثيلي است از مجادله اين روح وماده ويا همان طظور كه آكوتاگاوا در يادداشتهاي خود آورده است ؛ از تزاع ميان مذهب و سياست گفت وبه ميان مي آورد.

در سناريوي سن سباتيان همه سمبل را نمي توان تفسير كرد. اما براي اين كه نقش ناخداي هلندي در اين سناريو چيست ؛ بايد يادآور شويم كه ناخداي هلندي در اين سناريو چيست ؛ بايد يادآور شويم كه كاتوليك ها اعتقاد داشتند هلندي ها تا اندازه زيادي در نهي وتحريم كاتوليك از جانب دولت ژاپن مسئول بوده اند وبه تحقيق معلوم است كه هلندي ها در ايجاد اين تحريم نفعي براي خود مي پنداشتند زيرا پس از غيبت اسپانيايي ها وپرتغالي ها تجارت با ژاپن در انحصار هلندي ها بوده است.

سناريوي سن سباتيان به همان اندازه از گذشته سخن مي دارد كه از آينده شات سي وهشتم گويي حادثه هيروشيما را از پيش خبر مي دهد.

Senator 07
2008-04-27, 01:39 AM
رابیند رانات تاگور نویسنده و شاعر هندی، که در ششم ماه مه 1861 میلادی در کلکته از خانواده ای که افراد آن شاهزاده بودند متولد گردید. تاگور پس از طی تحصیلات مقدماتی در هندوستان در سال 1877 برای تحصیل حقوق و قوانین به انگلستان رفت و در آن کشور شروع به مطالعه زبان انگلیسی و تحقیق و جست وجو درباره شاعران انگلیس نمود و نیز خود کتاب هایی را که به زبان بنگالی نوشته بود، به انگلیسی ترجمه کرد و از همان دوران به کار نویسندگی مشغول شد. پس از مراجعت به هند در سال 1901 (خانه صلح) را تأسیس کرد که یکی از بنگاه های تربیتی شد و در آن از روش های عادی و معمولی پیروی نمی کردند.

تاگور به سال 1913 موفق به اخذ جایزه نوبل در ادبیات گردید. وی در هفتم اوت 1941 پس از یک عمل جراحی در کلکته درگذشت.

از کتاب های معروف اوست:

باغبان
چیدن میوه
میهن و جهان
فراری
ماه جوان
خاطرات من
مذهب بشر
غرق کشتی
نامه هایی به یک دوست
چیترا
گره های باز شده
مرکز تمدن هندی
گورا
مناظر بنگال
سنگ های گرسنه
گیتا نجالی
دو خواهر
منظره ای از تاریخ هند
قربانی.

Senator 07
2008-04-27, 01:41 AM
شاهزاده ايلانگو – آديگال شخصيتي تاريخي است که نسبت او به پادشاهان سلسله "چرا" مي‌رسد. اين پادشاهان در منطقه مالابار، در جنوب غربي شبه جزيره هند، حکومت مي‌کردند.

تاليف رمان خلخال را به شاهزاده ايلانگو – آديگال نسبت داده‌اند. اما اين رمان صحنه‌ها و بخش‌هاي هنري و متنوعي دارد که ظاهرا در يک دوران طولاني شکل گرفته‌اند، و قديمي‌ترين قسمت‌هاي آن يادگار قرن دوم ميلادي است، که نويسنده اين فصل را به هم ربط داده، و رمان جذابي پديد آورده است.

و به گواهي تاريخ اين شاهزاده به نفع برادرش از تاج و تخت چشم مي‌پوشد و بقيه عمر را با زهد و رياضت مي‌گذراند و فلسفه و آيين جاينا را بنياد مي‌نهد.

Senator 07
2008-04-27, 01:42 AM
شیرزاد حسن سال 1950 در شهر اربیل ، یکی از بزرگترین شهرهای کردستان عراق متولد شد. پدر او پلیسی بود بسیار سنگدل وتندخو. شیرزاد شخصیت پدرش را در بسیاری از داستانهای مشهورش، از جمله داستان عزراییل ، منعکس کرده است .

بعدها حدیث پدر سالاری ، تم اصلی داستانهای او شد . سال 1975 از دانشگاه المستنصریه بغداد با مدرک لیسانس زبان انگلیسی فارغ التحصیل شد و 16 سال به عنوان دبیر زبان خارجه تدریس کرد. دوران تدریس نیز تأثیر بسیار بر داستانهای او گذاشت و از جمله داستان " کل پسران و آهو دختران " را بر پایه مناسبت های معلم – دانش آموزی نوشت .

در سال 1997 تابعیت کشور فنلاند را پذیرفت اما پس از شش ماه اقامت در فنلاند و به وطن خود بازگشت . وی هم اکنون مقیم شهر سلیمانیه کردستان عراق است و برای یکی از سازمانهای وابسته به Uk کار می کند .

آثار منتشره :

تنهایی
گل سیاه
حصار و سنگهای پدرم
محله مترسک ها
بی کتاب به سر نمی برم
مه بر فراز دره
اشک های قمری
رواست بدانی
شاه لیر
و ...

Senator 07
2008-04-27, 01:44 AM
وو- شنگن (1580 - 1510) ظاهرا اديب نام آور و خرده گير و نکته سنجي بوده است که همه چيز را با نظر انتقادي مي‌نگريسته، و با اين وصف امپراتور به او لطف و عنايت داشته است.

رمان او در حدود سال 1550 منتشر شده، و نويسندگان ديگر نيز در دنباله اين داستان چندين رمان و چندين نمايشنامه نوشته‌اند.

که از همه جالب تر رمان Xi You Ji Bu است از "دونگ يو" که در ضمن نقل عجايب، جامعه و سياست عصر خويش را به نقد کشيده است. و قطعا فروپاشي غم انگيز سلسله مينگ (1644) در او اثر گذاشته است.

Senator 07
2008-04-27, 01:45 AM
Tuang - Huhuo


يكي از سرشناس ترين نويسندگاني ويتنامي به شمار مي آيد كه در آثارش نوعي عرفان ومذهب درهم آميخته است و توانگ از تعالين بودا بهرئي فوران جسته وروح خود را از اين رهگذر صيقل هوس هاست ؛مي بايد غرايز حيواني را در خود نابود ساطد كوتاه عرفاني اوست كه راه رستگاري وپرهيزگاري را به شيوه خاص خود تصوير مي كند.

Senator 07
2008-04-27, 01:46 AM
Dalal - Narges

دالال - نرگس

خانم نرگس دالال از نويسندگان معاصر هندوستان است. شيوه داستان نويسي غربي را با جهان بيني هندي مي آميزد و تضاد جهان معنوي شرق و غرب را به سادگي و زيبايي بيان مي کند. داستان (قرباني) از کتاب (داستان هاي جايزه برده جهان) که در سال 1965 در انگلستان انتشار يافته يكي از نمونه كارهاي اين نويسنده مي باشد .

Senator 07
2008-04-27, 01:46 AM
Lahory - Mohhamad.Ighbal

محمد اقبال لاهوری

محمد اقبال لاهوری متولد 1352 هجری شمسی می باشد.

برخی از آثار این شخصیت از نویسنده پاکستان عبارتند از:

ارمغان حجاز
پیام مشرق
جاویدنامه
رمز بیخودی
اسرار و رموز.